دانشگاه مازندران
دانشکده علوم انساني و اجتماعي
پايان نامه دوره كارشناسي ارشد در رشته جامعه شناسي
موضوع:
بررسي تطبيقي ارزشهاي دموكراتيك بيننسلي در شهر ساري
استاد راهنما:
دکتر: محمد فاضلي
استاد مشاور:
دکتر: محمود شارع پور
نام دانشجو:
ميترا كلانتري
شهريور 1389

دانشگاه مازندران
دانشکده علوم انساني و اجتماعي

پايان نامه دوره كارشناسي ارشد در رشته جامعه شناسي
موضوع:
بررسي تطبيقي ارزشهاي دموكراتيك بيننسلي در شهر ساري
استاد راهنما:
دكتر محمد فاضلي
استاد مشاور:
دكتر محمود شارع‌پور
اساتيد داور:
دكتراحمد رضايي و دكتر مهدي رهبري
نام دانشجو:
ميترا كلانتري
شهريور ماه 1389
سپاسگزاري
بر خود لازم مي دانم كه نهايت تشكر و قدرداني را از جناب آقاي دكتر محمد فاضلي به عمل آورم كه در به انجام رسانيدن تحقيق حاضر از راهنماييهاي ايشان بهره فراواني بردهام، بر زحماتشان با ديد قدرشناسانه مينگرم و از درگاه احديت براي ايشان توفيق روزافزون را آرزو مينمايم. همچنين كمال سپاسگزاري را از جناب آقاي دكتر شارع پور به عنوان استاد مشاور كه در غناي تحقيق ياريم نمودهاند، را دارم.
از جناب آقاي اكبرزاده كه از مشاوره آماري با ايشان بهره فراواني بردهام، كمال تشكر و قدرداني را دارم. از پرسشگران محترم كه در اجراي پرسشنامه، زحمت كشيدهاند، بسيار سپاسگزارم. همچنين از پدر و مادر فداكارم، همسر مهربانم، دوست گراميم سيده فاطمه عمادي بسيار سپاسگزارم كه هميشه از محبتهايشان برخوردار بودهام و صميمانه دوستشان دارم. در پايان لازم ميدانم كه از برادر عزيزم دكتر عبدالحسين كلانتري كه همواره از راهنماييها و دلجوييهاي ايشان بهرهمند بودهام تشكر و قدرداني نمايم.

تقديم به
دو فرشته كوچك زندگيم، هستي و پورياي عزيز
كه قصورات مادريم را با قلبهاي بزرگ‌شان ناديده گرفتند.

چكيده
موضوع تحقيق، “بررسي تطبيقي ارزشهاي دموكراتيك بيننسلي در شهر ساري” است. امروزه روشنفکران و برخي توده‌هاي مردم از دموکراسي حمايت مي‌کنند. تصور مي‌شود رواج فرهنگ سياسي دموكراتيك در ميان شهروندان لازمه ايجاد و تضمين بقاي دموكراسي در جامعه است. فصل اول اين پژوهش به بررسي فرهنگ سياسي دموکراتيک اختصاص يافته است. در قسمت بررسي منابع علمي، علاوه بر موضوع اصلي، به بررسي ديدگاهها در مورد موضوعات مرتبط مانند جامعه‌پذيري سياسي، فرهنگ سياسي ايران، دموكراسي و … پرداخته شد. در فصل دوم، ذيل بحث روششناسي، روش نمونه‌گيري و فرضيات تشريح شده است. فرهنگ سياسي در اين تحقيق با روش پيمايشي بررسي شده است. افراد جامعه با تجربيات تاريخي جنگ و انقلاب به سه نسل تقسيم شدند. نسل اول، 48 ساله به بالا كه هم تجربه انقلاب و هم جنگ را داشته‌اند. نسل دوم، 34 تا 47 ساله و داراي تجربه مشاركت فعال در جنگ و نسل سوم17 تا 33ساله تجربهاي از جنگ يا انقلاب نداشتهاند. در اين پژوهش از ديدگاه اينگلهارت درباره‌نقش تجربه‌نسلي در پذيرش ارزشهاي مادي و فرامادي و به تبع آن ارزشهاي دموكراتيك فرضيه ساخته شده است. جهت بررسي فرهنگ سياسي از ديدگاه آلموند و وربا در سه بعد شناختي، عاطفي و ارزيابانه استفاده شد. نمونه‌گيري به صورت خوشهاي در 16 حوزه انتخاب شد و پرسشگران افراد را در بلوكهاي متفاوت، به صورت كاملا تصادفي انتخاب نمودند. در فصل سوم، يافتههاي تحقيق، به صورت جداول و نمودار توصيف شده و فرضيات تحقيق با استفاده از آزمونهاي مناسب، آزمون شده‌اند. يافتهها‌ي تحقيق بدين قرار است: از لحاظ تمايل به ارزش‌هاي دموكراتيك بين سه نسل تفاوت ديده ميشود، اما شكاف نسلي فقط بين دو نسل اول و دوم اتفاق افتاده است. ميزان تمايل به ارزشهاي دموكراتيك در هر سه نسل بالا بوده است. هر سه نسل ارزيابي نسبتاً ضعيفي از وضعيت رعايت ارزشهاي دموكراتيك در جامعه داشته‌اند. مهم‌ترين اولويت ارزشي افراد جامعه در همه نسلها “رشد اقتصادي” بوده است. دومين اولويت ارزشي كه نسل دوم بيشترين فراواني را در اين مورد داشته است، “آزادي بيان” و سومين اولويت در همه نسلها “اشتغال” بوده است. همچنين هرچه ميزان آگاهي سياسي افراد بالاتر باشد، دموكراتتر نيز هستند.
واژه‌هاي كليدي: ارزش دموكراتيك، فرهنگ سياسي، آزادي سياسي، مشاركت سياسي، تساهل سياسي، دموكراسي، نسل.
فهرست مطالب
موضوع صفحه
مقدمه1
طرح مسأله1
فصل اول. مروري بر منابع علمي5
1-1- مرور تحقيقات تجربي5
1-1-1- نسل و شكاف نسلي5
1-1-2- فرهنگ سياسي و ارزش‌هاي دموكراتيك7
1-2- مرور آثار نظري 13
1-2-1- جامعه‌پذيري سياسي.13
1-2-2- دموكراسي و ارزشهاي دموكراتيك15
1-2-3- فرهنگ سياسي………………………………………………………………………………………………………………………………………………..22
1-2-4- جامعه مدني…………………………………………………………………………………………………………………………………………………….29
1-2-5- نسل و شكاف نسلي………………………………………………………………………………………………………………………………………..35
1-2-6- فرهنگ سياسي و شكاف نسلي در ايران…………………………………………………………………………………………………………38
1-3- نتيجه‌گيري43
فصل دوم. چارچوب نظري……………………………………………………………………………………………………44
2-1- سطوح نظري44
2-2- تئوري نسلي44
2-3- فرهنگ سياسي45
2-3-1- شاخصهاي ارزش دموكراتيك47
فصل سوم. روش تحقيق49
3-1- مقدمه49
3-2- عملياتي كردن مفاهيم49
3-3- جامعه آماري و نمونه55
3-3-1- روش نمونه گيري56
فصل چهارم. تحليل داده‌ها57
آمار توصيفي…………………………………………………………………………………………………………………………………………..57
4-2 آمار استنباطي74
فصل چهارم ـ نتيجهگيري84

فهرست جداول
عنوان صفحه جدول 1-1- وضعيت برقراري دموكراسي بر اساس ميزان تساهل سياسي و حمايت از نظام سياسي…………….11
جدول 1-2- انواع شهروند سياسي بر اساس ابعاد مختلف ارزيابي سياسي آلموند و وربا…………………………..24
جدول1-3-انواع مختلف فرهنگ سياسي بر اساس عوامل سياسي مختلف…………………………………………….25
جدول1-4-شكل سمت گيري افراد به موضوعات مختلف………………………………………………………………..29
جدول1-5- نقش جامعه مدني در مدلهاي مختلف دموكراسي…………………………………………………………………….30
جدول 3-1- آزادي سياسي و شاخصهاي ارزيابي آن……………………………………………………………………..50
جدول 3-2- تساهل سياسي و شاخص هاي ارزيابي آن…………………………………………………………………….52
جدول 3-3- ابعاد و شاخص‌هاي متغير وابسته (آگاهي سياسي و ارزشهاي دموكراتيك)………………………..54
جدول 3-4- جامعه آماري مورد مطالعه به تفكيك گروههاي نسلي…………………………………………………….55
جدول 3-5- ميزان آلفاي كرونباخ معرفهاي متغير………………………………………………………………………..56
جدول4-1- مشخصات فردي پاسخگويان (تعداد-380)…………………………………………………………………..58
جدول4-2- تفكيك ارزش مادي و غيرمادي با شماره گويه………………………………………………………………59
جدول4-2-1: الويتهاي ارزش مادي يا فرامادي پاسخگويان به تفكيك متغيرها…………………………………..60
جدول 4-2-2 الويت هاي انتخاب شده در جامعه نمونه به طور كل…………………………………………………….60
جدول4-3- ميزان حمايت از وضعيت موجود در جامعه به تفكيك متغيرها………………………………………….61
جدول4-3-1- “وضعيت كنوني جامعه خوب است و بايد آن را همين طور حفظ كرد”………………………….62
جدول4ـ3ـ2ـ نگرش شهروندان در مورد حفظ وضعيت كنوني جامعه به درصد با تفكيك نسلي……………..62
جدول 4-4- ميزان تمايل شهروندان به اصلاحات وضعيت موجود به درصد………………………………………..63
جدول4-5- ميزان تمايل به تغيير كلي وضعيت موجود…………………………………………………………………….63
جدول4-6- توصيف ميزان آگاهي سياسي شهروندان به تفكيك متغيرهاي زمينهاي به درصد………………….64
جدول4-6-1- شاخص آگاهي سياسي در جامعه نمونه……………………………………………………………………64
جدول4-7- توصيف ميزان ارزيابي شهروندان از وضعيت آزادي در جامعه به درصد…………………………….65
جدول4-7-1- شاخص ارزيابي آزادي سياسي در جامعه………………………………………………………………….66
جدول 4-8- توصيف ميزان ارزيابي شهروندان از وضعيت تساهل سياسي در جامعه به درصد………………….66
جدول4-8-1- شاخص ارزيابي تساهل سياسي در جامعه………………………………………………………………….67
جدول4-9-درصد ارزيابي شهروندان از وضعيت مشاركت سياسي جامعه به تفكيك متغيرها به درصد……..67
جدول4-9-1- شاخص ارزيابي مشاركت سياسي در جامعه……………………………………………………………..68
جدول4-10- ميزان تمايل شهروندان به ارزشهاي دموكراتيك (آزادي سياسي)به درصد……………………..68
جدول4-10-1 شاخص پذيرش ارزشهاي دموكراتيك (آزادي سياسي)…………………………………………..68
جدول4-11- ميزان تمايل شهروندان به ارزشهاي دموكراتيك (تساهل سياسي)به درصد…………………….69
جدول4-11-1- شاخص پذيرش ارزشهاي دموكراتيك (تساهل سياسي)…………………………………………69
جدول4-12- ميزان تمايل شهروندان به ارزشهاي دموكراتيك (مشاركت سياسي) به درصد…………………70
جدول4-12-1-شاخص پذيرش ارزشهاي دموكراتيك (مشاركت سياسي)………………………………………70
جدول 4-13- شاخص پذيرش ارزش دموكراتيك به درصد…………………………………………………………..71
جدول4-14- شاخص ارزيابي ارزش دموكراتيك در جامعه……………………………………………………………72
جدول 4-15 – ميانگين نمره ارزشهاي دموكراتيك در سه نسل بر حسب مقياس 1تا 100……………………73
جدول4-16 ـ ميانگين نمرات شهروندان به رعايت ارزشدموكراتيك در سطح جامعه………………………….73
جدول4-17- ميزان پذيرش ارزشهاي دموكراتيك در سه نسل……………………………………………………….75
جدول4-18- مقايسه زوجي نسلها از لحاظ پذيرش ارزشهاي دموكراتيك………………………………………76
جدول4-19- رابطه ميان پذيرش ارزش دموكراتيك و انتخاب ارزش فرامادي……………………………………..76
جدول4-20- مقايسه ميزان پذيرش ارزشهاي دموكراتيك برحسب جنس………………………………………….77
جدول 4-20-1- جدول توافقي پذيرش ارزشهاي دموكراتيك مردان و زنان در سه نسل……………………….77
جدول 4-21- مقايسه ميزان پذيرش ارزش هاي دموكراتيك بر حسب تحصيلات………………………………….78
جدول 4-22 رابطه بين تحصيلات و ارزش دموكراتيك آزادي سياسي، تساهل سياسي، مشاركت سياسي….78
جدول4-23 رابطه آگاهي سياسي و تمايل به ارزشهاي دموكراتيك…………………………………………………79
جدول4-24- مقايسه ميزان ارزيابي ارزشهاي دموكراتيك در جامعه بر حسب جنس……………………………79
جدول4-25- مقايسه ارزيابي شهروندان از رعايت ارزشهاي دموكراتيك در جامعه بر حسب تحصيلات…80
جدول4-26- ارزيابي شهروندان از ميزان رعايت ارزشهاي دموكراتيك جامعه برحسب هزينه خانوار…….80
جدول 4-27رابطه ميزان آگاهي سياسي و پذيرش ارزش آزادي سياسي………………………………………………81
جدول4-27-1 رابطه ميزان آگاهي سياسي و پذيرش ارزش تساهل سياسي…………………………………………..81
جدول 4-27-2 رابطه ميزان آگاهي سياسي و پذيرش ارزش مشاركت سياسي…………………………………….81
فهرست نمودارها
عنوان صفحه نمودار(4-1) مقايسه ميزان آگاهي سياسي در بين سه نسل………………………………………………………………….65
نمودار(4-2)- تمايل به ارزشهاي دموكراتيك در بين سه نسل…………………………………………………………..71
نمودار(4-3) ـ ارزيابي وضعيت ارزشهاي دموكراتيك در سطح جامعه………………………………………………..72
نمودار (4ـ4) ـميانگين تمايل به ارزشهاي دموكراتيك به تفكيك نسل بر اساس مقياس 1 تا 100………………73
نمودار (4ـ 5)ـ ميانگين ارزيابي از وضعيت ارزشهاي دموكراتيك در جامعه بر اساس مقياس 1 تا 100………..74

مقدمه
طرح مسأله
امروزه دموكراسي و ارزشهاي ‌دموكراتيك مقبوليت جهاني پيدا كرده و ضرورت توجه به اين شيو?‌حكومتي، از سوي بسياري از دولتها و كشورهاي جهان پذيرفته شده است. از طرف‌ديگر دموکراسي به‌عنوان شاخصي در اندازهگيري توسعه ‌سياسي شناخته ميشود و به ‌همين دليل، بيشتر كشورها مي‌كوشند تا خود را دموکراتيک معرفي کنند.
به طور كل، ارزشهاي سياسي به عنوان بخش مهمي از فرهنگ‌سياسي هر ملت يكي از مهمترين عوامل مؤثر در رفتارهاي ‌سياسي آنان است و سرنوشت حكومت و ملت نيز با همين عوامل پيوند ‌ناگسستني دارد. جهت رسيدن به توسعه سياسي، توجه به فرهنگ سياسي بسيار ضروري به نظر ميرسد و اهميت آن زماني بيشتر ميشود كه بدانيم فرهنگ سياسي سنتي در ايران به شكلي متفاوت با فرهنگ سياسي مدرن در ذهن افراد رسوب پيدا كرده و گاهي حتي با آن در تعارض ميباشد. جهت روشن كردن اين موضوع و شناخت عوامل مؤثر بر آن، بهترين روش، بررسي فرهنگ سياسي در بين نسلهاي متفاوت جامعه ميباشد. در ضمن بررسي بين‌نسلي ارزشهاي فرهنگ سياسي ميتواند شاخص مهمي درخصوص تغييرات اجتماعي جامعه در اختيار علوم اجتماعي قرار دهد.
با كمي تأمل در تاريخ ايران ميتوان ملاحظه نمود كه عليرغم اين كه گهگاه برخي زمينههاي عيني و نهادي فعاليت‌هاي مدني و سياسي مدرن فراهم ميگردد، ليکن ظاهرا عدم تثبيت و دروني شدن فرهنگ ‌سياسي مدرن و ارزشهاي دموکراتيک در بين مردم سبب ميشود كه عملاً اين نهادها به اهداف خود دست پيدا نکنند و براي هميشه شعارگونه در بيانات سياسي باقي بماند. در حقيقت، بحث دموكراسي و دموكراتيزاسيون در ايران سابقهاي يكصد ساله دارد و اولين دغدغههاي آن به انقلاب مشروطيت مي‌رسد، دومين مقطع زماني، دوره نهضت ملي با روي كار آمدن مصدق، سومين مقطع زماني با پيروزي انقلاب كه با تدوين قانون اساسي و متمم آن، خيزي براي محقق ساختن ارزشهاي دموكراتيك برداشته شد ولي هرگز به شكل نهادي و پايا در نيامد و آخرين مقطع زماني بعد از دوم خرداد 1376 كه با روي كار آمدن محمد خاتمي در منصب رياست جمهوري با مسلط نمودن گفتمان دموكراتيك، افكار عمومي را به خود جلب نمود، اما با همه اين اوصاف، ظاهرا تاكنون ارزشهاي دموكراتيك در بين اقشار جامعه دروني نشده است. مع‌الوصف، ميتوان گفت كه تنها مشكلات نهادي يا ساختاري در عدم استقرار دموكراسي اثرگذار نيست، بلكه متغير فرهنگي نيز از اهميت زيادي برخوردار است.
فرهنگ شكل دهنده بستري است كه سياست در چهارچوب آن رخ ميدهد و لزوم توجه به ارزشها و نگرشهاي سياسي، براي درك پديدههاي سياسي به ويژه شكل گيري دموكراسي پايدار مورد تأكيد قرار ميگيرد و به عنوان يك ابزار مفهومي شناخته ميشود، كه بر اساس آن ميتوان رفتار و كنش سياسي افراد جامعه را پيشبيني نمود.
در حال حاضر با توجه به گسترش رسانهها و پيشرفت تكنوژيكي آن وتبليغات جهاني، سطح آگاهي و اطلاعات افراد ارتقا يافته و دموكراسي به عنوان يك شيوه حكومتي، مقبوليت جهاني يافته است، در جوامع جهان سوم كه در مرحله گذار از سنتي به مدرنيته قرار دارد، ممكن است تغيير فرهنگ سياسي افراد جامعه به صورت يكپارچه و هماهنگ شكل نگرفته و گروهي با فرهنگ سياسي غيردموكرات هنوز نتوانسته باشند، ارزشهاي سياسي سنتي كه به شكلي عميق، در آنها دروني شده را تغيير دهند و بدينصورت تفاوت ارزشها و نگرشها در اينگونه جوامع امري طبيعي محسوب شده و برقراري دموكراسي پايا، نياز به زماني طولانيتر خواهد داشت، با توجه به اين كه دامنه فرهنگ ‌سياسي بسيار گسترده است و امكان مطالعه همه ابعاد آن در يک تحقيق ناممكن به نظر ميرسد، بررسي ارزشهاي ‌دموكراتيك در اين تحقيق به ‌عنوان يكي از مؤلفههاي فرهنگ ‌سياسي انتخاب شده است. چرا كه تحقق دموکراسي شرايطي دارد که يکي از آنها داشتن فرهنگ ‌سياسي دموکراتيک است و داشتن فرهنگ ‌سياسي دموکراتيک منوط به ‌وجود ارزش‌هاي ‌سياسي‌دموکراتيک در بين مردم جامعه است. اما در خصوص چگونگي دستهبندي نسلها، هيچ توافقي بين انديشمندان بر سر دستهبندي آن وجود ندارد. از نظر مانهايم و همفكران وي اواخر نوجواني و اوايل جواني در حدود 17 سالگي، در واقع سالهاي شكلگيري اصلي هستند كه طي آن، ديدگاههاي فردي مجزا و متمايز دربار? سياست و جامعه در سطح وسيعي شكل ميگيرد تجربيات متفاوت افراد از وقايع مهم تاريخي مانند جنگها و انقلاب با عث ميشود در يك فضاي متفاوت قرار گيرد كه تفاسير او از دنيا و مسائل مختلف آن به شكلي متفاوت از ساير نسلها باشد )اسكات و شومن، 1992، ص.361. مارشال، 1999، ص. 199 به نقل از توكل ، 1385، 103).
با توجه به اين كه ايران نيز درطول چند دهه گذشته درگير وقايع مهمي مانند انقلاب و جنگ بوده است، به همين دليل دسته‌بندي نسلها در اين پژوهش بر اساس ديدگاه مانهايم انجام شده است.در اين پژوهش ترغيب شدهايم تا اثرات اين وقايع را در كنار ساير متغيرها در نسلها بررسي کنيم. در ضمن، با توجه به اين كه سن ورود رسمي افراد در فعاليتهاي سياسي (رأي دادن) از حدود 17 سالگي است، جامعه آماري ما نيز از اين سن شروع ميشود.
با وجود آنكه ارزشها جهتدهنده و استانداردهاي رفتارند و موجبات انسجام و يكپارچگي جوامع را فراهم ميكند، از سويي ديگر ارزشهاي متفاوت نسلها باعث فاصله افتادن بين آن‌ها ميشود. تجربه هر نسل، گونههاي مختلف اجتماعي شدن و مجاري مختلف جامعه‌پذيري، به ويژه در دهه‌هاي اخير كه رسانه‌هاي فراملي افراد به خصوص اقشار جوان را احاطه نموده، جهان ذهني و افق‌هاي آينده آنها را رقم ميزند. بعد از انقلاب، جنگ يا دگرگونيهاي عمده سياسي – اجتماعي، هر گروه سني، تجربهاي خاص از جهان پيرامون خود دارد كه او را از ساير نسلها جدا ميكند. اين پديده اجتماعي زماني به صورت يك مسأله اجتماعي شناخته ميشود كه از حد تعادل خارج شود و در اين صورت ذهن افراد متخصص را به خود جلب مينمايد. با توجه به ضرورت و اهميت رواج ارزشهاي دموكراتيك در فرهنگ سياسي نسل‌هاي متفاوت جامعه، به عنوان شاخصي در تقويت دموكراسي و توسعه سياسي، محقق با انجام اين پژوهش در پي دستيابي به پاسخ اين سؤال است که آيا ميزان رواج ارزشهاي دموکراتيک در بين سه نسل از جامعه ايران متفاوت است؟ در اين جا لازم است كه مروري اجمالي بر كل پايان نامه داشته باشيم:
فصل اول پژوهش، به مرور ادبيات تحقيق اختصاص يافته كه در دو قسمت به بررسي آثار تجربي و مباني نظري در مورد موضوع پژوهش پرداخته شد. در بررسي آثار تجربي، ابتدا مروري بر آثار تجربي مربوط به نسل و شكاف نسلي صورت گرفته و سپس به مرور آثار تجربي در مورد فرهنگ سياسي و ارزشهاي دموكراتيك اختصاص يافت، در بررسي مباني نظري، ديدگاههاي انديشمندان در مورد ارزش دموكراتيك و موضوعات مرتبط با آن مانند: جامعهپذيري سياسي، فرهنگ سياسي، دموكراسي، نسل و شكاف نسلي و فرهنگ سياسي و شكاف نسلي در ايران، مورد مداقه و بررسي قرار گرفت. در فصل دوم كه مربوط به چارچوب نظري مي‌باشد، به بيان ديدگاههايي اختصاص يافته كه پژوهش حاضر بر اساس همان ديدگاهها و در چهارچوب همان مباني انجام شده است. در اين پژوهش با توجه به موضوع آن در بررسي نسلي از ديدگاه اينگلهارت مبني بر ارتباط ارزشهاي فرامادي و ارزش دموكراتيك و شكاف نسلي استفاده شده است. همچنين، براي تعريف فرهنگ سياسي، مؤلفه‌ها و شاخص‌هاي آن بر ديدگاه نظري آلموند و وربا درباره فرهنگ سياسي تکيه مي‌کند. آلموند و وربا فرهنگ سياسي را بر اساس وجوه شناختي، عاطفي و ارزيابانه ذهنيت‌هاي مردم درباره نظام، فرايند و خروجي‌هاي نظام سياسي تعريف کرده‌اند. فصل سوم كه به روش تحقيق اختصاص يافته، جهت دستيابي به ميزان رواج ارزشها و فرهنگ دموكراتيك بين نسلي، با توجه به حساسيت و اهميت موضوع از روش پيمايشي1 استفاده شد تا بتوانيم به صورت مستقيم با افراد جامعه ارتباط برقرار نموده و از ديدگاهها و نگرش آنها در مورد موضوعات مختلف سياسي، بدون ابهام مطلع گرديم. بدين جهت لازم شد تا از پرسشگران ماهر و با تجربه استفاده شود تا به نتايج حقيقي و درست دست يابيم.
در اين تحقيق پس از تعيين متغيرهاي اصلي پژوهش، از مفاهيم مربوطه تعريف نظري و عملياتي به‌عمل آمده است. پس از تعيين گويه‌هاي هر مفهوم و آزمون مقدماتي پرسش‌نامه، با استفاده از آزمون آلفاي كرونباخ2 روايي طيف‌هاي مورد استفاده مورد سنجش قرار گرفته و معناداري آنها آزمون شده است. پس از جمع‌آوري داده‌ها و ورود آنها به رايانه، با استفاده از برنامه SPSS و تحليل ‌هاي آماري مربوطه رابطه متغيرهاي اصلي پژوهش مورد بررسي و آزمون قرار گرفته‌اند.

با استفاده از فرمول نمونه‌گيري با 04/0درصد خطا تعداد نمونه 380 نفر تعيين شد. افراد نمونه نيز بر حسب حوزه و بلوك به روش تصادفي انتخاب شدهاند.
فصل چهارم كه به تحليل دادهها اختصاص دارد، ابتدا به توصيف اطلاعات و تشريح آنها با استفاده از جدول و نمودار پرداخته شده و سپس در قسمت آمار استنباطي به آزمون فرضيات با استفاده از روشهاي آزموني مناسب پرداخته شد. بر اساس نتايج بدست آمده فرضيه اول و دوم، مبني بر تفاوت نسلها در پذيرش ارزشهاي دموكراتيك پذيرفته شد. بر اساس آزمون كي دو مشخص گرديد كه تفاوت نسلي بين نسل اول (47 سال به بالا) و نسل دوم (34 تا 47 سال) معنيدار است. فرضيه سوم، در خصوص ارتباط مستقيم پذيرش ارزشهاي فرامادي و ارزشهاي دموكراتيك، با استفاده از آزمون پيرسون تاييد نشد. فرضيه چهارم مبني بر ارتباط بين تحصيلات، جنس، هزينه خانوار با پذيرش ارزشهاي دموكراتيك مشخص شد كه هرچه ميزان تحصيلات بالاتر باشد، تمايل به ارزشهاي دموكراتيك بيشتر است. همچنين مردان نسبت به زنان تمايل بيشتري به ارزشهاي دموكراتيك دارند ولي بين ميزان هزينه خانوار و پذيرش ارزش دموكراتيك رابطهاي وجود ندارد. بر اساس فرضيه پنجم تأييد شد كه هرچه آگاهي سياسي افراد بالاتر باشد، ميزان پذيرش ارزش دموكراتيك بيشتر است.
فصل اول. مروري بر منابع علمي

در اين فصل ذيل دو بخش، برخي ادبيات تجربي و مجموعه‌اي از مهم‌ترين آثار نظري درباره فرهنگ سياسي، ارزش‌هاي دموکراتيک و مقوله شکاف نسلي را بررسي مي‌کنيم.
1-1- مرور تحقيقات تجربي
1-1-1- نسل و شكاف نسلي
کاشي و گودرزي جامعه ايران بعد از انقلاب را به پنج نسل بدون خاطره از جنگ و انقلاب، داراي خاطره از جنگ و انقلاب، نسل جنگ، نسل جنگ و انقلاب، قبل از جنگ و انقلاب تقسيم کرده و معتقدند هر چه از سنين جواني به بزرگسالي نزديك ميشويم، الگوي رفتاري تابع ضوابط عام و كلي است. در مورد ارزشهاي اخلاقي موجود در جامعه، نسل جوان پس از جنگ به ويژه نسل داراي خاطره از جنگ بيش از ساير نسلها بدبين هستند و نسل جنگ و انقلاب خوشبينترين نسلها بودهاند. در زمينه دين و سياست هرچه بر تحصيلات افراد افزوده ميشد از تعلق مذهبي كاسته شده و تمايل به مسائل سياسي بيشتر ميشود (کاشي و گودرزي، 1384).
يكي ديگر از مطالعات تجربي در زمينه نسلها و ارزشها، پژوهشي است كه توكلي بر اساس ديدگاه نسلي اينگلهارت در چهارچوب نظام ارزشي بين دو نسل انجام داده است، يافتههاي اين تحقيق نشان ميدهد كه شكاف ‌نسلي ميان مادران و دختران وجود ندارد و تفاوتهاي مشاهده شده معني‌دار نميباشد. تفاوتهاي ارزشي دو نسل بيشتر در ارزشهاي ‌معنوي و مذهبي ميباشد و بالعكس، در ارزشهاي مادي اين دو نسل، شباهت بيشتري را نشان ميدهد (توکلي، 1378).
تحقيق ديگري كه در اين زمينه انجام شده است، بررسي تحولات فرهنگي اجتماعي در طول سه نسل خانواده تهراني (با تأكيد بر مقايسه مراسم آداب و كاركرد‌هاي اجتماعي) طاهره خزائي مي‌باشد. يافتههاي اين تحقيق نشان ميدهد كه، خانواده در اجراي آداب ‌و ‌رسوم ازدواج توانسته است كاركردهاي خود را حفظ كند و آنها را پايدار كند و به نسلهاي بعدي منتقل كند. در نهايت، با اين كه خانوادههاي تهراني در حال ‌گذار از خانواده سنتي به مدرن ميباشد؛ اما با خانوادههاي هستهاي غرب متفاوت است و هنوز بسياري از كاركرد و سنت‌هاي خود را از دست نداده است (خزائي،1380).
مريم قاضينژاد، در پي شناخت و تحليل پديده تفاوت يا شكاف نسلها در بعد ارزش‌ها بوده است. هدف اصلي اين پژوهش شناخت درجة اهميت و اعتبار تحولات ارزشي در ميان سه نسل، بعد از انقلاب (29-15سال)، نسل انقلاب (45-30سال) و قبل از انقلاب (65-46سال) و شناسايي تفاوتهاي معنيداري ارزشي در بين سه نسل به صورت مقطعي بوده است. دادههاي به دستآمده گوياي آن است كه هر چند برخي شباهتهاي ارزشي مرتبط با سطوح ‌اجتماعي و ملي مانند نظم و امنيت، همكاري و توسعه و… در سه نسل وجود دارد، اما از لحاظ جهتگيري‌هاي ارزشي فردگرايانه و مجموعه ارزشهاي ابزاري و شيوههاي رسيدن به غايات ارزشي، بين سه نسل ‌‌‌‌و ‌عمدتاً بين نسل سوم (جوان) و نسل دوم تفاوت جدي و معنيداري وجود دارد ولي اين تفاوتها به حدي بزرگ نيست كه از آن به شكاف يا گسست نسلي تعبير نمود (قاضي‌نژاد،1383).
معيدفر در بررسي تطبيقي تحول ارزشها و نگرشها، از داده هاي طرح ملي دو سال 1382 و 1379 استفاده نمود و نتايج پژوهش نشان داده كه در هر سه حوز? ارزشهاي ديني ، سياسي، اجتماعي ، جوانان و بزرگسالان از جنبه اعتقادي و باورهاي ديني، نگرش نسبت به رابطه دين و سياست و مسائل اجتماعي تفاوتي وجود ندارد و يا تفاوت اندك است. اما از لحاظ پايبندي به مناسك ديني و تساهل به دين و مذهبي بودن و خود و آينده دين با نسل بزرگسال متفاوت است و از لحاظ تعلق به جامعه و نگرش بدبينانه به حكومت و وضع موجود و اعتماد اجتماعي تفاوت زيادي با بزرگسالان نشان ميدهد و بعضاً در طي زمان افزايش يافته است و اين تغييرات را نميتوان به فرضي? چرخه زندگي ناشي از شرايط سني مرتبط دانست. در حقيقت از سال 1379 تا 1382 ما با پديده گسست فرهنگي مواجهيم نه شكاف نسلي. (معيدفر،1383).
ملانيوود در سال 1999 در يك پيمايش به بررسي ساختار و اولويتها‌ي ارزشي سه نسل از آمريكاييان ژاپنيالاصل پرداخت. اين پيمايش از طريق پرسشنامه (پستي) بر روي نمونهاي 1271 نفري از ژاپنيهاي نسل دوم، سوم، چهارم مهاجر به آمريكا صورت گرفت و هدف آن تعيين ميزان و ماهيت تغيير تفاوت ارزشها در سه نسل و تست تئوري و مقياس نظام ارزشها شوارتز از نظر قابليت آن در نشان‌دادن تفاوتهاي ارزشي در سطح يك جامعه معين و ميان نسلهاي مختلف آن بوده ‌است. مهم‌ترين نتيجهي بدست آمده از اين پژوهش آن است كه بيشترين تغيير ‌ارزشي در نسل‌دوم رخ داده و‌ديگر اين‌كه اولويتهاي ارزشي به شيوه سيستماتيك طي اين نسلها تغيير كرده؛ اما نه به قدر مورد ‌انتظار؛ بنابراين تئوري ساختار عام نظام ارزشهاي شوارتز در نسل سوم وچهارم رد ميشود (ملاني وود، 1999).
اسميت براي آزمون شكاف ‌نسلي يك مجموعهاي از گروه ‌سني جوانان 24- 18 را در 1997 با يك گروه ‌سني ‌مشابه در (1973 و 1985) انتخاب كرد وآنها را با نسل ‌امروزي مورد مقايسه قرار داد. يافتههاي اين پژوهش گوياي آن ‌است كه جوانان امروز بيشتر از ارزشهاي جامعه در بعضي از حوزهها دور هستند. آنها كمتر تمايل دارند كه روزنامه بخوانند،‌‌ به زمان توجه كنند يا تعلقات مذهبي داشته باشند، در رأيگيري رياست‌جمهوري شركت كنند يا در يك حزب فعاليت داشته باشند. او به اين نتيجه رسيد كه در همه اندازهگيريها شكاف ‌نسلي از 1985 تا 1997 بيشتر از دورههاي قبلي افزايش‌يافته است (اسميت، 2004).
پيمايش ديگري كه در اين زمينه انجام گرفته است، بررسي شكاف نسلي در محيط كاري بين دو نسل متولدين (1943-1963) و نسل (1970-1980) مي‌باشد، در اين تحقيق مشخص شد كه اين دو نسل در برخي موارد با هم متفاوت بودهاند، از جمله، ارزشهاي شخصي، مهارتهاي تكنولوژيكي، تفكرات جهاني، اتكا به نفس، تعادل شغلي، خانوادگي و زندگي، احترام، ادب، شاكي بودن. در حقيقت اين دو نسل ازديدگاههاي متفاوتي در مورد شيو? كاركردن، نگرش و اخلاقيات كار برخوردار بودهاند و همين مهمترين علت براي تضاد و تنش بين دو نسل شده است. اما نكتهاي كه در خور توجه است، اين است كه ويژگيهاي شخصي، تجربيات متفاوت از گذشته در ايجاد شكاف خيلي مؤثر بوده است (گوويتوانيا، 2001).
يكي از پژوهشهاي خارجي در مورد نسلها و رواج ارزشها در بين نسلها، بررسي گرايشها و ارزشهاي جوانان و نسل بعد از جنگ ايتاليا در 1995 ميباشد. اين تحقيق نشان ميدهد كه جوانان در مقايسه با نسل پيشين، به ارزشهاي سكولار تمايل داشته و در حوز? مسائل عقيدتي و اخلاقيات فردگرا هستند. هم چنين در حوز? دين، با مذهب نهادينه تعارض داشته و از ديگر سو مدافع ارزشهايي نظير طلاق و سقط جنين هستند (ابروز، 1995).

1-1-2- فرهنگ سياسي و ارزش‌هاي دموكراتيك
علي ساعي در پاسخ به سؤال درباره تبيين دموکراتيزاسيون در ايران، نقش مدرنيزاسيون را برجسته مي‌سازد. شاخص دموكراتيزاسيون از طريق ميانگين حسابي دو بعد ميزان رقابت ‌انتخاباتي و ميزان ‌مشاركت انتخاباتي ساخته شده است. به اعتقاد وي، تغييرات دموکراتيزاسيون با تغييرات ميزان مدرنيزاسيون رابطه‌اي مستقيم دارد و اگر ميزان توسعه مدني افزايش يابد، دموکراتيزاسيون نيز افزايش مي‌يابد (ساعي، 1386).
سريع‌القلم در يك پيمايش به بررسي فرهنگ سياسي در بين نخبگان و عوامل اجرايي در ايران پرداخته است، نويسنده بر اساس تحليلهاي رفتارشناسي آلموند و وربا سه سطح تحليل (فرد- ماهيت روابط ميان شهروندان- ساختارها) براي بررسي فرهنگ ‌سياسي در نظر ميگيرد. براساس نتايج به دست‌آمده از اين تحقيق پاسخدهندگان سه علت ساختاري را ريشههاي فرهنگ ‌سياسي غيرمنسجم كه در تعارض با رشد، توسعه و سيستمسازي است، مطرح كردند: 1- فرهنگ ‌عمومي غيرعقلايي 2- دولتي ‌بودن نظام اقتصادي 3- بيثباتي نظام ‌اجتماعي (سريعالقلم،1387).
يكي از مهم‌ترين منابعي كه ميتوان در زمينه سنجش فرهنگ سياسي و ارزشهاي دموكراتيك از آن نام برد، پيمايش ملي فرهنگ سياسي مردم ايران است. پوشش جغرافيايي و موضوعي آن سبب شده تا نسبت به ساير پيمايش‌ها جامعيت و قابليت تعميم بيشتري داشته باشد. اين پيمايش به بررسي نگرشها درباره مقولات سياسي متفاوت، با استفاده از شيوه مطالعه فرهنگ سياسي آلموند و وربا پرداخته است. در اين پيمايش سن، جنس، تحصيلات، وضعيت تأهل و وضع فعاليت به عنوان متغير مستقل در نظر گرفته شده است. در اين پيمايش ملي اطلاعات مهمي در مورد فرهنگ سياسي مردم ايران به دست آمده و از طرف ديگر آگاهي سياسي، احساسات افراد و ارزيابي آنها در مورد نظام، فرايند و سياستهاي نظام سياسي سنجش شده است (ايسپا، 1385).
براي بررسي رابطه نگرش اجتماعي با فرهنگ سياسي، رضايي بر مبناي كتاب فرهنگ مدني آلموند و وربا دست به يك پيمايش زده است. در اين تحقيق فرهنگ سياسي از نوع جهتگيري شناخته شده و در دو سطح محلي و ملي بررسي شدهاست. جهتگيريها شامل طيفي از جهتگيري بدبينانه، بيتفاوت، فردگرايانه تا هميارانه را شامل ميشود. نتايج بدين شرح بوده است: جهتگيري در سطح محلي در وهله اول نفوذگرا، در سطح پايينتر بدبينانه، بعد هميارانه و در نهايت بيتفاوت است؛ اما در سطح ملي در وهله اول فردگرايانه، مرحله بعد نفوذگرا، هميارانه و در نهايت بيتفاوت ميباشد. به طور كلي جهتگيري دانشجويان از نوع فعال و مشاركتي بوده است (رضايي، 1378).
يكي از پيمايشها در زمينه بررسي ارزشهاي دموكراتيك در چند دوره زماني بررسي ميزان مشاركت انتخاباتي شهروندان استان كردستان در انتخابات رياست جمهوري، توسط مهدي زاده ميباشد. ايشان در بين ارزشهاي دموكراتيك به مشاركت سياسي ( فقط مشاركت در انتخابات رياست جمهوري) پرداخته است. براساس يافتههاي اين تحقيق بايد گفت كه ميزان مشاركت انتخاباتي در چند دوره رياست جمهوري بسيار نوسان داشته است كه حكايت از بحراني بودن و مسألهدار بودن نتايج و ميزان مشاركت انتخاباتي به خصوص در دوره نهم در استان كردستان دارد، همچنين يافتهها نشان ميدهد كه در دوره هفتم رياست جمهوري، اگر نامزدهاي انتخاباتي به موضوع عناصر فرهنگ سياسي و هويت قومي بپردازند و آنها را در تبليغات خود برجسته نمايند، موجب افزايش ميزان مشاركت انتخاباتي ميشود. چنانكه دولت خاتمي كه به عناصر فرهنگ سياسي دموكراتيك و هويت قومي در دوره هشتم توجه داشته و ميزان مشاركت انتخاباتي به طور چشمگيري افزايش يافت (مهدي زاده، 1387).
در يك پژوهش دانشگاهي، به بررسي جامعه شناختي فرهنگ سياسي در بين دانشجويان پرداخته شد. نتايج به دست آمده گوياي آن است كه در جهتگيري به سمت بروندادها بيشتر پاسخگويان مشاركتي هستند، اما در جهتگيري به سمت نقش خود به عنوان كنشگر سياسي ارزيابي و شناخت دقيقي از اين امر ندارند. در جهتگيري به سمت نظام سياسي به عنوان يك كل جهتگيري از نوع تبعي است. بيشترين فراواني به دانشجوياني اختصاص دارد كه منفعل بوده و رفتارسياسي در حد دادن رأي داشتهاند. (كريمي، 1386).
يكي از منابع بسيار ارزشمند كه به عنوان الگويي بسيار مهم براي پژوهشهاي متعدد مورد استفاده قرار گرفته است، تحول فرهنگي در جامعه پيشرفته‌صنعتي، اثري از رونالد اينگلهارت ميباشد، او در مطالعات ‌تجربي خود به روش پيمايشي در سال 1973 به بررسي ارزشها و نگرشهاي افراد در طول سه ‌دهه متوالي در ده كشور پرداخت. نتايج به دست‌آمده حاكي از آن ‌است كه در جوامع، نوعي دگرگوني وگذار از ارزشهاي مربوط به بهزيستي ‌مادي و امنيت ‌جاني به سوي ارزشهاي فرامادي و مرتبط با كيفيت ‌زندگي قابل مشاهده است. براساس يافتهها مشخص شد، افرادي كه داراي ارزشهاي فرامادي هستند نسبت به افراد ديگر به ارزشهاي ‌دموكراتيك تمايل بيشتري دارند. البته قابل ذكر است يافتههاي اينگلهارت نشان ميدهد كه افرادي كه در دوره‌هايي از رفاه يعني پس از جنگ جامعه‌پذير شده‌اند نسبت به افراد دوره‌جنگ و قبل از آن تمايل بيشتري نسبت به ارزشهاي فرا‌مادي دارند (اينگلهارت، 1973).
فرهنگ ‌مدني: ايستارهاي سياسي و دموكراسي؛ كار تحقيقي مشترك گابريل آلموند و سيدني وربا: اين تحقيق در پنج كشور كه توسط دانشگاه پرينستون در سال 1963 به چاپ رسيد، بهترين اثر كلاسيك در فرهنگ‌سياسي محسوب ميگردد كه به بررسي و فهم چرايي ثبات دموكراتيك و رابطه ميان فرهنگ‌سياسي و نظام ‌‌سياسي پرداخت.
اين دو محقق بر طيفي از متغيرها متمركز شدند: نقش آموزش، اقتدار غير دولتي در خانواده، مدرسه، محل كار و اعتماد شهروندان به يكديگر. به اعتقاد اكثريت مطلق مردم، افزايش سطح و كيفيت دخالت دولت رابطه معكوسي با كارآمدي و خلاقيت و رشد شهروندان دارد (آلموند و وربا، 1968).
بررسي باورهاي ديني دانشجويان آنكارا (1994-1979)، مولتو: روش تحقيق پيمايشي، در اين تحقيق باورهاي اوليه ديني دانشجويان دانشگاه آنكارا در دو مقطع به شكل طولي از نوع روند پژوهي مورد مطالعه قرار گرفت. در اين بررسي متغيرهايي مثل اعتقاد به خدا، بهشت و دوزخ، روز جزا، قرآن و دستوراتش مدنظر قرار گرفته و ميزان گرايش به رويكردهاي سكولار، بنيادگرا، اصلاحگرا مورد تحقيق قرار گرفته است. نتايج به دست آمده بيانگر آن است كه اولاً باورهاي ديني دانشجويان در طي اين سالها قويتر شده، اما نگرش آنها نسبت به دين سكولار و سكولارتر شده است (مولتو، 1994).
مطالعات موردي درباره وضعيت دموكراتيزاسيون و مدرنيزاسيون كشورهاي عرب، تركيه، آذربايجان، اندونزي، مالزي، ايران و ساير كشورهاي مسلمان توسط محققان مختلف انجام گرفت و توسط هانتر و مليك در يك كتاب تحت عنوان مدرنيزاسيون، دموكراسي و اسلام جمعآوري شد. نتايج كلي از اين پژوهشها در كشورهاي مسلمان آن است كه مدرنيزاسيون و دموكراتيكشدن پديدهاي يكپارچه و ايستا نيستند، بلكه نسبتاً مراحل پويايي دارند كه در زمان و



قیمت: تومان


دیدگاهتان را بنویسید