بسم الله الرحمن الرحيم
دانشگاه آزاد اسلامي
واحد ارسنجان
دانشکده علوم انساني، گروه ادبيات فارسي
پايان نامه براي دريافت درجه کارشناسي ارشد (M.A.)
گرايش: زبان و ادبيات فارسي
عنوان:
نمود جلوه‌هاي پيوند انسان با خداوند و آفريده‌هاي او در بوستان سعدي
استاد راهنما:
دکتر خسرو محمودي
استاد مشاور:
دکتر فرح نيازکار
نگارش:
ابراهيم ابراهيمي
تابستان 1393
دانشگاه آزاد اسلامي
واحد ارسنجان
دانشکده علوم انساني، گروه ادبيات فارسي
پايان نامه براي دريافت درجه کارشناسي ارشد (M.A.)
گرايش: زبان و ادبيات فارسي
عنوان:
نمود جلوه‌هاي پيوند انسان با خداوند و آفريده‌هاي او در بوستان سعدي
نگارش:
ابراهيم ابراهيمي
ارزشيابي و تصويب شده توسط کميته داوران با درجه عالي
امضاء اعضاء کميته پايان نامه
دکتر خسرو محمودي (استاد راهنما)
دکتر فرح نيازکار (استاد مشاور)
دکتر سيد محمد عطا عظيمي (استاد داور)
مدير گروه تحصيلات تكميلي معاون/ مدير پژوهش و فن آوري دانشگاه
دكتر صادق فلاحي
تابستان 1393
تعهدنامه اصالت رساله يا پايان نامه
اينجانب ابراهيم ابراهيمي دانش‌آموخته مقطع کارشناسي ارشد ناپيوسته در رشته زبان و ادبيات فارسي که در تاريخ 15/6/1393 از پايان‌نامه خود تحت عنوان ” نمود جلوه‌هاي پيوند انسان با خداوند و آفريده‌هاي او در بوستان سعدي” با کسب نمره 18 و درجه عالي دفاع نموده‌ام، بدينوسيله متعهد مي‌شوم:
1) اين پايان نامه حاصل تحقيق و پژوهش انجام شده توسط اينجانب بوده و در مواردي که از دستاوردهاي علمي و پژوهشي ديگران (اعم از پايان نامه، کتاب، مقاله و. . . ) استفاده نموده ام، مطابق ضوابط و رويه موجود، نام منبع مورد استفاده و ساير مشخصات آن را در فهرست مربوطه ذکر و درج کرده‌ام.
2) اين پايان نامه قبلاً براي دريافت هيچ مدرک تحصيلي (هم سطح، پايين تر يا بالاتر) در ساير دانشگاهها و مؤسسات آموزشي عالي ارائه نشده است.
3) چنانچه بعد از فراغت از تحصيل، قصد استفاده و هر گونه بهره برداري اعم از چاپ کتاب، ثبت اختراع و . . . از اين پايان نامه داشته باشيم، از حوزه معاونت پژوهشي واحد مجوزهاي مربوطه را اخذ نمايم.
4) چنانچه در هر مقطع زماني خلاف موارد فوق ثابت شود، عواقب ناشي از آن را مي پذيرم و واحد دانشگاهي مجاز است با اينجانب مطابق ضوابط و مقررات رفتار نموده و در صورت ابطال مدرک تحصيلي‌ام هيچگونه ادعايي نخواهم داشت.

نام و نام خانوادگي: ابراهيم ابراهيمي تاريــخ و امضــاء: اثر انگشت:
اين تعهد مي بايست در حضور نماينده پژوهش امضاء و اثر انگشت شود.

معاونت پژوهش و فناوري
به نام خدا
منشور اخلاق پژوهش
با ياري از خداوند سبحان و اعتقاد به اين كه عالم محضر خداست و همواره ناظر بر اعمال انسان و به منظور پاس داشت مقام بلند دانش و پژوهش و نظر به اهميت جايگاه دانشگاه در اعتلاي فرهنگ و تمدن بشري، ما دانشجويان و اعضاء هيئت علمي واحدهاي دانشگاه آزاد اسلامي متعهد مي گرديم اصول زير را در انجام فعاليت هاي پژوهشي مد نظر قرار داده و از آن تخطي نكنيم:
1. اصل برائت: التزام به برائت جويي از هرگونه رفتار غيرحرفه اي و اعلام موضع نسبت به كساني كه حوزه علم و پژوهش را به شائبه هاي غيرعلمي مي آلايند.
2. اصل رعايت انصاف و امانت: تعهد به اجتناب از هرگونه جانب داري غير علمي و حفاظت از اموال، تجهيزات و منابع در اختيار.
3. اصل ترويج: تعهد به رواج دانش و اشاعه نتايج تحقيقات و انتقال آن به همكاران علمي و دانشجويان به غير از مواردي كه منع قانوني دارد.
4. اصل احترام: تعهد به رعايت حريم ها و حرمت ها در انجام تحقيقات و رعايت جانب نقد و خودداري از هرگونه حرمت شكني.
5. اصل رعايت حقوق: التزام به رعايت كامل حقوق پژوهشگران و پژوهيدگان (انسان،حيوان ونبات) و ساير صاحبان حق.
6. اصل رازداري: تعهد به صيانت از اسرار و اطلاعات محرمانه افراد، سازمان ها و كشور و كليه افراد و نهادهاي مرتبط با تحقيق.
7. اصل حقيقت جويي: تلاش در راستاي پي جويي حقيقت و وفاداري به آن و دوري از هرگونه پنهان سازي حقيقت.
8. اصل مالكيت مادي و معنوي: تعهد به رعايت كامل حقوق مادي و معنوي دانشگاه و كليه همكاران پژوهش.
9. اصل منافع ملي: تعهد به رعايت مصالح ملي و در نظر داشتن پيشبرد و توسعه كشور در كليه مراحل پژوهش.
تقديم به
پيشگاه انديشمندان علم و ادب
و
پدر و مادر مهربانم که هر لحظه وجودم را از چشمه سار پر از عشق
چشمانشان سيراب مي‌کنند.
و
خانواده ام به ويژه همسر مهربانم
که مهربانيش سايه سار زندگي ام مي‌باشد، او که اسوه صبر و تحمل بوده و
مشکلات مسير را برايم تسهيل نمود.

سپاسگزاري
سپاس بي کران پروردگار يکتا را که هستي مان بخشيد و به طريق علم و دانش رهنمونمان شد و به هم نشيني رهروان علم و دانش مفتخرمان نمود و خوشه چيني از علم و معرفت را روزيمان ساخت.
به مصداق “مَن لَم يَشکُر المَخلوق لَم يَشکُر الخالِق” بسي شايسته است از استادان فرهيخته و فرزانه جناب آقاي دکتر خسرو محمودي و سرکار خانم دکتر فرح نيازکار که با کرامتي چون خورشيد سرزمين دل را روشني بخشيدند و گلشن سراي علم و دانش را با راهنمايي هاي کارساز و سازنده بارور ساختند تقدير و تشکر نمايم.
هم چنين از استادان بزرگوار و گران قدر گروه زبان و ادبيات فارسي دانشگاه آزاد اسلامي ارسنجان سپاسگزارم که در طول تحصيل چراغ معرفت را فرا راه ما داشتند تا سر به راه شويم.

فهرست مطالب
عنوان صفحه
چکيده1
مقدمه2
پيشينه ي تحقيق6
اهداف تحقيق7
روش کار8
فصل اول: نگاهي به سعدي و آثارش
1-1- زندگي سعدي10
1-2- آثار سعدي12
1-2-1- بوستان يا سعدي نامه12
1-2-2- گلستان12
1-3- بوستان از ديدگاه ارباب قلم13
فصل دوم: جلوه‌هاي پيوند انسان با خداوند
2-1 درآمد 16
2-2- تسليم و رضا در برابر حکم خداوند17
2-3- احسان و نيکوکاري19
2-4- دادگري حلقه‌ي پيوند با خدا 26
2-5- سپاسگزاري28
2-6- عشق به ايزد32
2-7- اميد پيوند دهنده‌ي انسان با خداوند41
2-8- خاکساري نردبان عروج43
2-9- قناعت 44
2-10- کسب روزي حلال46
2-11- پاکي درون48
2-12- استفاده درست از اعضا و جوارح 49
2-12-1- زبان50
2-12-2- گوش52
2-12-3- چشم54
2-12-4- سر55
2-12-5- دست56
2-13- توجه به شريعت57
2-13-1- دين داري57
2-13-2- نماز گزاري58
2-13-3- توبه و بازگشت59
2-13-4- امر به معروف و نهي از منکر61
2-13-5- پرهيز از غيبت63
2-13-6- عبادت و اطاعت از خداوند65
2-13-7- ياد مرگ66
2-13-8- توجه به رستاخيز71
2-13-9- ياد بهشت73
2-13-10- ياد دوزخ74
2-13-11- پرهيز از شيطان75
2-13-12- دوري از هواي نفس77
2-13-13- بي اعتنايي به دنياي ناپايدار79
فصل سوم: پيوند انسان با هم نوعان
3-1 درآمد 85
3-2- پيوند سلطان با مردم85
3-2-1 رعيت پروري سلطان87
3-2-2 توجه پادشاه به بازرگانان110
3-2-3 توجه به غريبان111
3-2-4 توجه به نويسندگان و جنگجويان112
3-2-5 توجه به لشکريان113
3-2-6 احسان و نيکوکاري پادشاه116
3-2-7 عدل و انصاف پادشاه119
3-2- 8 رفتار با دشمنان123
3-3 – توجه به سالخوردگان و با تجربه‌ها130
3-4- توجه به يتيمان132
3-5- ميهمان نوازي135
3-6- پرهيز از بدي137
3-7- صبر و بردباري138
3-8- بخشش به ديگران نردبان عروج139
فصل چهارم: پيوند انسان با خويشتن
4-1 درآمد 144
4-2- غم خواري خويش145
4-3- ترک غرور و خودپرستي145
4-4- تواضع و فروتني148
4-5- پرهيز از خودنمايي149
4-6- راست کاري151
4-7- پرهيز از شکم بارگي152
4-8- ترک آز153
فصل پنجم: پيوند انسان با جلوه‌هاي طبيعت
5-1 درآمد 156
5-2- توجه به طبيعت157
5-3- توجه به جانوران160
5-4- توجه به ديگر جلوه‌هاي طبيعت166
فصل ششم: نتيجه گيري و پيشنهادات
6-1- نتيجه گيري و پيشنهادها171
6-2- پيشنهادها172
منابع و مأخذ173
چکيده
پيوند انسان با خداوند و جلوه‌هاي آفرينش، يکي از درون مايه‌هاي شعري اغلب شاعران عرصه زبان و ادبيات فارسي از دوره‌ي آغازين شعر تاکنون بوده است. اين ويژگي در شعر و انديشه‌هاي برخي شاعران به دلايل خاص بيشتر نمود پيدا کرده است.
سعدي شيرازي شاعر بنام سبک عراقي که در قرن هفتم مي زيست در اشعار خويش به ويژه بوستان تلاش کرده است با ترسيم مدينه‌ي فاضله در ذهن خويش انسان‌ها را بدين سمت و سو سوق دهد.
يکي از محتواهاي غالب در اين کتاب که در بيشتر اشعار آن به چشم مي خورد. همين انديشه‌ي ناب، تجلي پيوند انسان با خداوند و آفريده‌هاي اوست.
پژوهشگر در اين پايان نامه کوشش دارد با خواندن تمام ابيات سعدي نامه اين ويژگي شعري سعدي را به دقّت مورد نقد و بررسي قرار دهد.
مهم‌ترين دستاوردي که از اين پژوهش به دست آمد آن است که بوستان شيخ تجلي گاه زيستن براي خداست و او جلوه‌هايي از پيوندها هم چون دادگري، نيکوکاري، رعيت پروري و … را مي آفريند که عمل به آن‌ها انسان را به سرچشمه‌ي خوبي‌ها پيوند مي زند و آرمان شهري ساخته مي‌شود که در انديشه‌ي سعدي جلوه گر است.
کليد واژهها: خداوند، سعدي، بوستان، پيوند، جلوهها
مقدمه
سعدي چون پيامبري بود که در يک دوره از تاريخ سياسي ايران ظهور کرد که جامعه‌ي ايراني در گرداب پيامدهاي ناشي از قتل و غارت‌هاي قوم مغول دست و پا مي زد. آنجا که يأس و نااميدي بر پيکره‌ي اخلاقي ايرانيان ضربه مي زد و آنها را به سوي فلاکت و نابودي سوق مي‌داد.
درآن برهه از تاريخ ايران، هر چند خطه‌ي فارس با تدبير حاکمان آن از اين غارت‌ها در امان مانده بود؛ ولي سعدي مي‌داند که گرد و غبار غم و رنج اين فتنه به جاي جاي ايران پراکنده مي‌شود.
اکنون او به عنوان يک اصلاح گر که افکاري برتر از انديشه‌هاي بشري زمان خود دارد چه وظيفه‌ي خطيري را بر دوش مي‌کشد. چگونه بايد عمل کند که اميدي روشن به آينده فرا روي بشر نااميد قرار گيرد.
سعدي سال‌ها در ميان اقوام مختلف زيست و با اخلاق گروه‌هاي زيادي از مردم آشنا شد و تجربه‌ها آموخت تا با کوله باري از تجربه و احساس قدم به زادگاه خود، شيراز، بگذارد و آنچه را مي‌داند و در انديشه خود مي‌گذراند در بوستان و گلستان به نگارش در آورد تا آيندگان را بهرهها باشد.
در اين پژوهش، نگارنده قصد دارد به کمک انديشمندان علم و ادب به ويژه استادان بزرگوارم جناب آقاي دکتر محمودي و سرکار خانم دکتر نيازکار سيري اخلاقي و پيوندي در بوستان سعدي داشته و از اين رهگذر به نمايش جلوه‌هاي پيوند انسان با خداوند و آفريده‌هاي او بپردازد. پيوند و ارتباط بنده با خداوند و آفريده‌هاي او در بوستان هدف متعالي است که سعدي با شيوه‌ي تمثيل و حکايات در کلام خود به تصوير مي‌کشد تا رسالتي که در دنياي انديشه‌ي پربار خود دارد به انجام برساند.
در جلوه گاه‌انديشه‌ي سعدي آن چه به روشني قابل تصور است همه چيز حول محوري استوار که همان آفريدگار است، مي چرخد.
سعدي در بوستان باب‌هايي را بر روي انسان باز مي‌کند که هر کدام دري است براي ايجاد و پيوند و ارتباط با خداوند.
به قول علي دشتي “از همان باب اول که “در تدبير و عدل رأي” سخن رانده و از نخستين حکايت بوستان، روح انسان دوستي سعدي، مرد اجتماع و اخلاق که عدالت و مردمي‌را اساس کشورباني مي‌داند تجلي مي‌کند.” (دشتي، 1380: 281)
او وقتي از عدل و انصاف مي‌گويد عدالت را که يکي از محورهاي ارتباطي جلوه‌هاي پيوند با خداست در کاسه‌ي پادشاهان مي‌ريزد تا زيردستان و رعيت را سيراب کند.
بر آن باش تا هرچه نيت کني
نظر در صلاح رعيت کني…
240/43
از آن بهره ورتر در آفاق نيست
که در مُلک راني به انصاف زيست
246/43
احسان و نيکوکاري فضيلتي که گشايش اخروي را نصيب بنده مي‌کند
کرم کن که فردا که ديوان نهند
منازل به مقدار احسان دهند
564/56
وقتي عشق و شور آفريني مي‌کند، هدفش ساختن روحي پاک و هدايت زندگي براي پيوند با حضرت حق است.
اگر ميرم امروز در کوي دوست
قيامت زنم خيمه پهلوي دوست
1733/104
سرفرو آوردن در برابر حکم و راي خداوند و راضي به رضاي حق بودن، انديشه‌اي است که تجلي گاه معرفه الله است.
چو رد مي نگردد خدنگ قضا
سپر نيست مر بنده را جز رضا
2620/141
قناعت پيوندي سعادت بخش که توانگري را به دنبال دارد.
قناعت توانگر کند مرد را
خبر کن حريص جهان گرد را
2704/145
عالم بوستان جهان تربيت است و اصلاح نفس و دگرگوني انديشه‌ها براي سلامتي پيوندها.
سخن در صلاح است و تدبير و خوي
نه در اسب و ميدان و چوگان و گوي
2874/153
در بوستان تفکر در پديده‌هاي هستي و نعمت‌هاي او انسان را به سپاس گزاري برمي انگيزد تا جلوه‌اي ديگر از پيوندها رقم بخورد.
عطايي است هر موي از او بر تنم
چگونه به هر موي شکري کنم؟
ستايش خداوند بخشنده را
که موجود کرد از عدم بنده را
3313-3312/171
در انديشه‌هاي سعدي، عنايت خداوند هميشه شامل احوال بندگان است و توبه دروازه‌اي است براي ايجاد پيوندهاي دوباره حتي بعد از سال‌ها غفلت.
بيا اي که عمرت به هفتاد رفت
مگر خفته بودي که بر باد رفت؟
همه برگ بودن همي ساختي
به تدبير رفتن نپرداختي
3577-3576/183
بر روي هم نمايشگاهي که سعدي در بوستان به عرضه مي‌گذارد، مجموعه‌اي از پيوندهايي است که در چرخه‌ي ارتباطي انسان با خدا و آفريده‌هاي او هر کدام شاه راه و ريسمان محکمي است که مي‌توان با چنگ زدن به آن با خدا پيوند خورد. به قول دکتر زرين کوب “راه‌هايي است که مخاطب را به کاخ دولت -يعني سعادت ابدي- ره مي نمايد” (زرين کوب، 1391: 740)
ابياتي که در اين پايان نامه به عنوان نمونه آورده شده از بوستان سعدي (سعدي نامه) به تصحيح غلام حسين يوسفي است و اعداد که در زير ابيات آورده شده از چپ به راست به ترتيب بيانگر شماره صفحه و شماره بيت مي‌باشد.
اين پايان نامه در پنج فصل به قرار زير تنظيم شده است.
1- فصل اول: نگاهي به زندگي سعدي و آثارش
که در اين فصل مختصري از زندگي سعدي و روزگارش و آثار وي آورده شده است.
2-فصل دوم: جلوه‌هاي پيوند انسان با خداوند
در اين فصل سعي شده که آنچه در انديشه سعدي باعث پيوند انسان با خداوند مي‌گردد به صورت عنوان‌هاي جداگانه آورده شود و سپس براي هر عنوان توضيحاتي همراه با نمونه ابيات آورده شود.
3- فصل سوم: پيوند انسان با هم نوعان
در اين فصل جلوه‌هايي از پيوند بين انسان و هم نوع خود به ويژه پيوند بين پادشاه و مردم آورده شده که به اعتقاد سعدي عنصرهاي اخلاقي هم چون: رعيت پروري، نيکوکاري و غريب نوازي و ميهمان نوازي جلوه‌هايي هستند که سبب پيوند انسان با هم نوع خود مي‌گردد.
4- فصل چهارم: پيوند انسان با خويشتن
سعدي باور دارد که انسان نسبت به خودش هم يک مسئوليتي دارد که در اين فصل از جلوه‌هايي صحبت شده که در واقع پيوند دهنده‌ي انسان با خويشتن است و سبب خودسازي او مي‌گردد، پيوند‌هايي هم چون: در غم خويش بودن، پاک دلي، پرهيز از غرور، خودپرستي و…
5- فصل پنجم: پيوند انسان با ديگر جلوه‌هاي آفرينش
در بوستان سعدي جلوه‌هايي از آفرينش خداوند وجود دارد که انسان در پيوند و ارتباط با آنهاست. پيوند‌هايي هم چون: طبيعت، جانوران و… که در اين فصل از اين جلوه‌ها و چگونگي پيوند انسان با آنها صحبت شده است.
پيشينه تحقيق
سعدي فرمانرواي ملک سخن است و کلامش فراگير و آشنا با روح و جان آدم که نه محدود به زمان است، نه مکان. پس کمتر کسي است که در طول زندگي خود براي يک بار هم که شده سري به بوستان وي نزده باشد و گلي از گل‌هاي رنگارنگ آن نچيده باشد، اما در مورد موضوع پژوهش ما آنچه از تقحص و بررسي در کتاب‌ها و مقاله‌هاي سعدي پژوهي به دست آمد، هيچ تحقيق جامعي پيدا نشد، مگر موضوعات پراکنده و گوشزدهاي گذرا که پژوهشگر در انجام کار تحقيقي خويش از آن‌ها بهره جسته است. ذيلاً به ذکر چند مورد بسنده مي‌شود:
1- زرين کوب، عبدالحسين 1379، حديث خوش سعدي، انتشارات سخن، تهران
در اين کتاب ضمن آوردن مطالبي در مورد زندگي سعدي انديشه‌هاي شيخ در بوستان و گلستان مورد بحث و تحليل قرار گرفته است.
2- دشتي، علي، 1380، قلمرو سعدي، انتشارات اساطير، تهران، چاپ دوم
دراين کتاب نويسنده ابتدا ضمن پاسخ گويي به انتقادي که بر قلمرو سعدي شده، چگونگي شيوه‌ي سخن، فصاحت و بلاغت سعدي را بررسي کرده و سپس مقايسه‌هايي با شاعران ديگر داشته و بعد از آن به چگونگي انديشه‌هاي سعدي در گلستان و بوستان پرداخته است.
3- يوسفي، غلامحسين، 1359، بوستان سعدي، تهران، چاپ سروش
دکتر يوسفي بعد از پيش گفتار در اين کتاب مطلبي را با عنوان “جهان مطلوب سعدي در بوستان” آورده و بيان مي‌کند که سعدي مدينه‌ي فاضله‌اي که مي جسته در بوستان تصوير کرده است و جهان بوستان را همه نيکي، پاکي، دادگري و انسانيت مي‌داند.
اهداف تحقيق
1- اهداف علمي:
تبيين جايگاه‌انديشگاني سعدي در حوزه‌ي پيوند انسان با خداوند و آفريده‌هاي او در بوستان.
2- اهداف کاربردي:
از اين پژوهش در حوزه‌هاي زير مي‌توان استفاده کرد:
الف: در حوزه سعدي پژوهي
ب: در حوزه سبک شناسي
ج: در حوزه جامعه شناسي و مردم شناسي
د: در حوزه سياست و کشورداري (سياست مدن)
ذ: در حوزه اخلاق و معارف اسلامي
روش کار:
1- نوع روش تحقيق:
تلفيقي از روش اسنادي و تحليلي است.
2- روش گرد آوري اطلاعات:
با توجه به موضوع مورد پژوهش بيشتر روش کتابخانه‌اي مورد توجه بوده است بدين طريق که ابتدا به کتاب خانه‌ها مراجعه شده و کتاب‌هاي معتبر و قابل استناد که بتوان به عنوان سند قابل اطمينان از آن‌ها استفاده کرد، انتخاب شد. پس با مطالعه‌ي دقيق آن منابع، مطالبي را که با موضوع پژوهش ارتباط داشت، فيش برداري کرده و آن گاه با تجزيه و تحليل فيش‌ها و تنظيم دقيق آنها شروع به نوشتن پايان نامه‌ي خود کرده و در پايان دست آوري که از اين پژوهش حاصل شد را به عنوان نتيجه آورده است.
فصل اول
نگاهي به سعدي و آثارش
1-1- زندگي سعدي
سعدي از محبوبترين و معروفترين شاعران و نويسندگان ايراني که در سدهاي از تاريخ ادبيات ايران ظهور کرد که تأثير زيادي بر سبک نويسندگان و شاعران بعد از خود گذاشت.
براي شناخت سعدي و شخصيت او بهترين راه شناخت آثار او به ويژه بوستان و گلستان است. البته تمام وقايع زندگياش را که حتي خود نيز در آثارش به ان اشاره کرده است نمي توان باور کرد، زيرا بعضي از آنها با واقعيتهاي زماني و آيينهاي اقوام تناقض دارند، علاوه بر اين از معاصران سعدي نيز اطلاعات بسيار کمي دربارهي وي به دست آمده است.
به هر حال براي درک بهتر آثار سعدي تا حدامکان زندگي و را از طريق آثار خودش دنبال ميکنيم.
“نام او مصلح، لقبش شرف الدين و عنوان شعري اش، “سعدي” است که بنابر مشهور بايد از نام سعد بن ابي بکر، اتابک سلغري زمان خود گرفته باشد.” (صفا، 1361، ج 2: 125)
او در حوالي سال 606 هجري قبل از حمله‌ي مغول در خانواده‌اي که پدران او به تعبير خودش “همه عالمان دين بودند” (حکايت، 1363: 700) در شهر نشاط انگيز شيراز ديده به جهان گشود. اين کودک بي قرار که از پدر، يتيم مانده
“مرا باشد از درد طفلان خبر که در طفلي از سر برفتم پدر” 1152-82
و خاطره و محبت‌هاي از دست رفته وي شيراز را با همه‌ي جلوه و جمالش براي او ناگوار کرده بود و دامن تربيت نياي مادري اش هم نتوانسته بود خلأ ناشي از فقدان پدر را پر کند و ديگر با ايام جواني و جمال جويي فاصله‌ي چنداني نداشت، به سفري دراز و پرخاطره و لبريز از تجربه و دانش اندوزي رهنمون شد.
او که آموزشهاي مقدماتي را در زادگاه خود آموخته بود در حدود سال 620 هجري که دو سه سالي از يورش مغولان به سرزمين‌هاي شرقي ايران مي‌گذشت براي اتمام تحصيلات، راه بغداد را در پيش گرفت. در آنجا بود که تحت تأثير صوفي نامدار شيخ شهاب الدين بهروردي (622 ق) قرار گرفت (براون، 1366: 211)
سعدي چندي را در بغداد گذراند اما ناگهان انگيزه‌ي دانش اندوزي در او به سوي جهان گردي بدل شد و از بغداد راه ديگر بلاد عربي را در پيش گرفت.
سي و پنج سال روزگار سعدي در سرزمين‌هاي عربي نگذشت. بلکه اگر دعوي او در حکايت‌هاي گلستان و بوستان درست باشد، بايد گفت به روم و شرق عالم اسلام نيز رفته است:
شنيدم که مردي است پاکيزه بوم
شناسا و رهرو در اقصاي روم
من و چند سالوک صحرا نورد
برفتيم قاصد به ديدار مرد
1372-1371/89
هانري ماسه محقق فرانسوي اين موضوع را تأييد مي‌کند که : “در اقصاي روم سعدي از بندر اسکندرون در غرب طرسوس عزيمت کرد تا به درياي سياه برسد” (هانري ماسه 1364: 95)
اگر همه‌ي اين سفرها هم واقعي نباشد و برخي از آن‌ها را تنها بر خيال شاعرانه حمل کنيم، باري در اين نکته جاي سخن نيست که سعدي سفر بسيار کرده است. او در آغاز جواني از شيراز بيرون آمده بود تا مگر جايي قرار و آرام يابد اما هيچ جا قرار نيافت، بعد از سي و پنج سال خانه به دوشي بار ديگر هواي شيراز به دلش راه يافت؛ درحالي که از ميانه عمر هم گذشته بود و نزديک به پنجاه سال داشت.
در آن ايام که سعدي از سفر دراز خود به شيراز باز مي‌گشت اتابک، پسر سعد زنگي بر اين شهر حکومت داشت. اتابکان با سياست و چاره‌انديشي توانسته بودند سرزمين را از آتش هجوم ويرانگر تاتار در امان نگه دارند و از آن براي شاعران و صاحب قلمان يک جزيره‌ي ثبات بسازند.
سال‌هاي آخر حيات بار آور سعدي در شيراز گذشت و سرانجام در سال 690 هجري چراغ عمرش خاموش گشت و جسم خاکي او که با عشق به آدمي و آدميت سرشته شده بود، در محلي که امروزه به نام سعديّه زيارتگاه صاحب دلان است، آرام يافت درحالي که نامش زندگاني جاويد را تازه آغاز کرده بود.
1-2- آثار سعدي
1-2-1- بوستان يا سعدي نامه:
اين کتاب درواقع اولين اثر مدوّن سعدي است و کار سرودن آن به سال 655 تمام شده است.
ز ششصد فزون بود پنجاه و پنج
که پر درشد اين نامبردار گنج
114/37
گويا سعدي اين اثر را در ايام سفر بخصوص در دمشق شروع کرده است (هانري ماسه، 1364: 156) و هم چون ارمغاني، در سال ورود به وطن بر دوستانش عرضه داشته است.‌هانري ماسه از قول يکي از شارحان ترک اين ابيات بوستان را شاهد مدعاي خود مي‌آورد:
” تولاي مردان اين پاک بوم
برانگيختم خاطر از شام و روم
دريغ آمدم زان همه بوستان
تهي دست رفتن سوي دوستان
بدل گفتم از مصرقند آورند
بر دوستان ارمغاني برند
مرا گر تهي بود از آن قند دست
سخن‌هاي شيرين‌تر از قند هست”
104-101/37
موضوع اين کتاب که عالي‌ترين آثار خامه‌ي تواناي سعدي و يکي از شاهکارهاي بي رقيب شعر فارسي است، اخلاق و تربيت و سياست و اجتماعيّات است در ده باب: عدل، احسان، عشق، تواضع، ذکر، تربيت، شعر، توبه، مناجات و ختم کتاب.
سعدي اين کتاب را که حدود چهارهزار بيت دارد در بحر متقارب سرود و به نام اتابک ابوبکر بن سعد زنگي نام بردار کرده است.
1-2-2- گلستان
يکي از شاهکارهاي ادب فارسي گلستان است که سعدي يک سال بعد از تصنيف بوستان يعني در سال 655 تأليف کرده. اين کتاب که هم به نظم است هم به نثر حاصل تجربيات دل پذير و رنگارنگ سعدي است که برخلاف بوستان که براي خودش دنيايي است مستقل و مطلوب، تصويري زنده از دنياي واقعي عصر سعدي است که در يک مقدمه و هشت باب تصنيف شده است بدين قرار: در سيرت پادشاهان، در اخلاق درويشان، در فضيلت قناعت، در فوايد خاموشي، در عشق جواني، در ضعف و پيري، در تأثير تربيت و در آداب صحبت.
ساير آُثار و نوشته‌هاي سعدي عبارتنداز:
1- قصايد عربي، که حدود هفتصد بيت مي‌شود و مشتمل است برموضوعات غنايي و مدح و اندرز و مرثيه
2- قصايد فارسي، در ستايش پروردگار و مدح و اندرز و نصيحت بزرگان و پادشاهان معاصر وي
3- مراثي، شامل چند قصيده بلند در رثاي مستعصم بالله آخرين خليفه‌ي عباسي که به فرمان هلاگوخان کشته شد و نيز چکامه‌هايي در رثاي چندتن از اتابکان فارس و رجال و وزراي آن عهد
4- ملمعّات و مثلثّات و ترجيعات، که به ويژه ترجيع بندهاي زيبا و معروفي در آن ديده مي‌شود.
5- غزليات که خود شامل چهار بخش است: طيّبات، بدايع، خواتيم و غزليات قديم
6- مجالس پنج گانه، به نثر که در بردارنده‌ي خطابه‌ها و سخنراني‌هاي سعدي است و داراي موضوع ارشادي و نصيحت است.
7- نصيحه الملوک، در پند و اخلاق و چندين رساله‌ي ديگر به نصر در موضوعات گوناگون.
8- صاحبيه که مجموعه‌ي چند قطعه‌ي فارسي و عربي است و بيش‌تر آن‌ها در ستايش شمس الدين صاحب ديوان جويني، وزير دانش دوست اتابکان است و به همين دليل آن را “صاحبيّه” ناميده است.
مجموعه اين آثار تحت عنوان “کليات سعدي” به چاپ رسيده است.
1-3- بوستان از ديدگاه ارباب قلم
“بوستان گواه اين است که سعدي در حکمت عملي، محتوي علم الاجتماع و سياست مدن مهارت داشته است.” (بهار، 1369، ج 3: 112)
“بوستان از نظر معاني و مفاهيم در اوج اعتلاست” (يوسفي، 1369: 240)
“شايد بتوان گفت بوستان نه تنها در زبان فارسي بلکه در هيچ زباني از جهت فصاحت، بلاغت، رواني و زيبايي، دلربايي، حکمت و معرفت مثل و مانند ندارد.” (به نقل از يوسفي، 1369: 240)
“حتي مخزن الاسرار نظامي هم به پاي بوستان سعدي نمي‌رسد سعدي در رشته‌ي شعر اخلاقي گوي سبقت را به استحقاق و شايستگي از همگنان ربوده است. مي‌توان گفت مفيدترين و جامع‌ترين و در عين حال ساده‌ترين کتاب منظوم اخلاقي بوستان سعدي است.” (موتمن، 1364: 190)
“بوستان در حقيقت با حکاياتي که دارد يک حماسه اخلاقي است” (ماسه، 1364: 158)
“بوستان خرمني از حکمت و فضيلت است که بايد از آن راه زندگي آموخت” (خزائلي، 1366: 59)
دکتر ذبيح اله صفا مي‌کوشد “در رأس اثرهاي منظوم سعدي يکي از شاهکارهاي بلامنازع شعر فارسي قرار دارد که در نسخه‌هاي کهن کليات “سعدي نامه” ناميده شده ولي بعد‌ها به “بوستان” شهرت يافته است” (صفا، ج2، 1361: 128)
دکتر زرين کوب عقيده دارد که: “بوستان عالي‌ترين نمونه سخن پارسي و سخته‌ترين و استوارترين منظومه‌اي است که از شعر آفرينان ما به يادگار هست تفاوت داشته باشد با جنگ و شورش و دگرگوني دفعي به وجود نمي آيد. راه نيل به آن که اصلاح احوال جامعه است، تهذيب و تربيت است که انسان را از آن که هست به گونه‌ي آنچه بايد باشد در آورد. (زرين کوب،” 1386: 76)
“بوستان از حيث مطلب پرمايه‌ترين آثار سعديست. در خلال آن بلندي مقصد، استواري فکر، نشر فضايل روحي و اجتماعي و بالجمله بزرگوار وي هويدا مي‌شود.” (دشتي، 1380: 280)
علي دشتي از قول اديب پيشاوري مي‌گويد: “وقتي از اديب درباره‌ي فردوسي و سعدي نظر خواستند گفت: “بوستان به تنهايي مي‌تواند با شاهنامه برابري کند.” (دشتي، 1380: 277)
“بوستان گلزاري از معرفت و اخلاق و حکمت عملي و جامعه شناسي و آئين کشورداري است که هر بيت آن مثلي ساير و نمودار انديشه‌ي ژرف گوينده و رهبر جهانيان به رستگاري و بهروزي است” (خطيب رهبر، 1366: ج )
“بوستان آميزه‌اي از اخلاق و سياست مدن و حکمت عملي و دستورهاي زندگاني است” (انوري، 1369: 25)
“بوستان سعدي يک دوره کامل از حکمت عملي است و علم سياست و اخلاق و تدبير منزل را جوهر کشيده و به دلکش‌ترين عبارات درآورده است.” (فروغي 1363: هشت)
فصل دوم
جلوه‌هاي پيوند انسان با خداوند

2-1 درآمد
بوستان شيخ شيراز مانند رودخانه‌اي است که از آبشخور معنويت و ملکوتي سرچشمه مي‌گيرد و در راه جاري شدن نشتگان معنويت را سيراب مي‌کند تا به درياي تحقق آرزوهاي سعدي بپيوندد. در سراسر پيوندهايي که سعدي بين آفريده‌هاي خداوند ايجاد مي‌کند، حکم خداوند جاري و نافذ است. گويا خداوند قلم به دست سعدي داده تا بنويسد آنچه را او فرمان مي‌دهد.
رابطه و پيوند انسان با خداوند در بوستان يک پيوند و رابطه‌ي دوستي و مهرباني است، نرمي و لطافت، اميد است و نياز و از سر محبت است و عنايت ” نه يک پيوند شخصي که گاهي بعضي از صوفيان ادعا مي‌کنند.” (نيکلسون، 1392: 25) رابطه‌ي انسان با خداوند در بوستان رابطه رحماني و رحيمي است. “خداوند خويشتن را به اين که رحمان و رحيم است وصف مي‌کند؛ اما رحمت او مساوي رحمتي که در مورد صفت انساني به کار مي‌بريم، نيست وگرنه لازم مي‌آيد که خداوند محل بروز حوادث قرار گيرد. هم چنين او خود را به عنوان آفريدگار ما و آفريدگار کارهاي ما بدون واسطه وصف مي‌کند.” (همان: 38)
سعدي از همان بيت اول بوستان که مي‌فرمايد
به نام خدايي که جان آفريد
سخن گفتن اندر زبان آفريد
1/33
رابطه و پيوند خداوند را با مخلوقات خود آغاز مي‌کند. چنانکه در مصراع اول بطور عام به تمام جانداران منشأ هستي بخش را جلوه مي‌دهد و در مصراع دوم عنايت خود را خاص مي‌کند و انسان ناطق را که همين صفت او را از ساير موجودات متمايز کرده، مورد خطاب قرار مي‌دهد ورابطه‌ي تنگاتنگي بين خداوند و انسان ايجاد مي‌کند واز همان لحظه‌ي اول انسان را بخاطر اين متمايز بودن سنگين بار مي‌کند و بلند قدري و ارزشش را در پهنه‌ي هستي به نمايش مي‌گذارد. چنانکه در بيت‌هاي بعد چگونگي اين پيوند را ترسيم مي‌کند و به تصوير مي‌کشد؛ تا جائي که پادشاهان را در برابر او سرافکنده و نيازمند مي‌داند.
سرپادشاهان گردن فراز
به درگاه او بر زمين نياز
4/33
در جاي جاي بوستان، درخت معرفت وپيوند خداوند ريشه مي زند و مي‌بالد تا شاخه‌هايي از احسان و کرم شکوفه‌هايي از خوبي‌ها چون شاباش بهاري بر سرتشنگان انسانيت بپاشد.
2-2- تسليم و رضا در برابر حکم خداوند
مقام رضا و تسليم يکي از مقاماتي است که خداوند به بندگان شکرگزار خود مي‌دهد چنانکه مي‌فرمايد: “رضوانٌ مِنَ اللهِ اَکبرٌ و بزرگتر از هر نعمت مقام رضا و خشنودي خدا را به آنان کرامت مي‌فرمايد.” (توبه/ 72)
سعدي بندگان خدا را نصيحت مي‌کند که راضي به رضاي خداوند تعالي که نعمت‌هاي بي شماري را به بندگان خود مي‌بخشد، شوند و در برابر او تسليم باشند، که راضي به رضاي خدا بودن و تسليم در برابر حکم و راي او بودن انسان را به مقامات والايي مي‌رساند که همه چيز تحت فرمان اوست و گويا خداوند است که فرمان مي‌دهد، چنانکه سعدي در حکايت صاحب دلي که همه چيز تحت فرمان اوست وقتي از او مي پرسند:
چه کردي که درنده رام تو شد
نگين سعادت به نام تو شد
(211/42)
در جواب مي‌گويد:
بگفت ار پلنگم زبون است و مار
و گر پيل و کرکس، شگفتي مدار
تو هم گردن از حکم داور مپيچ
که گردن نپيچد ز حکم تو هيچ
(213-212/41)
سعدي به حاکمان هشدار مي‌دهد که اگر مي خواهي خداوند با تو باشد تو نيز از حکم خداوند سرپيچي نکن
چو حاکم به فرمان داور بود
خدايش نگهبان و ياور بود
محال است چون دوست دارد تو را
که در دست دشمن گذارد تو را
(215-214/41)
در واقع سعدي رضا و تسليم در برابر راي خداوند را به عنوان يک اصل کلي براي سعادت وکاميابي بشر مي‌داند و مي‌گويد:
ره اين است، روي از طريقت متاب
بنه گام و کامي‌که داري بياب
(216/41)
در برابر تير قضا و سرنوشت بهترين سپر و پناه گاه را رضا و تسليم در برابر حکم و رأي خدا مي‌داند
چو رد مي نگردد خدنگ قضا
سپر نيست مر بنده را جز رضا
2620/141
افرادي که عاشق خداوند هستند و تنها رضايت او را مي جويند، براي مال و قدرت دنيوي و تفاوت ديگران ارزشي قايل نيستند و جان خود را در راه او تقديم مي‌کنند:
حريقان خلوت سراي الست
به يک جرعه تا نفخ? صورمست
به تيغ از غرض برنگيرند چنگ
که پرهيز و عشق آبگينه است و سنگ
(1716-1715/104-103)
اشخاصي که درونشان از شهوت پاک است و به رضاي الهي خشنودند زر و خاک برايشان يکسان است زيرا دل به دنيا نمي‌بندند و گرفتار امور دنيوي نمي‌شوند:
شنيدي که در روزگار قديم
شدي سنگ در دست ابدال سيم
نپنداري اين قول معقول نيست
چو راضي شدي سيم و سنگت يکي است
چو طفل اندرون دارد از حرص پاک
چه مشتي زرش پيش همت چو خاک
2813-2811/149
پس بايد تسليم فرمان او بود و از فرمان او سرپيچي نکنيم.
فردوسي مي‌فرمايد: کسي که خردمند است از فرمان او سرپيچي نمي‌کند.
“ز فرمان يزدان کسي نگذرد
چنين داند آن کس که دارد خرد”
(فردوسي، 1370 ج 9: 170
2-3- احسان و نيکوکاري
در مبحث قبل احسان و نيکوکاري در بوستان را مايه‌اي دانستيم که قلب‌هاي انسان‌ها را به هم پيوند مي زند و باعث ايجاد عشق و دوستي بين مردم مي‌شود و جامعه‌اي مي سازد که دور از نفاق و دورويي و بدي است.
در اين جا مي‌خواهيم همين سجيه اخلاقي را که مايه‌ي پيوند قلب انسان با خداست در بوستان مورد کنکاش قرار دهيم که سعدي چگونه احسان و بخشندگي را بالي مي‌داند براي پرواز به سوي حق و حقيقت.
از نظر سعدي احسان و بخشندگي دو سويه است که يکي سوي آن به سمت مردم و سوي ديگر خدايي است. شيخ شيراز چقدر مردم دوست است که تمام توان خود را مي‌گذارد تا مانند پيامبري نيکي‌هاي اخلاقي را در قالب پند و اندرز با زباني نرم و لطيف به مردم هديه دهد و مي‌کوشد که رشته‌ي پيوند بين مردم و خدايشان را ببافد و آنها را به رستگاري دنيوي و اخروي برساند و به پاداشي نيک از طرف خداوند وعده دهد.
امام علي مي‌فرمايد: مَن أيقَنَ بِالخَلَفِ جادَ بِالعَطِيَّهِ. آن که پاداش الهي را باوردارد در بخشش سخاوتمند است. (نهج البلاغه، 1388: 468)
سعدي در بوستان مي‌فرمايد:
انساني که داراي بخشندگي و کرم باشد فردا در پيشگاه خداوند به‌اندازه‌ي احسان و بخشندگي که دارد منزلت و مقام مي يابد و هر کسي کرم بيشتري داشته باشد مقام والاتري دارد.
کرم کن که فردا که ديوان نهند
منازل به مقدار احسان دهند
يکي را که سعي قدم بيشتر
به درگاه حق منزلت بيشتر
565-564/56
خداوند مي‌فرمايد: “لَيسَ لِلانسانِ اِلّا ما سَعي. هر کس به‌اندازه تلاش خدا پاداش مي‌برد.” (نجم/39)
و کسي که سعي و تلاش و احساني در اين دنيا ندانسته باشد مزدي از درگاه خداوند نمي‌گيرد و پشيمان و شرمنده است.
يکي باز پس خاين



قیمت: تومان


دیدگاهتان را بنویسید