بسم الله الرّحمن الرّحيم
دانشگاه آزاد اسلامي
واحد ارسنجان
دانشكده علوم انساني، گروه روانشناسي
پايان نامه براي دريافت درجه كارشناسي ارشد (M.A.)
گرايش: عمومي

عنوان:
بررسي ويژگي هاي روان سنجي پرسشنامه سرشت و منش
در گروهي از همرا هان مراجعه کننده به درمانگاه‌هاي شيراز
استادراهنما:
دکتر حسن حق شناس
استاد مشاور:
دکتر محبوبه چين آوه
نگارش:
مريم زرين مو
تابستان 1392
دانشگاه آزاد اسلامي
واحد ارسنجان
دانشکده علوم انساني، گروه روانشناسي
پايان نامه براي دريافت درجه کارشناسي ارشد (M.A.)
گرايش: عمومي
عنوان:
بررسي ويژگي هاي روان سنجي پرسشنامه سرشت ومنش
در گروهي از همرا هان مراجعه کننده به درمانگاه‌هاي شيراز
نگارش:
مريم زرين مو
ارزيابي وتصويب شده توسط کميته داوران پايان نامه با درجه عالي
امضاء اعضا کميته پايان نامه
دکتر حسن حق شناس (استاد راهنما)
دکتر محبوبه چين آوه (استاد مشاور)
دكتر مرتضي لطيفيان (استاد داور)
مدير گروه تحصيلات تكميلي معاون پژوهش و فن آوري دانشگاه
دكتر محبوبه چين‌آوه دکتر حيدر آقابابا
تابستان 1392
تعهدنامه اصالت رساله يا پايان نامه
اينجانب مريم زرين‌مو دانش‌آموخته مقطع کارشناسي ارشد ناپيوسته در رشته روانشناسي گرايش عمومي سازماني که در تاريخ 28/6/1392 از پايان‌نامه خود تحت عنوان “بررسي ويژگي‌هاي روان‌سنجي پرسشنامه سرشت و منش در گروهي از همراهان مراجعه‌کننده به درمانگاه‌هاي شيراز” با کسب نمره 25/19 و درجه عالي دفاع نموده‌ام، بدينوسيله متعهد مي‌شوم:
1) اين پايان نامه حاصل تحقيق و پژوهش انجام شده توسط اينجانب بوده و در مواردي که از دستاوردهاي علمي و پژوهشي ديگران (اعم از پايان نامه، کتاب، مقاله و. . . ) استفاده نموده ام، مطابق ضوابط و رويه موجود، نام منبع مورد استفاده و ساير مشخصات آن را در فهرست مربوطه ذکر و درج کرده‌ام.
2) اين پايان نامه قبلاً براي دريافت هيچ مدرک تحصيلي (هم سطح، پايين تر يا بالاتر) در ساير دانشگاهها و مؤسسات آموزشي عالي ارائه نشده است.
3) چنانچه بعد از فراغت از تحصيل، قصد استفاده و هر گونه بهره برداري اعم از چاپ کتاب، ثبت اختراع و . . . از اين پايان نامه داشته باشيم، از حوزه معاونت پژوهشي واحد مجوزهاي مربوطه را اخذ نمايم.
4) چنانچه در هر مقطع زماني خلاف موارد فوق ثابت شود، عواقب ناشي از آن را مي پذيرم و واحد دانشگاهي مجاز است با اينجانب مطابق ضوابط و مقررات رفتار نموده و در صورت ابطال مدرک تحصيلي‌ام هيچگونه ادعايي نخواهم داشت.

نام و نام خانوادگي: مريم زرين‌مو تاريــخ و امضــاء: اثر انگشت:
اين تعهد مي بايست در حضور نماينده پژوهش امضاء و اثر انگشت شود.
معاونت پژوهش و فناوري
به نام خدا
منشور اخلاق پژوهش
با ياري از خداوند سبحان و اعتقاد به اين كه عالم محضر خداست و همواره ناظر بر اعمال انسان و به منظور پاس داشت مقام بلند دانش و پژوهش و نظر به اهميت جايگاه دانشگاه در اعتلاي فرهنگ و تمدن بشري، ما دانشجويان و اعضاء هيئت علمي واحدهاي دانشگاه آزاد اسلامي متعهد مي گرديم اصول زير را در انجام فعاليت هاي پژوهشي مد نظر قرار داده و از آن تخطي نكنيم:
1. اصل برائت: التزام به برائت جويي از هرگونه رفتار غيرحرفه اي و اعلام موضع نسبت به كساني كه حوزه علم و پژوهش را به شائبه هاي غيرعلمي مي آلايند.
2. اصل رعايت انصاف و امانت: تعهد به اجتناب از هرگونه جانب داري غير علمي و حفاظت از اموال، تجهيزات و منابع در اختيار.
3. اصل ترويج: تعهد به رواج دانش و اشاعه نتايج تحقيقات و انتقال آن به همكاران علمي و دانشجويان به غير از مواردي كه منع قانوني دارد.
4. اصل احترام: تعهد به رعايت حريم ها و حرمت ها در انجام تحقيقات و رعايت جانب نقد و خودداري از هرگونه حرمت شكني.
5. اصل رعايت حقوق: التزام به رعايت كامل حقوق پژوهشگران و پژوهيدگان (انسان،حيوان ونبات) و ساير صاحبان حق.
6. اصل رازداري: تعهد به صيانت از اسرار و اطلاعات محرمانه افراد، سازمان ها و كشور و كليه افراد و نهادهاي مرتبط با تحقيق.
7. اصل حقيقت جويي: تلاش در راستاي پي جويي حقيقت و وفاداري به آن و دوري از هرگونه پنهان سازي حقيقت.
8. اصل مالكيت مادي و معنوي: تعهد به رعايت كامل حقوق مادي و معنوي دانشگاه و كليه همكاران پژوهش.
9. اصل منافع ملي: تعهد به رعايت مصالح ملي و در نظر داشتن پيشبرد و توسعه كشور در كليه مراحل پژوش.
تقديم به
پدر و مادر عزيزم.
خداي را بسي شاکرم که از روي کرم پدر و مادري فداکار نصيبم ساخته تا در سايه درخت پر بار جودشان بياسايم و از ريشه آنها شاخ و برگ گيرم و از سايه وجودشان در راه کسب علم ودانش تلاش نمايم. والديني که بودنشان تاج افتخاري است بر سرم و نامشان دليلي است بر بودنم چرا که اين دو وجود پس از پروردگار مايه هستي ام بوده اند، دستم را گرفتند و راه رفتن را در اين وادي زندگي پر از فراز و نشيب آموختند. آموزگاراني که برايم زندگي، بودن و انسان بودن را معنا کردند. حال اين برگ سبزي است تحفه درويش تقديم آنان….
به پاس تعبير عظيم و انساني‌شان از کلمه ايثار و از خودگذشتگان به پاس عاطفه سرشار و گرماي اميدبخش وجودشان که در اين سردترين روزگاران بهترين پشتيبان است، به پاس قلب هاي بزرگشان که فرياد رس است و سرگرداني و ترس در پناهشان به شجاعت مي‌گرايد و به پاس محبت‌هاي بي‌دريغشان که هرگز فروکش نمي‌کند.
سپاسگزاري
سپاس خداي را که سخنوران، در ستودن او بمانند و شمارندگان، شمردن نعمت هاي او ندانند و کوشندگان، حق او را گزاردن نتوانند. و سلام و دورد بر محمّد و خاندان پاك او، طاهران معصوم، هم آنان که وجودمان وامدار وجودشان است؛ و نفرين پيوسته بر دشمنان ايشان تا روز رستاخيز…
بدون شک جايگاه و منزلت معلم، اجّل از آن است که در مقام قدرداني از زحمات بي شائبه‌ي او، با زبان قاصر و دست ناتوان، چيزي بنگاريم.
اما از آنجايي که تجليل از معلم، سپاس از انساني است که هدف و غايت آفرينش را تامين مي‌کند و سلامت امانت‌هايي را که به دستش سپرده اند، تضمين؛ بر حسب وظيفه و از باب “من لم يشکر المنعم من المخلوقين لم يشکر اللَّه عزّ و جلّ” با سپاس فراوان از راهنماي ها و زحمات استاد محترم جناب آقاي دکترحق شناس که در کمال سعه صدر، با حسن خلق و فروتني، از هيچ کمکي در اين عرصه بر من دريغ ننمودند و زحمت راهنمايي اين رساله را بر عهده گرفتند؛ از استاد صبور و با تقوا، سرکار خانم دکتر چين‌آوه ، مديريت محترم کرسي گروه، که زحمت مشاوره اين رساله را در حالي متقبل شدند که بدون مساعدت ايشان، اين پروژه به نتيجه مطلوب نمي رسيد؛ و از استاد فرزانه و دلسوز؛ جناب آقاي دکترلطيفيان که زحمت داوري اين رساله را متقبل شدند؛ کمال تشکر و قدرداني را دارم. باشد که اين خردترين، بخشي از زحمات آنان را سپاس گويد.
فهرست مطالب
عنوانصفحهچکيده1فصل اول: کليات پژوهش1-1 مقدمه42-1 بيان مسئله83-1 اهميت و ضرورت پژوهش184-1 اهداف پژوهش211-4-1 هدف کلي212-4-1 اهداف کاربردي225-1 سوالهاي پژوهش226-1 تعاريف نظري و عملياتي متغيرها231-6-1 تعريف نظري232-6-1 تعريف عملياتي متغيرها24فصل دوم: ادبيات پژوهش1-2 شخصيت272-2 عوامل مؤثر بر شخصيت331-2-2 عوامل ژنتيکي 332-2-2 عوامل محيطي343-2 نظريه هاي عاملي شخصيت351-3-2 رويکرد آلپورت362-3-2 نظريه کتل درباره شخصيت393-3-2 نظريه آيزنگ درباره شخصيت434-3-2 نظريه پنج عاملي شخصيت461-4-3-2 عصبيت يا شاخص بي ثباتي هيجاني492-4-3-2 برون گرايي (E)493-4-3-2 باز بودن(O)504-4-3-2 توافق (A)505-4-3-2 وجداني بودن (C)515-3-2 نظريه زيستي شخصيت511-5-3-2 نظريه سرشت522-5-3-2 نظريه منش594-2 پديدآيي آزمون TCI 601-4-2 ساختن و گزينش جمله هاي آزمون602-4-2 گزينش عبارات براي پرسشنامه سرشت و منش TCI613-4-2 تهيه و انطباق TCI-125614-4-2 محتواي آزمون625-2 پيشينه پژوهش666-2 خلاصه و جمع بندي فصل دوم82فصل سوم: روش تحقيق1-3 روش پژوهش852-3 جامعه آماري853-3 نمونه آماري854-3 روش نمونه گيري855-3 ابزارهاي پژوهش876-3 روش اجرا و نمره گذاري پرسشنامه سرشت و منش887-3 روش تجزيه و تحليل اطلاعات898-3 تحليل عوامل899-3 روش اجراي پژوهش9010-3 ملاحظات اخلاقي9011-3 خلاصه فصل90فصل چهارم: يافته هاي پژوهش1-4 يافته هاي توصيفي932-4 پرسش اول: آيا پرسشنامه سرشت و منش از روايي قابل قبولي برخوردار است؟941-2-4 تحليل عاملي اکتشافي خرده مقياس هاي سرشت942-2-4 تحليل عاملي اکتشافي خرده مقياس هاي منش963-2-4 تحليل عاملي تأييدي مقياس سرشت984-2-4 تحليل عاملي تأييدي مقياس منش1013-4 پرسش دوم: آيا پرسشنامه سرشت و منش از پايايي قابل قبولي برخوردار است؟1044-4 پرسش سوم: آيا پرسشنامه سرشت و منش با سن همبستگي معني داري دارد؟1075-4 پرسش چهارم: آيا بين دو جنس در مقياس هاي پرسشنامه سرشت و منش تفاوت وجود دارد؟108
فصل پنجم: نتيجه گيري و پيشنهادات1-5 بررسي نتايج پژوهش 1102-5 جمع بندي 1213-5 محدوديت ها و موانع1234-5 پيشنهادها124پيوست ها125منابع فارسي131منابع لاتين136چکيده انگليسي152
فهرست جداول
عنوانصفحهجدول 1-4 شاخص هاي آماري ميانگين، انحراف معيار پيشينه و کمينه93جدول 2-4 تحليل عامل خرده مقياس سرشت95جدول 3-4 تحليل عاملي خرده مقياس منش 97جدول 4-4 الگوهاي اندازه گيري نيکويي برازش99جدول 5-4 الگوهاي اندازه گيري نيکويي برازش102جدول 6-4 ضريب آلفاي کرونباخ براي ابعاد پرسشنامه سرشت و منش104جدول 7-4 ضريب آلفاي کرونباخ براي ابعاد پرسشنامه سرشت و منش به تفکيک جنس105جدول 8-4 ضريب بازآزمايي براي ابعاد پرسشنامه سرشت و منش 106جدول 9-4 ماتريس همبستگي ابعاد سرشت و منش با سن107جدول 10-4 مقايسه خرده مقياس هاي سرشت و منش در زنان و مردان108
فهرست نمودارها
عنوانصفحهنمودار 1-2 طبقه بندي شخصيت از نظر آيزيک (اقتباس با اندکي تغيير از ايزدي،1351)44نمودار 1-4 سرشت 100نمودار 2-4 منش 103
بررسي ويژگي هاي روان سنجي پرسشنامه سرشت و منش در گروهي از همراهان مراجعه کننده به درمانگاههاي شيراز
نام محقق: مريم زرين مو
چکيده:
هدف: هدف اساسي پژوهش حاضر وارسي جنبه هاي روان سنجي پرسشنامه سرشت ومنش در گروهي از همراهان مراجعه کننده به درمانگاه هاي شيراز
روش: اين پژوهش که از نوع اعتبار سنجي و آزمون سازي است، بر روي 310 نفر(182 نفر زن و128 نفر مرد) از همراهان مراجعه کننده به درمانگاه شهيد مطهري و امام رضا به روش نمونه گيري در دسترس انجام شد. از شرکت کنندگان درخواست شد که در صورت تمايل به شرکت در پژوهش پرسشنامه سرشت ومنش را تکميل نمايند.براي تعيين روايي پرسشنامه از روش تحليل عاملي اکتشافي و تاييدي استفاده گرديد. همچنين بررسي پايايي پرسشنامه به کمک روش آلفاي کرنباخ و بازآزمايي و تصنيف انجام شد.
يافته ها: تحليل عاملي اکتشافي وجود 8 عامل را در سوالات يا گويه هاي پرسشنامه را تاييد نمود که 4 عامل سرشت به ترتيب نوجويي، آسيب پرهيزي، پاداش وابستگي، پشتکار و 4 عامل منش عبارت است از خودراهبري، همکاري، خودفراروي معنوي الهي و خود فراوري اقيانوسي نام گذاري شدند نتايج تحليل عاملي اکتشافي و تاييدي از برازش نيکويي قابل قبولي برخوردار است. در ضمن پرسشنامه سرشت و منش از ضريب همساني دروني، ضريب تنصيف و ضريب بازآزمايي بالا برخوردار است. (دامنه ضريب آلفا از22/0 براي مقياس خود راهبري تا 80/0 براي مقياس آسيب پرهيزي و همچنين براي زنان از14/0 براي مقياس پشتکار تا70/0 براي مقياس نوجويي و مردان 003/0 براي مقياس پشتکار تا 70/0 براي آسيب پر هيزي بدست آمد و ضريب همبستگي به روش گاتمن 30/0 براي مقياس خود راهبري تا 80% براي مقياس نوجويي بدست آمد و دامنه ضريب هاي همبستگي به روش پيرسون بر روي30 نفر از شر کت کنندگان به فاصله دو هفته از4% براي مقياسهاي پشتکار وآسيب پرهيزي تا 77/0 براي مقياس خود فراروي اقيانوسي در نوسان بود)، همبستگي سن با مقياسهاي سرشت و منش و خورده مقياسهاي آن نشان داد که نوجويي و همکاري با سن رابطه مستقيم معنادار دارد. همچنين يافته ها نشان داد که نمرات مقياس هاي سرشت و منش در بين زنان و مردان از 1/0 تفاوت معناداري برخوردار نيست يافته هاي پژوهش حاضر حاکي از روايي و پايايي مناسب پرسشنامه سرشت و منش براي گروهي از شهروندان شيرازي مي باشد.
کليد واژه ها: روان سنجي، پرسشنامه سرشت و منش، تحليل عوامل
فصل اول
کليات پژوهش
1-1- مقدمه :
زندگي گستره اي براي بروز استعداد هاي ژنتيک و رشد توسعه توانايي هاي فردي به منظور کسب تعادل زيستي، رشد و رضايتمندي است. پيچيدگي هاي ژني انسان بنحوي است که در برخي از صفات همچون رنگ چشم و يا مو، بروز چنين ويژگي هايي را اجتناب ناپذير است.امادر موارد متعددي هم چون بيماري اسکيزوفرني ويا شخصيت بيمار گونه ي مرزي، به محيط مساعد براي بروز آن ويژگي ها نياز دارد.در برخي از موارد صرف نظر از نوع ويژگي ژني، تأثير محيط در ايجاد و يا توسعه ي نوعي از توانمندي و يا نقص، آشکار و اجتناب ناپذيراست؛هم چون عدم اعتماد به نفس و نداشتن قاطعيت،.پس به نظر مي رسد که دريک سوي طيف تأثيرات ژني مطلق ودر سوي ديگر تأثيرات محيطي مطلق در شکل گيري فرايندهاي مرتبط با انسان قرار دارند. اين فرايند ها موجب بروز الگوها و عادات رفتاري،احساسي و شيوه هاي تفکري (باور ها واعتقادات) مي شوند.ترکيبي از اين الگوها موجب موفقيت ،شکوفايي وبالندگي يا شکست و ناکامي است(حق شناس،1390).
بطورکلي شخصيت را ويژگي هاي فردي که موجب بروز فرايندهاي پيوسته ي احساسي،تفکري ورفتاري است تعريف نموده اند (پروين1، 2001).
شخصيت در طي فرايند تکامل انسان تحول پيدا مي کند، اين تحول بر اساس معادلات پيچيده‌ي ژني و امکانات محيطي صورت مي گيرد. در واقع اين دو عامل در تعامل با يکديگر پديده‌ي پيچيده شخصيت را مي سازند. از سوي ديگر مي توان ويژگي هاي شخصيتي را با زير بناهاي زيستي اعم از مواد زيست-شيمي2 يا ويژگي هاي دستگاه عصبي مرکزي مرتبط کرد. نخستين کسي که در تاريخ چنين رويکردي داشته بقراط حکيم است. او معتقد بود که از زيادي يا تسلط يکي از مايعات بدني همچون خون، بلغم، صفرا و سودا، به ترتيب تيپ هاي شخصيتي دموي، بلغمي، صفراوي و سودايي بوجود مي آيند(حق شناس، 1390).
شخصيت هر فرد، اصلي ترين بعد وساختار روان شناختي که به شکل گيري سبک زندگي وي کمک مي کند(گاروسيا3،2001؛ به نقل از چلبيانلو،1389). شخصيت به عنوان سازماني درون سيستم هاي عاطفي،احساسي،شناختي ومفهومي فرد تعريف شده که تعيين کننده واکنش هاي منحصر به فرد انسان نسبت به محيط است(داج4،2000؛به نقل از قسيم زاده،1389).
در سالهاي اخيررويکرد هايي روان-زيست شناختي در شخصيت ،رشد وتحول فزاينده اي داشته،بخشي ازآن به دليل ابداع تکنولوژي مانند انواع تصوير برداري هاي مغزي وبخشي ديگر بدليل پيدايش توافق عمومي محققان در توجه به فرايند هاي زيستي به عنوان زير بناي شخصيت مي باشند(کر،پرکينز5،2006).
تعريف ويژگي هاي عمومي شخصيت در زندگي روزمره به صفاتي پايدار در طي زمان باز مي گردد که از موقعيتي به موقعيت ديگر تغيير چنداني نکرده و به ماهيت وجودي فرد اشاره دارد. به طور عام، رفتار ما تحت تأثير ويژگي ها و توانايي هاي شناختي و هيجاني قرار دارد. براي پيش بيني رفتار، بايد چنين ويژگي هايي به طور دقيق مورد بررسي قرار گيرند(حق شناس، 1390).
شخصيت به عنوان يک مجموعه پيچيده تطابقي توصيف شده است که در تعامل حوزه هاي سرشت ومنش شکل مي گيرد که به بررسي جنبه هاي زيستي و محيطي در شکل گيري شخصيت مي پردازد(کلونينجر6، شوراکيک و پرزيبک7،1993).
شناخت رفتار و شخصيت انسان،چيز تازه اي نيست، برخي بر اين باورند که تاريخ تفکر در مورد رفتار و شخصيت ،به اندازه طول عمر انسانهاست،زيرا اولين چيزي که براي انسان مطرح بود رفتار او بوده است علاقمندي به بررسي شخصيت، مورد توجه فلاسفه،اديان،مذاهب وشاغلان بوده است،اما با پيدايش روشهاي علمي تقريباً اعتبار و روشهاي قبلي به سرآمد.بررسي رفتار به شيوه عملي وتجربي در سال 1879،توسط دانشمند آلماني ويليهم وونت پايه گذاري شد(برگر8،1993). از طرفي سال هاست که ارزيابي ويژگي هاوخصوصيات رواني و شخصيتي افراد با آزمون هاي معتبر مورد توجه جدي محققان ومتخصصان رواني قرار گرفته است(صباحي گراغاني،1388).
در مجموع ،بايستي تحقيقاتي در جهت انطباق و پياده سازي يک ابزار بر مبناي فر هنگ آن جامعه صورت گيرد. البته در آمريکا نيز در مطالعات مختلف بارها ابزار ساخته شده اوليه مورد باز بيني و هنجاريابي مجدد قرار مي گيرد و در هر بار اجراي مجدد، گروهاي نمونه گسترده تري با شاخصه هاي مشخصي از اختلالات در حوزه جامعه هنجاري اين آزمون قرار مي گيرد(بوچر9،2003).
از آزمونها ميتوان براي بدست آوردن اطلاعات دقيق و معتبر درباره تواناييها، استعدادها،علايق خصايص شخصيتي و مشکلات شخصي افراد به منظورکمک به خود شناسي آنان استفاده کرد. روان شناسان و مشاوران با شناخت نقاط قوت و محدوديت هاي مراجعان خود مي توانند آنها را در سازگاري وحل مشکلات شان به گونه اي منطقي تر کمک کنند. آزمونهاي رواني را در صورتي مي توان به عنوان ابزارهاي مفيد و موثري براي ارزشيابي و تشخيص بکار برد که داراي شرايط خاصي باشند علاوه بر اينکه آزمون بايد به گونه اي تدوين شده باشد که آزمودني بتواند به راحتي پرسش هاي آن را بخواندوبفهمد ويژگي هاي خاصي وجود دارند که آزمون بايد اين ويژگي ها را دارا باشد، بدون داشتن اين ويژگي هاي اساسي نتايج آزمون قابل تعميم و تفسير نخواهد بود. همچنين ابزارها با توجه به جوامع مختلف، معيارهاي خاص خود را مي طلبند(شريفي،1385). بنابراين هدف از پژوهش حاضر بررسي ويژگيهاي روان سنجي پرسشنامه سرشت و منش است. زيرا يکي از ضروريات علم روان شناسي در کشور ما پرداختن به موضوع اعتباريابي آزمون هاي روان شناختي است وبايد توجه داشت که بدون ابزارهاي سنجش معتبر و پايا نمي توان به درستي نتايج پژوهش هاي روان شناختي اعتماد کرد.
2-1 بيان مسئله :
بحث برانگيزترين و جذاب ترين و پيچيده ترين مبحث دانش روان شناسي شخصيت مي باشدکه از ديدگاه علم روان شناسي عبارت است از تمام خصوصيات يک فرد.شخصيت شامل تمام رفتارهايي است که فرددر جهت انطباق و سازش خود با محيط انجام مي دهد يعني هر نوع کوششي که انسان براي هماهنگ کردن رفتارهاي خود با محيط انجام مي دهد. شخصيت از آغاز تولد تا پايان عمر در حال شکل گرفتن و تکامل است(جعفر نژاد،1383).
يکي از روش شناسي هاي به روز روانشناسي در زمينه‌ي شناخت شخصيت، “نظريه‌ي عاملي”10 مي باشد. اين رويکرد به کشف مولفه هاي ثابت و پايدار شخصيت مي پردازد. در روانشناسي جديد دو روش موازي و همسو در نظريه هاي عاملي وجود دارد. اين دو روش از نظريه هاي پيشين دانشمنداني همچون پاولف11، کارل گوستاو يونگ12، هانس آيزنک13، کتل14 و ديگر دانشمنداني که بر روش هاي آماري که ارتباط بين دو يا چند عامل را نشان مي دهند(همچون ضرايب همبستگي اسپيرمن و پيرسون) تأکيد داشته اند، منشاء گرفته و تکامل پيدا کرده اند(حق شناس،1390).
يکي از دغدغه هاي بنيادي روان شناسان، يافتن متغير هاي اساسي در خلال يا در پس صفات يا رگه ها بوده است. بخشي از اين تلاش ها تنها به صورت ترسيم فرضيه هايي از منظر فاعلي متکي بوده، اما بخش ديگري از اين تلاش ها، تحت تاثير موفقيت هاي گستره عقلاني، بر تحليل عوامل به عنوان مرهمي براي اين امر تکيه زده است وحاصل آن تولد ابزار هاي عيني بوده که براساس روش تحليل عوامل پاي به عرصه نهاده اند. در اين راستا پرسشنامه هاي عيني شخصيت چون”پرسشنامه شخصيتي آيزنک15″و”پرسشنامه هاي شخصيتي 16عاملي کتل16″طراحي شدند.(ماي لي،1380).
کتل شانزده صفت عمقي يا اسا‌سي را مشخص کرده که به نظر او قطعه هاي ساختما‌ني شخصيت را تشکيل مي دهند.آزمون شانزده عاملي براي نيمرخ يا‌بي شخصيتهاي متنوعي چون شخصيت خلاق، روان رنجور و روان تني، پيش بيني امکان حمله قلبي در مردان و اندازه گيري پاسخ هاي جنسي انسان به تصاوير مستهجن به کار رفته است اين پرسشنامه همچنين براي پيش بيني سانحه پذيري، عملکرد تحصيلي و موفقيت حرفه اي در انواع مختلفي از مشاغل به کار برده شده است(شولتز، 1385).
از نظر آيزنک دو ويژگي روان نژندي يا بي ثباتي هيجاني- با ثباتي و برون گرايي- درون گرايي که عمود بر هم قرار مي گيرند مي توانند صفات مختلف شخصيت را توضيح دهند بدين ترتيب بود که يکي از مهمترين نظريه هاي شخصيت در دهه‌ي 1950 پايه گذاري شد و چنين زير بناي تاريخي موجب پيدايش نظريه‌ي پنج عاملي شخصيت گرديد(حق شناس، 1390).
اما تحقيقات مختلفي که بر روي شخصيت از ديدگاه عاملي انجام گرفته است، وجود 5عامل اصلي را براي شخصيت عنوان کرده اند؛ هرچند بر روي ماهيت اين عوامل بين نظريه پردازان مختلف اختلاف نظرهاي فراوان وجود دارد. مثلاً فيسکه17،کريستال18 وتيوپس19، نورمن20 هر کدام در نظريه خود پنج عامل اصلي را براي شخصيت عنوان ساخته اند.اما رايج ترين و مشهورترين نظريه پنج عاملي که با استقبال چشمگيري مواجه شده، نظريه پنج عاملي مک کري21و کاستا22 (1992)مي باشد، آنها در نظريه خود عوامل . روان نژندگرايي23، برون گرايي24، باز بودن به تجربه25، توافق26 و وجداني بودن27 را به عنوان پنج عامل اصلي شخصيت مطرح کردند، تحقيقات بسيار مختلفي بر روي ساختار عاملي اين تست انجام پذيرفته که همه گوياي وجود و تاييد اين پنج عامل اصلي مي باشد(واسندواسکروندال،281995؛کاپرارا،29باربا وانللي وکامري30،1995؛گروسي1380، حق شناس،1385).
علي رغم توا‌نايي اين مدل ها براي توضيح تفاوت هاي فردي در رفتار و شخصيت، در مورد تعداد يا محتواي ابعاد شخصيت توافقي وجود نداشته است. وانگهي، بسياري از مدل هاي شخصيت بر پايه‌ اين فرض استوارند که ساختارهاي فنوتيپي و ژنوتيپي شخصيت مشابه هستند به هر حال بعد شخصيتي برون گرايي از لحاظ ژنتيکي هتروژنوس تلقي شده است که به نظر مي رسد با اين فرضيه در تضاد است. در نتيجه ضروري است که يک تئوري جامع از ساختار شخصيت وجود داشته باشد که هم تاًثيرات ژنتيکي و هم محيطي را به حساب بياورد(کلونينجر،شوراکيک، 1994).
در واقع رويکرد زيست شناختي شخصيت بر پايه هاي علمي محکمي تکيه زده است،پايه هاي که بدون تلاش و پافشاري افراد مثل هانس آيزنک، جفري گري، نورمن، رابرت کلونينجر و ديگران نمي توانست شکل گيرد(کاوياني،1386).
مدل يکپارچه روان شناسي بيولوژيکي کلونينجر(1986،1987،1998،2003) تأثير قابل توجهي بر روانشناسي وروان سنجي در طول 20 سال اخير داشته است.براي مثال اين مدل به عنوان چارچوبي براي بررسي ثبات شخصيت در طول زمان خدمت کرده است(کلونينگر،1987)مردم ميان فرهنگي در مقابل مشخصه هاي ويژگي هاي شخصيتي(شوراکيک،پرزبيک و کلونينگر،1991)، دوام مشخصات شخصيتي مربوط به آسيب شناسي و نرمال(کلونينگروشوراکيک،1992)و تفاوت ميان اشکال مختلف مشخصات شخصيتي مربوط به آسيب شناسي نيز دراين چارچوب مي باشد(شوراکيک، ووايت هد، پرزبيک وکلونينگر،1993).
کلونينجر يکي از نظريه پردازان زيستي شخصيت است که با نگاه و تأکيد بر پارامترهاي زيست شناختي، يک چارچوب نظري محکم در باب شخصيت پديد آوردکه هم شخصيت بهنجار و هم نابهنجار را در بر مي گيرد. بر اساس اين ديدگاه شخصيت از اجزاي سرشت و منش31 تشکيل شده است(کاوياني، 1386).
سرشت، اساس ورا‌ثتي هيجانات و يادگيري هايي است که از طريق رفتارهاي هيجاني و خودکار کسب مي شود و به عنوان عادات قابل مشاهده در اوايل زندگي فرد ديده مي شود و تقريباً در تمام طول زندگي ثابت باقي مي ماند (کاپلان وسادوک، 2003).
بر اساس نظر کلونينجر و همکاران(1993) به واکنش هاي احساسي خودکار در برابر تجربياتي که در سراسر زندگي ثابت و به طور ارثي هستند، سرشت گفته مي شود در مقابل به تفاوت هاي فردي خودپنداري موجود در ارزش ها و اهداف، منش گفته مي شود .منش به آرامي تحت تأثير يادگيري وبينش قرار مي گيرد ،منش براي هر فردي منحصر به فرد است و در طي مراحل پيشرفتي کامل ميشود. اين مدل شخصيت ارائه شده توسط کلونينجر (1993)از لحاظ اينکه به طور معقولانه بر اساس يافته هاي قوي درباره تأثيرات تجربي و بيولوژيکي عصبي بر توسعه و ساختار شخصيتي مي باشد، متمايزبر شمرده مي شود، هم از لحاظ تجربي(عملي)و هم از لحاظ تئوري روابط موجود در بين ابعاد سرشت و منش شديداً غيرخطي مي باشد و اين موضوع طبيعت سلسله مراتبي مربوط به فرايند هاي ذهني نظارتي (منش)را نشان مي دهد که ناسازگاري ها وتضادهاي احساسي را تنظيم مي کند(کلونينگر و شوراکيک،1997)
کلونينجر (1991،1987) در مدل عصبي _ زيستي خود مطرح کرده است که سامانه هاي سر شتي در مغز داراي سازمان يافتگي کارکردي32 و متشکل از سامانه هاي متفاوت و مستقل از يکديگر براي فعال سازي، تداوم و بازداري رفتار در پاسخگويي به گروه هاي معين از محر ک ها هستند. فعال سازي رفتاري در پاسخ به محرک نو33 و نشانه هاي پاداش و رهايي از تنبيه است. بنابراين تفاوت هاي فردي در چنين قابليتي “نوجويي”34 ناميده مي شود. بازداري رفتاري35 در پاسخ به محرک هاي تنبيه يا نبودن پاداش است. تفاوت هاي فردي در قابليت وقفه يا بازداري رفتاري، آسيب پرهيزي36 ناميده مي شود. از سوي ديگر رفتاري که با پاداش تقويت مي شود، معمولاً تا مدتي پس از قطع پاداش ادامه مي يابد. کلونينجر، تفاوتهاي فردي در تداوم پاسخ پس از قطع پاداش را پاداش وابستگي37 نامگذاري کرد. بدين ترتيب کلونينجر اين سه بعد را که هر يک داراي چهار مقياس فرعي هستند به علاوه بعد چهارم يا پشتکار38 که فاقد زير مقياس است در قسمت سرشت معرفي کرد(کلونينجر،1991،1987).
افزون و مهمتر اين که در يک مطالعه نسبتاً گسترده بر روي دوقلوها شواهدي دال بر تاييد چهار بعد سرشت که عبارتند از نوجوئي، آسيب پر هيزي، پاداش- وابستگي و پشتکار صورت گرفت و نشان داد که هر يک از اين ابعاد به تنهايي از نظر ژنتيکي همگن وبا يگديگر متباين هستند، اين مطالعات نشان داد که عوامل محيطي گاهي تأثير اندکي بربعد هاي پشتکار و پاداش وابستگي دارد اما عامل مشترک زنتيک بين آنها وجود ندارد. بدين ترتيب ،مدل ارائه شده به نحوي است که مي توان عوامل زنتيک و عوامل محيطي را در زير بناي شخصيت به تفکيک تبيين کند(استالينگر39 و همکاران،1994).
منش شامل دريافت هاي منطقي درباره خود، ديگران و دنيا است و بيشتر ويژگي هاي را شامل مي شود که تحت تاًثير عوامل محيطي در ساختار شخصيتي فرد پديد مي آيد. کلونينگر (1994) سه بعد براي منش در نظر مي گيرد. بعد خود راهبري40 بر پايه پنداشت از خويشتن به عنوان يک فرد مستقل و داراي زير مجموعه هاي وحدت، احترام، عزت، تاًثير بخشي، رهبري و اميد، تعريف شده است. همچنين بعد همکاري41 بر پايه پنداشت از خويشتن به عنوان بخشي از جهان انساني و جامعه قرار دارد که از آن حس اجتماعي، رحم و شفقت، وجدان و تمايل به انجام امور خيريه مشتق مي شود. خودفراروي42 برپايه مفهومي از خويشتن به عنوان بخشي از جهان و منابع پيرامون آن مطرح شده است که با پندارهاي حضور راز گونه، ايمان مذهبي و متانت و صبوري غيرمشروط همراه است(کلونينجر وشورا کيک، 2005).
اخيراً شواهدي به دست آمده است که ابعاد منش ارثي هستند و احتمالا بر روي اسکيزوفرني تأثير جدي مي گذارند و همچنين شواهد پژوهشي حاکي است که بيماران اسکيزوفرني و خويشاوندان درجه اول آنها نيمرخ سرشتي و منش واحدي دارند که متفاوت از جمعيت عمومي است(گلات43، استون44، فارون45، سيدمن و تي سوانگ46،2006؛گيلم47 وهمکاران، 2002)
نظريه کلونينگر بر اين ادعاست که پيشرفت سرشت ومنش به طور متوالي اتفاق مي افتد بعني پيشرفت سرشت قبل از منش مي باشد(کلونينگر و گيليگان،1987) اگرچه يافته هاي گرفته شده از(کانستان تينو48 و همکارانش، 2002)نشان دهنده آن است که ابعاد مربوط به سرشت و منش در ميان کودکان پيش دبستاني؛ تقريباً بين سن 30ماهگي تا65 ماهگي به طور ثابت برابر مي باشد و درجات ابعاد مربوط به منش به طور معناداري با سن فرد در ارتباط نمي باشد.
براساس مدل کلونينجر(1987،1986)مي توان گفت که سيستم هاي انتقال دهنده عصبي تک اميني به عنوان اساس ويژگي هاي شخصيتي اساس در نظر گرفت هر يک از اين سه مورد اساس سرشت (نوجويي، آسيب پر هيزي و پاداش وابستگي)با يک انتقال دهنده عصبي مرکزي خاص در ارتباط است، نوجويي با فعاليت دوپاميني اساسي پايين، آسيب پرهيزي با فعاليت بالاي سرتونرژيک و پاداش وابستگي با فعاليت پايين نورآدرنالين در ارتباط است.در چندين بررسي و تحقيق ارتباط موجود در بين نوجويي وعملکرد دوپاميني تاييد شده و معتبر شمرده شده (کلونينجر و همکاران،2000؛هنسين49 وهمکاران،2002؛ ويسبيک50، مايور51، تامي52، جکوب و بونيگ53،1995).
مقياس هاي پرسشنامه سرشت و منش از ترکيب برداشت منطق و روشهاي آماري تحليل عوامل که طي چند سال گذشته در پژوهشهاي گسترده بر روي نمونه هاي مختلف، پايايي وروايي خوبي را نشان دادهاند به دست آمده اند(کلونينگر، شوراکيک، پرزبيک، 1993؛ کيجيما54، 1996؛ براندستورم55، 1998؛ پيليسولو وليپين56؛200؛ساتو57و همکاران،2000؛ هوساک58 و همکاران، 2004).
اين پرسشنامه سرشت و منش (TCI)59جهت سنجش پيکربندي شخصيتي پويايي افر اد سالم بعلاوه جهت پيش بيني علم آسيب شناسي رواني طراحي شده است(آدا60 و کلونينگر،2011). در حالي که مدل شخصيتي پنج عاملي به طور عملي از مطالعات مربوط به مشخصه هاي نهفته مستقل رايج از چندين سنجش شخصيت گرفته شده است(مک کرا و جان61،1992) اما پرسشنامه سرشت و منش از يک ديدگاه نظري براساس چگونگي ساختار مغز، سازمان مغز و واکنش هاي رفتاري و موثر افراد گرفته شده است (کلونينگر،2004)، گرچه هر دوي اين سيستم هاي مربوط به سنجش شخصيت، عميقاً از پيش بيني هاي علمي مختلفي نشأت گرفته اند و در واقع اين دو سيستم به هم مربوط هستند، به طوري که آسيب پرهيزي در پرسشنامه سرشت و منش واريانس هاي را با پايايي احساسي و خود راهبري با برونگرايي و همکاري با سازگاري در پرسش نامه پنج عاملي مشترک مي باشد(پي کاردي62، کارويو63، تني64، بيتيتي65 و دي ماريا66،2005).
پرسشنامه سرشت و منش
آزمون سرشت منش) TCI) براساس برسشنامه شخصيت سه بعدي TPQ)) 67توسط رابرت کلونينجر با هدف ارزيابي هفت عامل از مدل بيولوژيکي روان شناسي مربوط به شخصيت تو سعه يافت. پرسشنامه سرشت و منش پرسشنامه 240 سوالي صحيح و غلط است که 4 بعد از سرشت که شامل نوجويي، آسيب پر هيزي و پاداش وابستگي و پايداري و سه بعد منش شامل خود راهبري، همکاري و خود فراروي را مورد سنجش قرار مي دهد. 25 مقياس فرعي مربوط به 7 بعد اصلي پرسشنامه سرشت و منش را مورد ارزيابي قرار مي گيرد(کلونينجر،2004،1987،1993).
پرسشنامه TPQوTCI به طور وسيع در مطالعات تحقيقي سرتاسر جهان در طول 15سال گذشته به کار گرفته شده بود377 مقاله مشابه اصلي که بين سال هاي 1988 تا2002 با استفاده از اين پرسشنامه چاب و منتشر شده(پيليسولو،2003). دامنه هاي کاربردي اصلي همبستگي بيولوژيکي عصب شناسي مربوط به ويژگي هاي شخصيتي، مطالعات ژنتيکي مربوط به شخصيت و مطالعات سبب شناسي و باليني متعددي در روان پزشکي و روان تني مي باشد(فريمان68،1995؛ پيليسولو،2002؛ گيوليم69،2002؛ ايتير70،2003).
پرسشنامه سرشت و منش در کشور هاي مختلف، ترجمه شده و معتبر شناخته شده و اعتبار و پايايي مربوط به نسخه آمريکايي اصليTCIدر جامعه عمومي ايلات متحده ايجاد شده بود (کلونينگر، شوراکيک، برزبيک،1993) نسخه ترجمه شده پرسشنامه سرشت و منشTCI در مطالعات عمومي جمعيت هاي به زبان هاي سوئدي(براندستورم،1998) ژاپني(گيجيما،2000) هلندي(دي لاري71،1998؛ دواجيس72،2002) آلماني(ريچتر73،1999) کرهاي(سونگ74، کيم و يانگ75،2002) فنلاندي(ميتونن76،2004) و اخيراً چيني(پارکر77،2003) معتبر شناخته شده بود اين مطالعات، اعتبار دروني و اعتبار عاملي پرسشنامه را در زبان هاي مختلف ايجاد کرده است.
بررسي هاي روان سنجي و بيولوژيکي عصبي متعددي موجود مي باشد که نتايج را شرح مي دهد که اعتبار اين مدل را نشان مي دهد(کلونينجر،پرزبيک و شوراکيک،1991؛ هنيسن و همکاران،2002؛هنيگ78 و همکاران ،2000).
کلونينجر با طراحي آزمون سرشت و منش(TCI) و يافته هاي آن نشان داد که ابعاد سرشت و منش مطرح شده، بسيار با ثبات و پايدار و مستقل ازتغييرات خلق مي باشند و فقط آسيب پرهيزي بطور گذرا و موقتي در زمان افسردگي و يا هيجاني بودن افراد افزايش پيدا مي کند(کلنيجر1987، کلنينجرو همکاران1991، شوراکيک و همکاران1992، جوفه79 و همکاران1993). همچنين نوجوئي نيز مي تواند در بيماران اختلال دو قطبي، زماني که علائم خفيف هيپوماني80 دارند، به طور موقت و گذرا افزايش پيدا کند(استراکوازکي81 و همکاران1993). ساختار و ثبات ابعاد سرشت در فرهنگ هاي متفاوت نيز مورد ارزيابي قرار گرفت از آن جمله جمهوري چک82(کوزنگ83 و همکاران،1989)، يوگسلاوي (شوراکيک و همکاران،1991)، ژاپن(تاکيوچي84 و همکاران،1993)، ايتاليا (منفرد و نيا85 و همکاران، 1991، باتاگليا86 و همکاران، 1994)، اسپانيا (کانيت87،1993) و نروژ (استرندباي گارد88 و جنسن89، 1992).
پرسشنامه کلونينجر که ابعاد مربوط به سرشت و منش را اندازه مي گيرد هم اکنون در هزاران گزارش چاپ شده و مورد استفاده قرار گرفته است.
امروزه در سرتاسر جهان هر روز شاهد تهيه و هنجاريابي ابزار هاي مختلفي مي باشيم و چنان اين روند رو با افزايش مي باشد که بررسي روايي وپايايي وهنجار هاي اين ابزار در هر فرهنگ و قوميتي ضرورتي حتمي است(اکلند و هيو90،1992). بنابراين پژوهش حاضر به بررسي ويژگي هاي روان سنجي پرسشنامه سرشت و منش TCIرا درگروهي از همراهان مراجعه کنندگان به درمانگاهاي شيراز انجام شده است.
3-1 اهميت وضرورت تحقيق
پرسشنامه سرشت ومنش سنجش هاي کمي در ارتباط با شخصيت را فراهم مي آورد که به طور باليني در روانپزشکي و روان شناسي مفيد مي باشد(کلونينگر، شوراکيک،1997). به عبارت ديگر اولاً، اين پرسشنامه سنجش هاي شخصيتي را فراهم مي آورد که کميت مربوط به تفاوت هاي فردي وآسيب پرهيزي در بسياري از اختلات محورهاي I را مثل اختلال افسر دگي عمده، اختلالات نگراني با آشفتگي، اختلالات خوردن، وابستگي به مواد و همچنين پسيکوز تعيين مي کند. در واقع چندين بررسي اين موضوع را به اثبات رسانده است که بيماران افسرده حتي، در وضعيت هاي بهبودي،داراي نمره هاي آسيب پرهيزي بالاتري هستند و همچنين شدت افسردگي آنها با آسيب پرهيزي در ارتباط مي باشد (کوريوبل91، ديوريت92، پيليسولو، فالي سارد93، گيولف94، 2002؛گروزا95، پرزبيک، اسپي تزناگل96 و کلونينجر 2003؛ هنسين و همکاران،1999، ماريجنسن97، توينر98، اسايجن99 و ورحويون100،2002).
دريک نمونه بيماران اسکيزوفرني، خود راهبري بسيار با سلامت رواني در ارتباط بود (ايکايند101، هانس لون102 و بين گت سون103،2004)و همچنين (ون آمرس104، سيلمن و مولدر105،1997)ارتباط معناداري را در اين بعد نوجويي و مصرف الکل و حشيش، کافئين و نيکوتين در بيماران اسکيزوفرني کشف کردند که نشان دهنده ي آن است که رفتارهاي مر بوط به نوجويي، در مصرف مواد در اسکيزوفرني دخالت دارد.
دوماً اين پرسشنامه سرشت ومنش يک ابزار معتبر جهت ارزيابي اختلات شخصيتي در نظر گرفته مي شود ارقام پايينتر همکاري و خود راهبري در افراد مبتلا به اختلالات شخصيتي به طور ثابت ديده شد(بايون106، هيل107، شوراکيک، پرزبيک، کلونينجر،1996؛شوراکيک و همکاران،1993).
بدون در نظر گرفتن طبقات و دسته هاي مربوط به اختلال شخصيتي، مي توان گفت که اختلالات شخصيتي را به وسيله خودراهبري پايين وهمکاري پايين تعيين مي کنند، در نتيجه دو بعد به عنوان ويژگي هسته اي مربوط به اختلات شخصيتي در نظر گرفته شده اند.علاوه براين يافته هاي کلي و عمومي بيماران موجود در دسته هاي A(کنارگيري)،B(تکانشي) و C(هرسناک) به ترتيب از طريق پاداش وابسته پايين، نوجويي بالا، آسيب پرهيزي بالا تفکيک مي شوند، به ويژه نوجويي بالا، پاداش وابستگي پايين و آسيب پر هيزي پايين اختلال شخصيتي ضد اجتماعي را مشخص مي کند در حالي که نوجويي پايين، پاداش وابستگي بالا وآسيب پر هيزي بالا اختلال شخصيتي اجتنابي را تعيين مي کند(شوراکيک و همکاران،1993).
علاوه براين خود راهبري به طور معناداري با اختلال شخصيتي ارزيابي شده توسط يک پرسشنامه هلندي در ارتباط بوده است و همچنين ارتباط منفي معناداري بين همکاري و اکثر اختلا لات شخصيتي رخ داده است(دي لاري، ديوجسينس، کلونينجر،1998).
منش توسعه نيافته ،به ويژه خود راهبري پايين و همکاري پايين، پيش بيني کنندگان اختلال شخصيت اجباري به علاوه اختلال شخصيتي خود شيفتگي هستند(دي فرويت108، دي کلرک109،وان دي وايل110 ،وان هيرينجن111،2006). نوجويي بالا و پاداش وابستگي بالا پيش بيني کنند گان استعداد براي اعتياد به مواد مي باشند در حالي که آسيب پرهيزي بالا وخود فراروي بالا با پاداش وابستگي پايين، زمينه را براي جنون جواني(اسکيزوفرني)فراهم مي آورد(کلونينجر، 2004،اسميت112، کلونينجر، هارمز113، سينريسکي114،2008).
آسيب پرهيزي بالا وپاداش وابستگي پايين، آغاز افسردگي اساسي و واکنش رفتاري مربوط به بيماران با افسردگي اساسي را پيش بيني مي کند(کلونيجر، شوراکيک، پرزبيک، 2006).
به گفت? آدا وکلونينجر(2011)، شخصيت تنها مورد مهم براي پيش بيني يا شرح علم آسيب شناسي رواني به شمار نميرود بلکه بر روي وضعيت هاي موثر، تنظيم احساسات و درک آسايش داراي اهميت ميباشد. کلونينجر در سال(2004)، مدعي شد افرادي که آسيب پرهيزي کمتر و پاداش وابستگي بيشتر دارند و کساني که خود راهبرتر و وابسته به همکاري و خود فراروي تري هستند، افرادي سالم ترو شادتري خواهند بود که منجر به زندگي رضايت مندتري خواهد شد.
فهم ساختاري ابعادي طبقه بندي هاي تشخيصي موجود مي تواند در تشخيص اختلالات شخصيت و افتراق آنها از يکديگر کمک کننده باشد که اين موضوع در مطالعات غربي با استفاده از پرسشنامه سرشت و منش روي بيماران بستري و سر پايي به اثبات رسيده است(شوراکيک، وايتهد115، پرزبيک، کلونينجر، 1993؛ شوراکيک و همکاران، 2002).
پرسشنامه سرشت و منش همچنين در ارزيابي آسيب شناسي رواني همبود کمک کننده است. به اين دليل که تفاوت هاي باليني بين و درون انواع مختلف نشانگان هاي آسيب شناسي رواني شامل اختلالات اضطرابي، خلقي و خوردن وهمچنين سوء مصرف مواد با تفاوت در نيمرخ هاي پرسشنامه سرشت و منش مرتبط است، پاسخ متفاوت به داروهاي روان گردان شامل داروهاي ضد اضطراب و ضد افسردگي به طور قوي با متغيرهاي سرشتي پرسشنامه سر شت و منش در ارتباط است. برعکس مقياس هاي منش به عنوان اهدافي براي گسترش روان درماني تخصيص يافته اند ودر برخي از روان در مانيها که در حال حاضر مورد استفاده مي باشند، به کار گرفته مي شوند(کلونينجر و شوراکيک، 1992،1994).
نظر به اين که استفاده ازيک ابزار با اهداف پژوهشي و باليني، مستلزم وارسي ويژگي هاي روان سنجي آن ابزار در جمعيت مورد نظر است و با توجه به کاربردگسترده اين ابزار در جمعيت هاي بهنجار و نابهنجار، علاقه فزاينده اي به وارسي ويژگي هاي روان سنجي TCI در پژوهش هاي مختلف مشاهده مي شود. ضرورت وارسي شاخص هاي روان سنجي اين ابزار در داخل کشور از اهميت بيش تري برخوردار است.
4-1 اهداف پژوهش
1-4-1 هدف کلي
بررسي ويژگي هاي روان سنجي پرسشنامه سر شت و منش(TCI) در گروهي از همراهان مراجعه کنندگان به درمانگاه هاي شيراز.
2-4-1 اهداف کاربردي:
يافته هاي اين پژوهش درکار هاي باليني مي تواند براي بسياري از مشکلات تشخيصي راه گشا باشد. با تحقيق بر روي جمعيت هاي باليني از جمله بيماران مبتلا به اختلال هاي خلقي، اختلال هاي اضطرابي، اختلال هاي افسردگي و غيره، مي توان نيمرخ رواني هر يک از اين اختلال ها را ارايه داد. بي شک، نيمرخ باليني به دست آمده از واحدهاي تشخيصي مختلف مي تواند متخصصان باليني رادر امر تشخيص ياري رساند.
آماده کردن آزمون براي استفاده در محيط هاي آموزشي و احتمالاً دستيابي به معيارهايي براي شغل يابي وانتخاب رشته، از ديگر اهداف کاربردي مورد نياز جامعه ما است. دستيابي به معيار هايي براي کار روان درماني و مشاوره واحتمالا مشاوره هاي قبل از ازدواج مي تواند از ديگر اهداف کاربردي اين پرسشنامه است. ارزيابي ويزگي هاي شخصيتي زوج هاي موفق و خوشبخت، سرنخ هاي مهمي را براي مشاورههاي قبل از ازدواج ودر جهت زوج يابي بهينه در اختيار قرار مي دهد. همچنين ارزيابي ويژگي ها وخصلت هاي شخصيتي مراجعه کنندگان براي روان درماني، کار حرفه اي کمک به مراجعان را سامانمندتر مي کند.
5-1 سوال هاي پژوهش
1- آيا پرسش نامه سرشت و منش از روايي قابل قبولي برخوردار است؟
2- آيا پرسش نامه سرشت و منش از پايايي قابل قبولي برخوردار است؟
3-آيا پرسشنامه سرشت و منش با سن همبستگي معني داري دارد؟
4-آيا بين دو جنس در مقياس هاي پرسش نامه سرشت و منش تفاوت وجود دارد؟
6-1 تعاريف نظري وعملياتي متغيير ها
1-6-1 تعريف نظري
در



قیمت: تومان


دیدگاهتان را بنویسید