تعهدنامه اصالت رساله پايان نامه
اينجانب ابوالفضل سليمانيدانشجوي مقطع کارشناسي ارشد ناپيوسته/دکتراي حرفه اي/ دکتراي تخصصي در رشته حسابداري با شماره دانشجويي ……………. که در تاريخ 21/7/90 از پايان نامه/ رساله خود تحت عنوان بررسي رابطه اندازه شرکت ، نسبت ارزش دفتري به ارزش بازار و حجم معاملات با سودهاي مومنتوم و معکوس در بازار سرمايه ايرانبا کسب نمره ………. و درجه ——- دفاع نموده ام بدينوسيله متعهد مي شوم:
1-اين پايان نامه/ رساله حاصل تحقيق پژوهش انجام شده توسط اينجانب بوده و در مواردي که از دستاوردهاي علمي و پژوهشي ديگران (اعم از پايان نامه، کتاب، مقاله و …) استفاده نموده ام، مطابق ضوابط وروديه موجود، نام منبع مورد استفاده و ساير مشخصات آن را در فهرست مربوطه ذکر و درج کرده ام.
2- اين پايان نامه/ رساله قبلاً براي دريافت هيچ مدرک تحصيلي(هم سطح، پايين تر يا بالاتر) در ساير دانشگاه ها و مؤسسات آموزش عالي ارائه نشده است.
3- چنانچه بعد از فراغت از تحصيل، قصد استفاده و هر گونه بهره برداري اعم از چاپ کتاب، ثبت اختراع و … از اين پايان نامه داشته باشم، از حوزه معاونت پژوهشي واحد مجوزهاي مربوطه را اخذ نمايم.
4- چنانچه در هر مقطع زماني خلاف موارد فوق ثابت شود، عواقب ناشي از آن را مي پذيرم و واحد دانشگاهي مجاز است با اينجانب مطابق ضوابط و مقررات رفتار نموده و در صورت ابطال مدرک تحصيلي ام هيچگونه ادعايي نخواهم داشت.
نام و نام خانوادگي دانشجو
تاريخ، امضا، اثر انگشت:
گواهي امضاء:
دانشجوي فوق الذکر احراز هويت شد. فقط امضاي ايشان گواهي مي گردد.
فروزان کيوان فر
رئيس پژوهش دانشکده
دانشگاه آزاد اسلامي
واحد اراک
دانشکده مديريت، گروه حسابداري
پايان نامه براي دريافت درجه کارشناسي ارشد
گرايش: حسابداري
عنوان:
بررسي رابطه اندازه شرکت ، نسبت ارزش دفتري به ارزش بازار و حجم معاملات با سودهاي مومنتوم و معکوس در بازار سرمايه ايران
استاد راهنما
دکتر سيد رضا موسوي
استاد مشاور
دکتر مجيد زنجيردار
نگارش
ابوالفضل سليماني
پائيز 1390
Islamic Azad University
Arak Branch
Faculty of Management-Department of Accounting
((M.A)) Thesis

Subject:
The Survey of Momentum & Contrarian Profits Regarding Firm Size, Book to Market Value and Transaction Volume in Tehran Stock Exchang
Thesis Advisor
S.R. Mousavi Ph.D.
Consulted by
M. Zanjirdar Ph.D.
By
Abolfazl suleymani
Autumn 2011
دانشگاه آزاد اسلامي
واحد اراک
دانشکده مديريت، گروه حسابداري
پايان نامه براي دريافت درجه کارشناسي ارشد
گرايش: حسابداري
عنوان:
بررسي رابطه اندازه شرکت ، نسبت ارزش دفتري به ارزش بازار و حجم معاملات با سودهاي مومنتوم و معکوس در بازار سرمايه ايران
نگارش:
ابوالفضل سليماني
پائيز 1390
هيأت داوران:
1- استاد راهنما: دکتر سيد رضا موسوي
2- استاد مشاور: دکتر مجيد زنجيردار
3- استاد داور: دکتر پيمان غفاري
4- مدير گروه تخصصي: دکتر مجيد زنجيردار
سپاسگزاري:
سپاس ايزد منان را كه توفيق فراگيري علم را برمن عطا فرمود و مرا در كوران مشكلات و سختي‌ها ياري نمود، تا اين رساله را با موفقيت به پايان برسانم.
در طول دوران تحصيلي و تهيه اين پايان نامه از راهنمايي ها و مساعدت‌‌هاي اساتيد و سروران عزيزي بهره ‌برده‌ام كه در اينجا لازم است از همه ايشان مراتب سپاس قلبي و تشكر خالصانه خود را داشته باشــــم.
از استادان ارجمند و مهربانم جناب آقاي دکتر سيد رضا موسوي استاد راهنما و همچنين جناب آقاي دکتر مجيد زنجيردار استاد مشاور ، صميمانه تشکر مينمايم و برايشان توفيقات روز افزون در خدمات علمي و فرهنگي و آموزشي آرزو ميکنم .
تقديم به :

پدر و مادر مهربانتر از جانم که مشوق راه من بودند
و
همه کساني که دوستشان دارم
چكيده:1
مقدمه:2
فصل اول: كليات تحقيق
1-1 مقدمه4
2-1. تاريخچه مطالعاتي5
3-1. بيان مسئله و تعريف موضوع تحقيق10
4-1. چارچوب نظري تحقيق12
5-1. فرضيات تحقيق13
6-1. اهميت و ضرورت تحقيق13
7-1. اهداف تحقيق14
8-1. حدود مطالعاتي14
1-8-1 قلمرو مکاني تحقيق14
2-8-1 قلمرو زماني تحقيق14
3-8-1 قلمرو موضوعي تحقيق15
9-1. تعريف واژه ها و اصطلاحات کليدي15
فصل دوم: مروري بر ادبيات تحقيق
1-2 مقدمه18
2-2. تئوري پرتفوي19
3-2. تئوري مالي استاندارد21
1-3-2. فرضيه بازار کارا22
2-3-2. نظريه بازار کاراي سرمايه22
3-3-2. مدل قيمت گذاري دارائي هاي سرمايه اي (CAPM)23
4-3-2. مدل سه عاملي فاما – فرنچ24
4-2. استثناهاي مالي25
1-4-2. اعلاميه هاي سود25
2-4-2. برگشت بلند مدت26
3-4-2. روندهاي کوتاه مدت26
4-4-2. اثر اندازه26
5-4-2. قدرت پيش بيني قيمت با نسبت هاي مالي27
6-4-2. قدرت پيش بيني اخبار و وقايع شرکت ها27
7-4-2. فرض منطقي بودن سرمايه گذاران28
8-4-2. واكنش به اطلاعات غير اساسي28
9-4-2. اثر ژانويه29
10-4-2.-اثر روزهاي هفته29
5-2. مالي رفتاري29
1-5-2. محدوديت در آربيتراژ و تئوري انتظار31
1-1-5-2. زيان گريزي34
2-1-5-2. حسابداري ذهني34
3-1-5-2. کنترل شخصي34
4-1-5-2. پشيمان گريزي34
2-5-2. روان شناسي شناختي و فرآيندهاي تصميم گيري فرا ابتکاري35
1-2-5-2. نمايندگي36
2-2-5-2.اطمينان بيش از حد36
3-2-5-2.لنگر اندازي37
4-2-5-2. سفسطه سفته بازان37
5-2-5-2. تورش در دسترس بودن37
6-2. مفاهيم ضمني ماليه رفتاري در بازارهاي مالي و فرضيه بازار کارا38
7-2. استراتژي هاي سرمايه گذاري مومنتوم و معکوس39
1-7-2. تعاريف و ادبيات موضوعي39
1-1-7-2. استراتژي معکوس40
2-1-7-2. استراتژي مومنتوم41
2-7-2. تجزيه بازده42
3-7-2. منابع سودهاي مومنتوم و معکوس44
1-3-7-2. توضيحات رفتاري44
1-1-3-7-2. استراتژي معکوس48
2-1-3-7-2. استراتژي مومنتوم50
1-2-1-3-7-2. مومنتوم سود50
2-2-1-3-7-2. مومنتوم صنعت51
3-2-1-3-7-2. مومنتوم قيمت52
4-2-1-3-7-2. پوشش تحليل گر52
5-2-1-3-7-2. اندازه53
6-2-1-3-7-2. نسبت ارزش دفتري به ارزش بازار54
7-2-1-3-7-2. حجم معاملات55
2-3-7-2. توضيحات مبتني بر ريسک56
1-2-3-7-2. استراتژي معکوس56
1-1-2-3-7-2. تورش هاي ريز ساختار57
2-2-3-7-2.استراتژي مومنتوم59
8-2. تحقيقات داخلي مرتبط با موضوع تحقيق60
9-2. خلاصه فصل دوم62
فصل سوم: روش‌ اجراي تحقيق
1-3 مقدمه65
2-3 سوال و فرضيه هاي تحقيق65
1-2-3 فرضيه هاي تحقيق67
3-3. روش تحقيق67
1-3-3. تخمين مدل رگرسيون با داده هاي ترکيبي68
4-3. جامعه و نمونه آماري69
5-3. روش گردآوري اطلاعات70
6-3. مدل اجراي تحقيق71
7-3. نحوه محاسبه متغيرهاي عملياتي تحقيق:71
1-7-3. اندازه شرکت71
2-7-3. نسبت ارزش دفتري به ارزش بازار سهام (BV/MV)72
3-7-3. حجم معاملات بازار سهام (TV)72
4-7-3. سود مومنتوم73
5-7-3.سود معکوس73
8-3. روش تحقيق73
1-8-3. نرخ بازده سهام :73
2-8-3. دوره تشکيل – دوره نگهداري76
3-8-3. طبقه بندي براساس اندازه79
4-8-3. طبقه بندي براساس نسبت ارزش دفتري به ارزش بازار (BV/MV)80
5-8-3 طبقه بندي براساس حجم معاملات ((Trading VOLUME80
9-3. روش آزمون فرضيات تحقيق81
1-9-3. آزمون معني دار بودن ضرايب رگرسيون: آزمون t81
2-9-3. آزمون رگرسيون82
3-9-3. آزمون معني دار بودن رگرسيون (آزمون F)82
4-9-3. ضريب تعيين83
5-9-3. ضريب تعيين تعديل شده83
6-9-3. آزمون دوربين واتسن براي بررسي وجود خودهمبستگي84
10-3. خلاصه فصل سوم85
فصل چهارم: تجزيه و تحليل داده‌ها
1-4 مقدمه‏87
2-4. يافته هاي تحقيق87
1-2-4.آمارتوصيفي87
2-2-4.آمار استنباطي89
1-2-2-4.نتيجه آزمون فرضيه اول تحقيق بر اساس دوره هاي تشکيل و نگهداري 6، 12 و24 ماهه89
2-2-2-4.نتيجه آزمون فرضيه دوم تحقيق بر اساس دوره هاي تشکيل و نگهداري 6، 12 و24 ماهه91
3-2-2-4. نتيجه آزمون فرضيه سوم تحقيق بر اساس دوره هاي تشکيل و نگهداري 6، 12 و24 ماهه94
3-4-2-4. نتيجه آزمون فرضيه چهارم تحقيق بر اساس دوره هاي تشکيل و نگهداري 6، 12 و24 ماهه96
4-2-2-4. نتيجه آزمون فرضيه پنجم تحقيق بر اساس دوره هاي تشکيل و نگهداري 6، 12 و24 ماهه98
5-2-2-4. نتيجه آزمون فرضيه ششم تحقيق بر اساس دوره هاي تشکيل و نگهداري 6، 12 و24 ماهه101
3-4. خلاصه فصل چهارم103
فصل پنجم: نتيجه‌گيري و پيشنهادات
1-5 مقدمه105
2-5. خلاصه موضوع و روش تحقيق106
3-5. خلاصه يافته هاي تحقيق107
1-3-5. نتيجه آزمون فرضيه اول تحقيق107
2-3-5. نتيجه آزمون فرضيه دوم تحقيق107
3-3-5 .نتيجه آزمون فرضيه سوم تحقيق108
4-3-5 نتيجه آزمون فرضيه چهارم تحقيق108
5-3-5 نتيجه آزمون فرضيه پنجم تحقيق108
6-3-5. نتيجه آزمون فرضيه ششم تحقيق109
4-5. نتيجه گيري109
5-5. بررسي تطبيقي يافته ها110
6-5. پيشنهادها112
1-6-5. ارائه پيشنهاد بر مبناي نتايج حاصل از تحقيق112
1-1-6-5. براي سرمايه گذاران112
2-1-6-5. براي مسئولين112
2-6-5. ارائه پيشنهاد جهت انجام پژوهش هاي آتي113
7-5. محدوديت هاي تحقيق113
8-5 خلاصه فصل114
پيوست ها
منابع و ماخذ
منابع فارسي:147
منابع لاتين:148
چکيده لاتين152

جدول1-3 شركت هاي نمونه تحقيق70
جدول 2-3 . دوره هاي 6 ماهه تشکيل و نگهداري77
جدول 3-3 . دوره هاي 12 ماهه تشکيل و نگهداري78
جدول4-3. دوره هاي 24 ماهه تشكيل و نگهداري79
جدول1-4 آمار توصيفي داده هاي مرتب شده بر اساس اندازه شركت در دوره تشکيل ونگهداري 6 ماهه مومنتوم88
جدول2-4 آمار توصيفي داده هاي مرتب شده بر اساس نسبت ارزش دفتري به ارزش بازار شركت در دوره تشکيل ونگهداري 6 ماهه مومنتوم88
جدول3-4 آمار توصيفي داده هاي مرتب شده بر اساس حجم معاملات شركت در دوره تشکيل ونگهداري 6 ماهه مومنتوم88
جدول4-4 نتيجه آزمون فرضيه اول بر اساس دوره تشکيل و نگهداري 6 ماهه89
جدول 5-4 نتيجه آزمون فرضيه اول بر اساس دوره تشکيل و نگهداري 12 ماهه90
جدول 6-4 نتيجه آزمون فرضيه اول بر اساس دوره تشکيل و نگهداري 24 ماهه91
جدول 7-4 نتيجه آزمون فرضيه دوم بر اساس دوره تشکيل و نگهداري 6 ماهه92
جدول 8-4 نتيجه آزمون فرضيه دوم بر اساس دوره تشکيل و نگهداري 12 ماهه92
جدول 9-4 نتيجه آزمون فرضيه دوم بر اساس دوره تشکيل و نگهداري 24 ماهه93
جدول 10-4 نتيجه آزمون فرضيه سوم بر اساس دوره تشکيل و نگهداري 6 ماهه94
جدول 11-4 نتيجه آزمون فرضيه سوم به روش ترکيبي بر اساس دوره تشکيل و نگهداري 12 ماهه95
جدول 12-4 نتيجه آزمون فرضيه سوم بر اساس دوره تشکيل و نگهداري 24 ماهه95
جدول 13-4 نتيجه آزمون فرضيه چهارم بر اساس دوره تشکيل و نگهداري 6 ماهه96
جدول 14-4 نتيجه آزمون فرضيه چهارم بر اساس دوره تشکيل و نگهداري 12 ماهه97
جدول 15-4 نتيجه آزمون فرضيه چهارم به روش ترکيبي بر اساس دوره تشکيل و نگهداري 24 ماهه98
جدول 16-4 نتيجه آزمون فرضيه پنجم بر اساس دوره تشکيل و نگهداري 6 ماهه99
جدول 17-4 نتيجه آزمون فرضيه پنجم بر اساس دوره تشکيل و نگهداري 12 ماهه99
جدول 18-4 نتيجه آزمون فرضيه پنجم بر اساس دوره تشکيل و نگهداري 24 ماهه100
جدول 19-4 نتيجه آزمون فرضيه ششم بر اساس دوره تشکيل و نگهداري 6 ماهه101
جدول 20-4 نتيجه آزمون فرضيه ششم بر اساس دوره تشکيل و نگهداري 12 ماهه102
جدول 21-4 نتيجه آزمون فرضيه ششم بر اساس دوره تشکيل و نگهداري 24 ماهه102
جداول1-5 خلاصه يافته هاي تحقيق107

شکل (1-2) سطوح متراکم كارايي بازار و اطلاعات مرتبط با هر يک23
شكل (2-2) روابط ميان رشته اي و مالي رفتاري30
شکل (3-2) تابع ارزش کانمن وتورسکي33
شكل (4-2) اصول ماليه رفتاري38
چكيده:
مطالعات متعددي اثبات كرده اند كه در افقهاي زماني متفاوت کوتاه مدت، ميان مدت، بلندمدت بازده سهام عملکرد متفاوتي دارند. دو استراتژي مهم و پر کاربرد در بين تحليلگران، مديران پرتفوي و ساير سرمايه گذاران در بازارهاي سرمايه حال حاضر دنيا استراتژي معکوس و استراتژي مومنتوم مي باشند. در هر دوي اين استراتژي ها که دقيقا در مقابل يکديگر قرار مي گيرند، سعي مي شود که با استفاده از عملکرد گذشته، عملکرد آتي را پيش بيني و بازدهي اضافي ايجاد نمايند. يعني اوراق بهاداري که عملکرد خوبي (بدي) را در گذشته تجربه کرده اند، گرايش دارند که اين بازدهي خوب (بد) را در آينده نيز ادامه دهند. در حاليكه وجود مومنتوم در بازده سهام اثبات شده است و عليرغم اينكه به نظر مي رسد سودمندي مومنتوم چندان بحث انگيز نباشد، محرك هاي دقيق اين اثر به عنوان يك سوال تجربي باقي مانده است و اين مسئله كه چه عواملي مي توانند محرك هاي دقيق مومنتوم باشند چندان معلوم و آشكار نيست.
در اين تحقيق با استفاده از اطلاعات مالي 70 شرکت پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در طي سالهاي1380 – 1387 رابطه بين سودهاي مومنتوم و معکوس با اندازه و نسبت ارزش دفتري به ارزش بازار شركت و حجم معاملات شرکت با استفاده از مدل هاي رگرسيون چند متغيره بر مبناي داده هاي تركيبي مورد بررسي قرار گرفته است. يافته هاي تحقيق حاکي از اين است که بين اندازه شركت و سودهاي مومنتوم ارتباط معني داري وجود ندارد و بين اندازه شركت و سودهاي معکوس به غير از دوره نگهداري 24 ماهه ارتباط معني داري وجود ندارد. بين نسبت ارزش دفتري به ارزش بازار(BV/MV) و سودهاي مومنتوم در کليه دوره هاي نگهداري و تشکيل ارتباط معناداري وجود ندارد ولي بين نسبت ارزش دفتري به ارزش بازار(BV/MV) و سودهاي معکوس در کليه دوره هاي نگهداري و تشکيل به غير از دوره هاي نگهداري و تشکيل 6ماهه ارتباط معناداري وجود دارد.درخصوص حجم معاملات شرکت نيز مي توان گفت که بين حجم معاملات و سودهاي مومنتوم در دوره هاي 6 ماهه تشکيل ونگهداري ارتباط معني داري وجود دارد و اين ارتباط در دوره هاي 12 و24 ماهه تشکيل ونگهداري معني دار نمي باشد،ضمن اينکه بين حجم معاملات شرکت و سودهاي معکوس در دورهاي تشکيل و نگهداري 24 ماهه ارتباط معني داري وجود دارد. و در دورهاي تشکيل ونگهداري 6 و 12 ماهه ارتباط معني داري وجود ندارد.
كليد واژه: سود مومنتوم ،سود معکوس، سهام برنده، سهام بازنده، اندازه، نسبت ارزش دفتري به ارزش بازار، حجم معاملات.
مقدمه:
فصل اول
كليات تحقيق
1-1 مقدمه
در بازار کاراي سرمايه جريان ورود اطلاعات با حجم بالا به طور مرتب تداوم داشته است و سرمايه گذاران به طور منطقي به اطلاعات جديد واکنش نشان مي دهند. واکنش منطقي سرمايه گذاران موجب تعديل قيمت اوراق بهادار براي رسيدن به ارزش هاي واقعي1 (ذاتي) مي شود. دست اندرکاران بازار نمي توانند به اتکاي اطلاعات گذشته و يا مهارت شخصي خود، بازدهي بيشتر از بازار کسب کنند و چون اطلاعات به صورت تصادفي وارد بازار مي شود؛ پيش بيني روند قيمت اوراق بهادار حتي در آينده نزديک امکان پذير نيست. از اين رو سرمايه گذاران با به کارگيري راهبرد سرمايه گذاري مشخص از قبيل راهبردهاي سرمايه گذاري قدرت نسبي “مومنتوم”2 و”معکوس”3 نمي توانند بازده سرمايه گذاري خود را افزايش دهند، در چنين بازاري به کارگيري راهبرد سرمايه گذاري مشخص براي شناسايي سرمايه گذاري هاي سودآور با شکست مواجه مي شوند. مطالعات انجام شده در سالهاي اخير بسياري از مفروضات نظريه نوين مالي را به چالش کشيده اند، يکي از چالش برانگيزترين مشاهدات در بازارهاي مالي اين است که بر خلاف فرضيه بازار کارا 4که زيربناي بسياري از نظريات ارائه شده در تئوري مالي مدرن است، بازده سهام عادي در بازه هاي زماني مختلف داراي رفتار خاصي مي باشد و سرمايه گذاران انفرادي مي توانند بدون تحمل ريسک بيشتر و تنها با به کارگيري راهبرد سرمايه گذاري مناسب، بازدهي بيش از بازدهي بازار بدست بياورند. در اکثر بورس هاي دنيا محققين پيرامون کارايي استراتژي هاي مختلف سرمايه گذاري مطالعات گسترده اي انجام داده اند، در حال حاضر در بازارهاي سرمايه دنيا دو استراتژي معامله و مديريت پرتفويي که به صورت گسترده اي مورد استفاده قرار مي گيرند و نيز در تحقيقات متعددي سودمندي آنها در ايجاد بازدهي اضافي تأييد شده است استراتژي مومنتوم و معکوس مي باشند. اين استراتژي ها در مقابل فرضيه بازار کارا قرار ميگيرند، بنابراين تأييد سودمندي اين استراتژي ها و در نظر گرفتن عوامل مؤثر در توضيح اين استراتژي ها ميتواند چالش اساسي در مقابل تئوري نوين مالي و بحث کارايي بازار ايجاد نمايد.
2-1. تاريخچه مطالعاتي
ادبيات غني و قابل ملاحظه اي راجع به قابليت پيش بيني بازده مقطعي سهام بر مبناي بازده هاي گذشته در ادبيات مالي مستند شده است.
جيگاديش و تيتمن (1993) گزارش کردند استراتژي خريد سهام برنده5 و فروش سهام بازنده 6گذشته مي تواند بازده اضافي معني داري را ايجاد نمايد. آنها اين نتيجه را بر مبناي تشکيل پرتفوي هايي بر مبناي بازدهي گذشته در دوره 1965 – 1989 کشف کردند. روش کار آنها به اين صورت بود که سهام را بر اساس بازدهي سه تا دوازده ماه گذشته در ده دهک طبقه بندي کردند و سپس ده پرتفوي با وزن برابر تشکيل دادند و استراتژي خود را خريد دهک برنده و فروش دهک بازنده قرار دادند و نشان دادند که بازدهي اضافي ايجاد مي شود (جيگاديش و تيتمن7، 1993، ص 89).
کونراد و کول (1998) با يک بررسي بلند مدت در آمريکا موفقيت استراتژي معکوس را در طولاني مدت و استراتژي مومنتوم را در کوتاه مدت گزارش کردند. آنها اعلام کردند که موفقيت اين استراتژي ها به افق مورد نظر بستگي دارد. در حالي که استراتژي مومنتوم براي يک دوره ميان مدت سه تا دوازده ماهه سودمند بود، استراتژي معکوس در يک دوره کوتاه مدت هفتگي يا ماهانه و يا يک افق طولاني مدت سه تا پنج ساله مناسب بود. آنها استدلال کردند که سود هاي مومنتوم فقط به خاطر تفاوت هاي مقطعي در بازدهي مورد انتظار به جاي الگوي سري زماني بازده ايجاد مي شود. آنها استدلال کردند که سودهاي مومنتوم مي تواند يک محصول جانبي اين موضوع باشد که بعضي از سهام به خاطر وجود يک سري از عوامل ريسک ناشناخته ريسکي تر مي شوند. به عبارتي اگر بازدهي اضافي به خاطر ريسک سيستماتيک ناشناخته بالاتر(پايين تر)ايجاد شود، پس سهام در آينده نيز به اين بازهي بالاتر(پايين تر)دست خواهند يافت. با اين نگرش ديگر سود هاي مومنتوم با بحث کارايي نيز سازگار مي شود و تناقض از بين مي رود.(کونراد و کول،8 1998، ص 489).
يافته هاي اخير جاگاديش و تيتمن( 2001 ) انتقادهاي زيادي را بر اين فرضيه(کنراد و کاول ) وارد مي کند. آنها استدلال مي کنند که اگر سودهاي مومنتوم به خاطر تفاوت مقطعي در بازدهي باشد، پس برندگان گذشته(بازندگان گذشته)بايستي بازدهي بالاتر(پايين تر)خود را به طور نامحدود در آينده ادامه دهند. ولي آنها به اين نتيجه رسيدند که بازدهي پرتفوي هاي مومنتوم (برندگان منهاي بازندگان) فقط براي دوازده ماه اول بعد از تشکيل پرتفوي مثبت است و اگر اتفاق خاصي نيفتد بازدهي بعد از دوازده ماه منفي است ( جاگاديش و تيتمن 9 ,2002, ص265-243)
مارکويتز وگرينبلات (1999) يک اثر مومنتوم قوي و پايدار را در بين صنايع کشف کردند. ايشان نشان دادند که استراتژي خريد سهام برنده گذشته و فروش سهام بازنده گذشته حتي پس از کنترل اثراندازه، نسبت ارزش دفتري به ارزش بازار، مومنتوم سهام انفرادي و پراکندگي در ميانگين بازده سودمند مي باشد.(مارکوويتز و گرينبلات10، 1999، ص 1249).
راون هورست (1998) با استفاده از اطلاعات 12 کشور اروپايي در طي دوره 1995-1980 دريافت که پرتفوي برنده نسبت به پرتفوي هاي بازنده بهتر عمل مي کنند و نشان داد که استمرار بازدهي به طور معکوس با اندازه شرکت مرتبط است (راون هورست11، 1998، ص 267).
دي بونت و تالر12( 1985،1987 ) وجود يک حرکت معکوس يا برگشت قيمتي را در قيمت سهام در بلند مدت اثبات کردند و پيشنهاد کردند که خريد سهام بازنده گذشته و فروش سهام برنده گذشته مي تواند منجر به بازدهي اضافي گردد. آنها نشان دادند که بازندگان تاريخي نسبت به برندگان تاريخي بهتر عمل مي کنند.
گرينبلات و تيتمن (1989) با استفاده از استراتژي مومنتوم سودهاي اضافي را کشف کردند ولي مشاهده کردند که سودهاي مومنتوم در اولين سال بعد از تشکيل پرتفوي از بين مي رود (گرينبلات و تيتمن13، 1989، ص 394)
هنگ و استين 14 (1999) فرض کردند که مومنتوم از انتشار تدريجي اطلاعات خاص شرکت ناشي مي شود.هنگ، ليم و استين15 (2000) فرضيه هنگ و استين16 (1999) را با استفاده از داده هاي ايالات متحده آمريکا آزمون کردند و تکيه گاهي براي فرضيه انتشار تدريجي اطلاعات يافتند.
به طور اخص هنگ و همکارانش (2000) اثبات کردند که استراتژي مومنتوم در سهام داراي پوشش تحليلگر17 کمتر بهتر عمل مي نمايد. ايشان نتيجه گيري کردند که اگرچه اندازه به طور معکوس با سودهاي مومنتوم رابطه دارد، ليکن پس از پاکسازي اثر سايز، پوشش تحليل گر بيشتر از اندازه، اثر مومنتوم را در بازار سهام ايالات متحده آمريکا تحريک مي کند (هنگ و ديگران،18 2000، ص 265).
در يک چارچوب اروپايي، دوکز و مکنايت 19 (2005) تکيه گاهي براي فرضيه هنگ و استين (1999) يافتند که با يافته هاي هنگ و همکارانش 20 (2000) نيز سازگار بود (دوکز و مکنايت، 21 2005، ص 313).
مکنايت و هو (2006) سودهاي مومنتوم را با استفاده از متغيرهاي نسبت ارزش دفتري به ارزش بازار (BTM)، اندازه و پوشش تحليل گر ارزيابي کردند و اين متغيرها را به عنوان نمايندگاني براي سود مومنتوم به کار بردند، آنها به اين نتيجه رسيدند که سودهاي مومنتوم به طور معکوس با هر سه عامل فوق ارتباط دارد و به ترتيب نسبت ارزش دفتري به ارزش بازار، پوشش تحليل گر و اندازه اهميت دارند (مکنايت و هو22، 2006، ص227)
در تحقيقي ديگر ديويد ليسموند , ميشل اسچيل ,چواشنگ زاو 23(2001) به بررسي ماهيت گمراه کنندگي سودهاي مومنتوم پرداختند.آنها به بررسي استراتژي از 1980 تا 1998 پرداختند .روش طبقه بندي سهام آنها مشابه روش جي تي 24 1993 و هنگ وهمکاران 25 2000 و جي تي 26 2001 مي باشد .آنها در مقاله خود به بررسي سودبخشي از توانايي نسبي استراتژي هاي مومنتوم(خريد آنهايي که عملکرد خوبي در گذشته داشته وفروش آنهايي که عملکرد بدي داشته اند) پرداختند انها دريافتند يک استاندارد که استراتژي هايي که نسبتا قوي هستند احتياج دارند به هزينه هاي معاملاتي بسيار زيادي به طوريکه اين هزينه هاي معاملاتي جلوگيري مي کند از اجرا سودبخش اين استراتژي ها .در يک برش مقطعي متوجه شدند که انهايي که بازده هاي مومنتوم زيادي دارند دقيقا همان انهايي هستند که هزينه هاي معاملاتي بسيار زياد دارنددرنتيجه حجم بسيار زياد از بازده هاي غير عادي وابسته است به اين استراتژي در ايجاد يک گمراهي از فرصت سود, درصورتي که واقعا هيچ سودي وجود ندارد
جان اي دوکاس وفليپ مک نايت27 (2003) به بررسي دوتئوري رفتاري ,مدل اشاعه تدريجي از هنگ واستين 28 (1999) و مدل تورش سياست محافظه کاري سرمايه گذاران از بارباريز و شليفر و ويسني 29 (1998). آنها بررسي کردند اين دو تئوري را در يک نمونه 13 تايي از بازار سهام اروپائي طي سالهاي 1998 – 2001 اين دومدل قبلا پيش بيني کرده اند که مومنتوم به دست مي آيد از 1) انتشار تدريجي از اطلاعات يک شرکت ويژه 2)عدم موفقيت سرمايه گذاران در بهنگام کردن معتقداتشان به قدر کافي زمانيکه آنها اطلاعات عمومي جديد را مشاهده مي کنند.يافته هاي جان دوکاس وهمکارانشان با اين دو مدل رفتاري سازگار است وآنها را تائيد مي کند.شواهد بدست آمده از تحقيق ايشان نشان دهنده اين است که مومنتوم نتيجه اشاعه تدريجي اطلاعات ويژه و سياست محافظه کاري رواني سرمايه گذاران که بازتاب کننده خطاهاي سيستماتيک آنها در شکل دادن درآمدها با بهنگام نبودن هست واين وابسته است با اعتقادات قبلي آنها و ناچيز دانستن وزن آماري اطلاعات جديد.
شن، ژاکماري و شارما (2005) اعلام کردند که سود مومنتوم در شاخص هاي رشدي متمرکز است و شواهد عکس العمل بيش از اندازه در اين شاخص ها بيشتر نمود پيدا مي کند (شن و ديگران 30 ، 2005، ص 235).
ينگ فون چو و مينگ ليو و زينتيتگ فان31 در سال( 2008) به بررسي ماندگاري گستره بازار وسودهاي مومنتوم پرداختند انها در اين مطالعه ازاطلاعات بورس سهام نيويورک وبورس سهام آمريکاNYSE-AMEX موجود در مرکز تحقيق امنيت قيمت ها (CRSP) استفاده کردند آن ها اين نتايج را بر اساس تشكيل پرتفويهايي بر مبناي بازدهي گذشته در دوره از ژانويه 1965 تاپايان دسامبر 1999 مشابه نمونه انتخابي جاگيداش وتيتمن مورد بررسي قرار دادند.استراتژي مبادله آنها براساس بازده اي در دوره گذشته نگهداري با استفاده از دوره زماني 6/6 که بيشترين سودبخشي را دارا مي باشد بوده است.انها سهام ها را در 10 دهک برابر رتبه بندي کرده و به صورتي که پرتفويي که بهترين عملکرد را دارا مي بود p10 بهترين برنده ها و پرتفويي با بدترين عملکردp1 بدترين بازنده ها شناسايي کردند آنها در اين تحقيق از50 پرتفوي سهام برابر استفاده کردند. آنها نشان دادند که يک اثر متقابل از ميانگين منابع وسري هاي زماني و سودهاي مومنتوم وجود دارد انها نشان دادند که يک ارتباط معني داري بين سودهاي مومنتوم وماندگاري گستره بازار وجود دارد.
فاما و فرنچ (1996) استدلال مي کنند که شرکت با BV/MV بالاتر شرکت هاي ارزشي هستند که داراي صرف ارزش هستند و در آينده سودهاي بالاتري نسبت به شرکت هاي با BV/MV پايين تر که شرکت هاي رشدي مي باشند و داراي کسر رشد هستند، ايجاد مي کنند (فاما و فرنچ 32 ، 1996، ص 56).
لاکونيشاک و ديگران (1994) استدلال مي کنند که بازار سهام رشدي را بالاي قيمت ارزيابي مي کند و سهام ارزشي را زير قيمت ارزيابي مي کند و همين باعث ايجاد صرف ارزش براي سهام رشدي مي شود و بر اين مبنا براي سهام رشدي احتمال ايجاد سودهاي مومنتوم بيشتر است(لاکونيشاک و ديگران 33 ، 1994، ص 1541)
پاتريشا چلي استيلي و آنتونيوس سيگانوس 34 (2007 ) ارتباط بين سودمندي مومنتوم و مکانيزم هاي بازرگاني بازار سهام را امتحان کردن که با دگرگوني هاي تازه اي که در سيستم بازرگاني رخ مي دهد تحريک مي شوند . بعد از سال 1975 دو سيستم بازرگاني متفاوت در بورس سهام لندن SEAQ سيستم دلالي کامپيوتري و SETS يک سيستم حراج اتوماتيک بکارگماشته مي شود.در اين تحقيق آنها از اطلاعات بازدهاي ماهيانه براي همه کشورهاي UK بر روي فايل اطلاعاتي آنها در پايگاه داده هاي قيمت سهام لندن بين سال هاي 1975 تا 2001 .آنها جهت شناسايي مومنتوم از روش جاگيداش وتيتمن 35 1990 استفاده کردند وسودبخشي مومنتوم را با استفاده از طبقه بندي شرکتها براساس 6 ماهه قبلي نگهداري و در 10 پرتفوي برابر طبقه بندي کردند به صورتي که (w) پرتفوي سهام شامل بهترين بازيگران و (L) شامل بدترين بازيگران دهک مي باشد. از تفاضل بين برنده وبازنده هاي پرتفوي (W-L) سودمندي استراتژي مومنتوم مشخص ميشود.ا ين تحقيق نشان مي دهد که بين سودهاي مومنتوم وساختار سيستم هاي بازرگاني ارتباط وجود دارد و اختلاف بين سودهاي مومنتوم درساختارهاي سهام معني دار است و نتايج اين تحقيق با آن موافق است.
در مطالعات بروزينسکي و همکاران 2003 حجم معاملات نيز به عنوان متغيري براي پيش بيني اندازه و مقاومت مومنتوم معرفي شده است. تحقيقات اخير قدرت پيش بيني زيادي را براي متغير حجم معاملات در پيش بيني بازده هاي سهام تأييد کرده اند و هم چنين رابطه اي قوي بين حجم معاملات و مومنتوم گزارش شده است.
3-1. بيان مسئله و تعريف موضوع تحقيق
هرسرمايه گذاري دربدو ورود به بازار سرمايه به دنبال پيدا کردن راهها وتدوين و به کارگيري استراتژي هايي است که بتواند بر بازار پيروز شود و بازدهي اضافي کسب نمايد. در حال حاضر در بازار سرمايه دنيا استراتژي هاي معامله و مديريت پرتفويي که به صورت گسترده مورد استفاده قرار مي گيرد? استراتژي هاي مومنتوم و معکوس است و درتحقيقات متعددي در دنيا واز جمله در ايران سودمندي آن در ايجاد بازدهي اضافي تأييد شده است ( صادقي وفدايي نژاد ? 85).
مومنتوم مفهومي در علم فيزيک مي باشد که بيان مي دارد که يک جسم در حال حرکت گرايش دارد که همچنان در حرکت باقي بماند مگر اينکه نيرويي از خارج بر آن وارد شود(قانون اول نيوتن). به عبارت ديگر مصداق اين قانون در بازار اين است که يک روند قيمتي تمايل دارد که باقي بماند تا زماني که يک نيروي خارجي جلوي آن را بگيرد. اين استراتژي شامل سرمايه گذاري در جهت بازار مي باشد و ادعا مي نمايد که بازدهي مثبت يا منفي گذشته در دوره مشخصي از آينده نيز همچنان تداوم خواهد داشت. در مقابل استراتژي معکوس اعتقاد دارد که عوام و اکثريت بازار اشتباه مي کنند و روندهاي اخير قيمت ها بر مي گردند، بنابراين براي دستيابي به بازدهي اضافي مي بايد صبور بود و با جسارت در جهت مخالف بازار عمل کرد. در مجموع اين استراتژي ها به دنبال شناسايي روندها با استفاده از معيارهاي مختلف و بهره گيري از آنها هستند. جذابيت ديگر بررسي اين استراتژي ها اين است که در تقابل مستقيم با دکترين پذيرفته شده کارايي بازار قرار مي گيرند. فرضيه بازار کارآ ادعا مي کند روند و الگوي خاصي در بازدهي و قيمت هاي اوراق بهادار وجود ندارد و رفتار قيمت ها تصادفي و غير قابل پيش بيني مي باشد. مطابق فرضيه کارايي بازار عملکرد پرتفوي مستقل از عملکرد گذشته آن مي باشد. بنابراين تاييد سودمندي اين استراتژي ها مي تواند چالشي اساسي در مقابل تئوري نوين مالي و بحث کارايي بازار ايجاد نمايد.
استراتژي هاي مومنتوم و معکوس که براي بهره گيري از همبستگي سريالي موجود در بازدهي بازار و اوراق بهادار بکار مي روند، در زمره استثنائات مالي و بي نظمي هاي بازار سرمايه قرار مي گيرند. مومنتوم در يک انتهاي پيوستار قرار مي گيرد و از خود همبستگي مثبت در بازدهي دارايي ها در ميان مدت حکايت مي کند. در اين استراتژي بازدهي اضافي با خريد سهام برنده گذشته و فروش سهام بازنده گذشته قابل دستيابي مي باشد.(جاگاديش و تيتمن 36 ، 1993 )
اوراق بهاداري که عملکرد خوبي(بدي)را در گذشته تجربه کرده اند، گرايش دارند که اين بازدهي خوب(بد)را در آينده نيز ادامه دهند. به عبارت بهتر مومنتوم اعتقاد به استمرار بازدهي ميان مدت تاريخي در افق ميان مدت آتي دارد.مومنتوم خود شامل انواع مختلفي مي باشد. يکي از آنها مومنتوم سود است که استدلال مي کند سهامي که اخيرا شگفتي در سود داشته اند در آينده نزديک نيز در همان جهت عمل خواهند کرد. به عبارتي سهامي که تعديل مثبت داشته اند در آينده نزديک نيز بازدهي خوبي خواهند داشت. يکي ديگر از انواع مومنتوم، مومنتوم صنعت مي باشد که ادعا مي کند که صنايعي که در گذشته نزديک عملکرد و بازدهي خوبي (بدي) داشته اند در آينده نيز اين بازدهي را ارائه خواهند کرد. نوع ديگر آن مومنتوم قيمت است که در آن سهامي که بر مبناي شاخص قدرت نسبي، نسبت به بقيه عملکرد بهتري داشته اند انتخاب مي شوند و در دوره مشخصي از زمان نگهداري مي شوند. نتايج تحقيقات نشان مي دهد که با اين رويکرد بازدهي اضافي نسبت به بازار بدست مي آيد. در انتهاي ديگر پيوستار استراتژي معکوس قرار مي گيرد که بر مبناي همبستگي سريالي منفي در بازدهي اوراق بهادار استوار مي باشد. در اين استراتژي ادعا مي شود که مي بايستي براي غلبه بر بازار سهام برنده قبلي را فروخت و سهام بازنده قبلي را خريد. تمپلتون اعتقاد دارد که اين خيلي صبر و حوصله مي خواهد که وقتي همه مي خرند بفروشي و وقتي که تب فروش بالاست بخري. به هر حال اين استراتژي اعتقاد به برگشت روندها دارد و اينکه اکثريت بازار اشتباه مي کنند (وقتي که غالب بازار به يک شکل فکر و عمل مي کنند، به احتمال زياد اکثر آنها اشتباه مي کنند)، بنابراين بايد به جايي رفت که جمعيت وجود ندارد (فدايي نژاد و صادقي، 1385، ص 2).
درحاليکه سودمندي استراتژي مومنتوم و معکوس درايجاد سود در بازار سهام کشورهاي مختلف اثبات شده است ليکن نتايج تحقيقات نشان مي دهد که عوامل تأثيرگذار بر سودهاي مومنتوم ومعکوس متنوع مي باشند و توافق آشکاري را نمي توان استخراج نمود (مکنايت و هو37 ، 2006، ص 228).
در اين پژوهش هدف ما اين است که با استفاده از روش ترکيبي استراتژي دوره هاي تشكيل و نگهداري(6/6),(12/12),(24/24) ماهه را در رابطه با سود هاي مومنتوم و معکوس را با توجه به متغيرهايي نظير اندازه و نسبت ارزش دفتري به ارزش بازار و حجم معاملات شرکت بسنجيم و نتايج به دست آمده از هريک از اين استراتژي ها را مورد مقايسه قرار دهيم.
4-1. چارچوب نظري تحقيق
تئوري مالي مدرن که بر اساس فرضيه بازار کارا و رفتار عقلايي بنا نهاده شده است و بيش از نيم قرن بر تمامي محافل علمي حاکم بوده است.فرضيه بازار کارا بيان مي نمايد که تمامي اطلاعات در قيمت سهام وجود دارد ونمي توان بدون تحمل ريسک بيشتر بازده بيشتري به دست آورد. يکي از نتايج حاصل از اين ديدگاه اين است که روند خاصي در قيمت اوراق بهادار وجود ندارد به گونه اي که بتوان از آن به منظور کسب بازده بيشتر استفاده نمود ، وجود ندارد.
اما در دهه هاي اخير استثنائاتي مشاهده شده است که با مدل هاي ارائه گرديده در اين تئوري قابل تبيين نبوده اندو صلابت نظريه هاي مدرن مالي مورد ترديد قرار گرفته است و اين امر منجر به ظهور مالي رفتاري گرديده است.اين استثنائات باعث تقويت اين تفکر شده است که قيمت ها دربازار بيشتر تحت تاثير عوامل رواني تعيين مي شوند. درخصوص وجوداين استثنائات اتفاق نظرکاملي وجودندارد ودلايل مختلفي توسط انديشمندان مالي ذکرمي گردد. يکي از بحث انگيزترين مشاهدات در حوزه مالي درسالهاي اخيرمومنتوم و سودمندي استراتژي هاي مومنتوم و معکوس مي باشد. دراين تحقيق سعي بر آن است که رابطه اندازه شرکت ، نسبت ارزش دفتري به ارزش بازار و حجم معاملات با سودهاي مومنتوم و معکوس در بازار سرمايه ايران سنجيده شود.
ساختار تحقيق
1- فصل اول: كليات تحقيق
دراين فصل به بيان موضوع تحقيق، علت پرداختن به اين موضوع در قالب ضرورت و اهداف تحقيق پرداخته شده است و در ارتباط با نحوه فراهم آوردن اطلاعات، شركت هاي نمونه و جامعه آماري، قلمرو زماني و مکاني به صورت اجمالي بحث شده است و در پايان واژه ها و اصطلاحات كليدي تعريف شده است.
2- فصل دوم: مباني نظري و مروري بر پيشينه تحقيق
در اين فصل در بخش هاي مختلف به تشريح ادبيات و بيان توضيحات متعدد محققين در خصوص سودمندي استراتژي هاي مومنتوم و معکوس و عوامل موثر بر اين استراتژي ها پرداخته مي شود.
3- فصل سوم: روش تحقيق
در اين فصل به روش شناسي تحقيق اشاره مي شود. در ابتدا به فرضيات تحقيق، جامعه، نمونه آماري، چگونگي جمع آوري داده ها و سپس روش آزمون فرضيه ها اشاره مي شود و در ادامه تعريف متغيرهاي مستقل و وابسته بيان مي گردد.
4-فصل چهارم: تجزيه وتحليل داده ها
در اين فصل ابتدا مدل هاي تحقيق با استفاده از داده هاي گردآوري شده مورد آزمون قرار ميگيرد و سپس نتايج آزمون فرضيه هاي تحقيق بر اساس داده هاي تركيبي ارائه مي شود.
5-فصل پنجم: نتيجه گيري وپيشنهادها
در اين فصل خلاصه اي از موضوع و يافته هاي تحقيق، نتيجه گيري بحث، پيشنهادها و محدوديتها بيان مي شود.
5-1. فرضيات تحقيق
– فرضيه اول: بين اندازه شرکت و سودهاي مومنتوم ارتباط معناداري وجود دارد.
– فرضيه دوم: بين اندازه شرکت و سودهاي معکوس ارتباط معناداري وجود دارد
-فرضيه سوم: بين نسبت ارزش دفتري به ارزش بازار (BV/MV) و سودهاي مومنتوم ارتباط معناداري وجود دارد.
-فرضيه چهارم : بين نسبت ارزش دفتري به ارزش بازار ( BV/MV ) و سودهاي معکوس ارتباط معناداري وجود دارد
-فرضيه پنجم : بين حجم معاملات و سودهاي مومنتوم ارتباط معناداري وجود دارد.
-فرضيه ششم : بين حجم معاملات و سودهاي معکوس ارتباط معناداري وجود دارد.
6-1. اهميت و ضرورت تحقيق
وجود پديده هايي که کارايي بازارهاي مالي را زير سوال مي برند يکي از مسايلي است که انديشمندان مالي توجه زيادي به آنها داشته اند. اين پديده ها منجر به ايجاد فاصله بين ارزش ذاتي و ارزش بازار اوراق بهادار گشته و در نهايت سودهاي غيرعادي را براي عده اي و در نتيجه زيان هاي هنگفت براي عده اي ديگر، به ارمغان داشته اند. شناسايي و بررسي اين پديده ها مي تواند کمک زيادي در راستاي ايجاد راهکارهاي مناسب جهت نزديک شدن به توزيع عادلانه و تخصيص بهينه منابع نمايد. استراتژي هاي مومنتوم و معکوس نيز از موضوعاتي هستند که سودمندي آن در بسياري از بازارهاي توسعه يافته و برخي از بازارهاي نوظهور و از جمله در ايران مورد بررسي و آزمون قرار گرفته و تأييد شده است. ليکن محرک هاي دقيق اثرمومنتوم و معکوس به عنوان يک پرسش تجربي، لاينحل باقي مانده است.
7-1. اهداف تحقيق
تحقيق حاضردر پي آن است که از طريق تجزيه وتحليل اطلاعات واقعي مبادرت به استخراج معيارهايي کند که از طريق آن ها تشخيص دهيم که آيا بين اندازه, نسبت ارزش دفتري به ارزش بازار (BV/MV) وحجم معاملات شرکت با سود مومنتوم ومعکوس ارتباط وجود داردو اينکه آيا استراتژيهاي معامله براساس دوره هاي متفاوت داراي بازدهي متفاوت مي باشد .
آگاهي از تآثير اين عوامل بر سودهاي مومنتوم ومعکوس و عملکرد اين استراتژي ها در دورهاي زماني متفاوت باعث مي شود سرمايه گذاران سهام مورد نظرخود را با اطمينان بيشتري خريداري کنند.با استفاده از اين چشم انداز معكوس به جاي چشم اندازي كه درباره آينده و براي پيش بيني فردا وجود دارد سرمايه گذاران مي توانند نشانه هاي خوش يمن را دريابند و قيمتهاي برندگان را پيدا كنند. همين آسيب شناسي را مي توان براي مواردي كه درآمد يك شركت رشد منفي دارد نيز به كار برد.
8-1. حدود مطالعاتي
1-8-1 قلمرو مکاني تحقيق
بورس اوراق بهادار تهران به عنوان مکان تحقيق مي باشد.
2-8-1 قلمرو زماني تحقيق
گستره زماني تحقيق شامل داده هاي سال هاي1380 تا 1387 مي باشد.
3-8-1 قلمرو موضوعي تحقيق
در اين تحقيق به بررسي رابطه اندازه شرکت و نسبت ارزش دفتري به ارزش بازار (BV/MV) و حجم معاملات شرکت با سودهاي مومنتوم و معکوس پرداخته مي شود.
9-1. تعريف واژه ها و اصطلاحات کليدي
– مومنتوم: مومنتوم مفهومي در علم فيزيک است که بيان مي دارد يک جسم در حال حرکت گرايش دارد که همچنان در حرکت باقي بماند، مگر اينکه نيرويي از خارج بر آن وارد شود (قانون اول نيوتن). به عبارت ديگر مصداق اين قانون در بازار اين است که يک روند قيمتي تمايل دارد که باقي بماند تا زماني که يک نيروي خارجي جلوي آن را بگيرد (فدايي نژاد و صادقي، 1385، ص 2).
– مالي رفتاري: مالي رفتاري ادغام اقتصاد کلاسيک و مالي با علوم روانشناسي و تصميم گيري است(تلنگي38 ، 1383، ص 12).
– استراتژي معکوس: طبق اين استراتژي توصيه مي شود سهامي که در گذشته عملکرد خوبي داشته اند به فروش رسند و سهامي که عملکرد ضعيفي داشته اند، خريداري شوند. به عبارتي بهتر توصيه مي شود سهامي خريداري شود که در حال حاضر بازار نسبت به آن سهم بدبين است و سهامي فروخته شود که بازار نسبت به آن بسيار خوش بين است (هان و تانکز 39 ، 2003، ص 46)
– استراتژي مومنتوم: طبق اين استراتژي توصيه مي شود، سهامي خريداري شود که در دوره گذشته بالاترين بازدهي را داشته است و سهامي به فروش رسد که در دوره گذشته پايين ترين بازده را کسب کرده است (جيگاديش و تيتمن 40 ، 1993، ص 66).
– سهام برنده: عبارتند از سهامي که طي دوره مشخص و در مقايسه با ساير سهام ها به بازده بيشتري دست يافته اند. (همان منبع، ص 68).
– سهام بازنده: عبارتند از سهامي که طي دوره مشخص و در مقايسه با ساير سهام ها به بازده کمتري دست يافته اند. (همان منبع ، ص 68)
– بازده دوره نگهداري: ميزان بازده يک سهام با فرض خريد و نگهداري در يک دوره معين مي باشد. (همان منبع ، ص 69).
– ارزش بنيادي (ذاتي) دارايي: عبارت است از ارزش يک دارايي که با استفاده از عوامل بنيادي اقتصادي تعيين مي گردد و معمولاً به شکل ارزش فعلي جريان هاي نقدي مورد انتظار از دارايي تعريف و محاسبه مي شود.
– بازده غيرعادي: به عنوان تفاوت ميان بازده واقعي شرکت با بازده مورد انتظار يا بازده کل بازار مي باشد (مهراني ،1387، 130).
فصل دوم
مروري بر ادبيات تحقيق
1-2 مقدمه
بر اساس فرضيه بازار كارا روند و الگوي خاصي در بازدهي اوراق بهادار وجود ندارد و رفتار قيمت ها تصادفي و غير قابل پيش بيني است و عملكرد پرتفوي مستقل از گذشته آن مي باشد. ليكن مطالعات متعدد اخير نشان داده اند كه در افق زماني ميان مدت (3-12 ماه) در بازده سهام مومنتوم 41وجود دارد، يعني عملكرد مطلوب برندگان گذشته و عملكرد ضعيف بازندگان گذشته در اين بازه زماني استمرار مي يابد.
جيگاديش و تيتمن 42 (1993) اثبات كردند استراتژي كه مبادرت به خريد سهام برنده گذشته و فروش سهام بازنده قبلي مي نمايد تقريباً بازده اضافي ماهانه يك درصد در طي 6 ماه بعدي ايجاد مي نمايد. پس از ايشان محقيقين ديگري از جمله كونراد و كول 43 (1998)، ماركوويتز و 44گرينبلات ، (1999)راون هورست 45 (1998)، دوگز و مكنايت 46 (2005) و… به اثبات سودمندي استراتژي مومنتوم در بازار سهام ايالات متحده آمريكا و اروپا پرداخته اند. در حاليكه وجود مومنتوم در بازده سهام، در نقاط مختلف جهان اثبات شده است و عليرغم اينكه به نظر مي رسد سودمندي مومنتوم چندان بحث انگيز نباشد، محرك هاي دقيق اين اثر به عنوان يك سوال تجربي باقي مانده است و اين مسئله كه چه عواملي مي توانند محرك هاي دقيق مومنتوم باشند چندان معلوم و آشكار نيست (مكنايت و هو 47 ،2006، ص228-227).
هنگ،ليم و استين 48 فرض مي كنند كه مومنتوم از انتشار تدريجي اطلاعات خاص شركت ناشي مي شود.نتايج كار ايشان نشان داد استراتژي مومنتوم در خصوص سهام هاي داراي پوشش تحليلگر پايينتر موثرتر است و پوشش تحليلگر بيشتر از اندازه اثر مومنتوم را در بازار سهام انگلستان تحريك مي كند (هنگ و ديگران 49 ، 2000 ص 295).
مكنايت و هو (2006)سودهاي مومنتوم را با استفاده از متغيرهاي نسبت ارزش دفتري به ارزش بازار ،پوشش تحليل گر و اندازه در بازار سهام انگلستان ارزيابي كردند، ايشان دريافتند كه سودهاي مومنتوم با هر سه عامل فوق رابطه معكوس دارند و به



قیمت: تومان


پاسخ دهید