دانشگاه علوم انتظامي
مرکز آموزش عالي عقيدتي سياسي
پايان نامه دوره کارشناسي ارشد عقيدتي سياسي
(گرايش تعليم و تربيت)
عنوان:
اصول، روشها و عوامل موثر بر تعليم و تربيت از ديدگاه مقام معظم رهبري
و ميزان آگاهي اساتيد دانشگاه علوم انتظامي از آنها
استاد راهنما:
دکتر علي محبي
پژوهشگر:
رضا طاووسي
تابستان 92
تقديم به:
ساحت مقدس يگانه منجي عالم بشريت حضرت حجت بن الحسن العسگري عج الله تعالي فرجه الشريف که انتظار فقط با نام او معنا پيدا مي کند.
مقام معظم رهبري دانشمند فرزانه که جاي جاي اين تحقيق تلالوي تفکرات نوراني ايشان ديده مي شود.
روح تابناک ملکوتي شهدا و امام شهدا بخصوص دوست شهيدم علي احمد رحماني که هرگز از خاطرم نمي رود ان شاء الله که او نيز چنين باشد.
به همسر قانع و فداکارم که همواره در راه تحصيل علم و کسب مدارج علمي مشوق خوبي برايم بوده است.
به تمام همکارانم در نيروي انتظامي جمهوري اسلامي ايران که دلشان همواره براي تامين نظم و امنيت جامعه مي تپد.
تقدير و تشکر:
از خداوند متعال سپاسگذارم که توانايي داد تا قلم که بدون اذن و اراده او نمي چرخد، بچرخد و تحقيق حاضر نگاشته شود.
از جناب آقاي دکتر علي محبي استاد عزيزم که همواره با راهنماييهاي خود چراغ راهي بود تا اين تحقيق جزء به جزء به رشته تحرير درآيد کمال تشکر و قدرداني را دارم.
از جناب آقاي روح الله کريمي استاد مشاور که با راهنماييهاي خود موجب غناي در تحقيق شد نيز کمال قدرداني را دارم.
و همچنين از تمامي اساتيد خود از جمله دکتر منصوري، دکتر ترابي، حجة الاسلام دکتر نادري، دکتر رجبي و ديگر کادر آموزشي مرکز که با خلوص نيت موجب اعتلاي فرهنگ و دانش در نيروي انتظامي جمهوري اسلامي ايران هستند نيز صميمانه سپاسگذاري مي نمايم.
رضا طاووسي خرداد 92
چکيده:
تعليم و تربيت آينه تمام نمايي است که هر آنچه در آن ديده شود بازتاب واقعيت هايي است که در آن حوزه فعاليت شده است يعني در واقع کاشته خود را درو کردن است به همين منظور جامعه اسلامي بايستي داراي تعليم و تربيت اسلامي باشد و کليه شئون و مراتب تعليم و تربيت آن برگرفته از روح متعالي احکام اسلام باشد. هدف اصلي از اين تحقيق بررسي اصول، روشها و عوامل موثر بر تعليم و تربيت از ديدگاه مقام معظم رهبري که خود يکي از متفکران و انديشمندان جهان اسلام در اين حوزه مي باشد و همواره نظريات ايشان راهگشاي اين راه بوده و خواهد بود و همچنين ميزان آگاهي اساتيد دانشگاه علوم انتظامي از آنها مي باشد. نوع تحقيق از نظر هدف کاربردي است و از نظر روش توصيفي است که با شيوه پيمايشي انجام شده است. در اين پژوهش با مراجعه به کتابخانه هاي مختلف و استفاده از سايتهاي علمي مرتبط با موضوع از جمله سايت مقام معظم رهبري و آثار مکتوب ايشان به جمع آوري اطلاعات مورد نظر در خصوص اصول، روشها و عوامل موثر بر تعليم و تربيت پرداخته ايم و سپس از روش پيمايشي با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته براي بررسي ميزان آگاهي اساتيد دانشگاه علوم انتظامي از آنها استفاده شده است. جامعه آماري اساتيد دانشگاه علوم انتظامي و روشهاي تجزيه و تحليل اطلاعات با استفاده از نرم افزار SPSS و در بخش آمار استنباطي، روش مورد استفاده آزمون t استيودنت تک نمونه، آزمون فريدمن است که توسط نرم افزار SPSS انجام گرفته است. يافته ها اين را نشان مي دهد که از اصول تعليم و تربيت از ديدگاه مقام معظم رهبري هدفمند بودن و جهت ديني داشتن علم و در روشهاي تعليم و تربيت از ديدگاه ايشان تربيت عملي و از عوامل موثر بر تعليم و تربيت، دانشگاه داراي رتبه ميانگين بالاتري در بررسي ميزان آگاهي اساتيد دانشگاه علوم انتظامي از ميان ديگر اصول، روشها و عوامل موثر بوده است.
واژگان کليدي:
اصول: Principles
روشها: Methods
عوامل موثر: Effective Factors
تعليم و تربيت: Education
ديدگاه: Point of view
مقام معظم رهبري: The Great Leader
آگاهي: Awareness
اساتيد: Professors
دانشگاه علوم انتظامي: Police University
فهرست:
فهرست جداولviفصل اول: کليات11-1- مقدمه21-2- بيان مسئله21-3- هدفهاي تحقيق4الف- هدف کلي4ب- اهداف فرعي41-4- سوال هاي تحقيق42-4-1- سوال اصلي52-4-2- سوال هاي فرعي51-4- اهميت و ضرورت تحقيق51-6- چه کاربردهايي از انجام اين تحقيق متصور است61-7- استفاده کنندگان از نتيجه پايان نامه اعم از موسسات آموزشي، پژوهشي، دستگاه هاي اجرايي و غيره61-8- جنبه جديد بودن و نوآوري طرح چيست 6فصل دوم: ادبيات تحقيق72-1- مقدمه82-2- تعريف تربيت92-3- مفهوم تربيت102-4- تعريف تعليم112-5- رابطه تربيت با تعليم112-6- تفاوت تعليم با تربيت122-6-1- مفهوم تربيت وسيعتر از تعليم است122-6-2- تربيت به رشد مثبت مي انجامد ولي در تعليم شامل آگاهي مثبت و منفي است122-6-3- اهداف تربيت گسترده تر از اهداف تعليم است132-6-4- تعليم جنبه ي ذهني و تربيت جنبه ي عملي دارد132-7- اهداف کلي تعليم و تربيت142-7-1- اهداف اعتقادي14الف – توحيد14ب- وحي و انبياء15ب-1- برهان لطف15ب-2- برهان هدايت عامه16ج- ولايت و امامت17د- ولايت فقيه18ه- نماز19و- امر به معروف و نهي از منکر23ز- شهادت و جهاد در راه خدا25ح- مراسم و شعائر277-2- اهداف اخلاقي29الف- تخلق به اخلاق الله29ب- تقوا31ج- ذکر و ياد خدا32د- دوري از تکبر342-8- اهداف علمي36الف- کسب تجربه36ب- تقويت مايه علمي372-9- اهداف فرهنگي‌ و هنري382-10- اهداف اجتماعي41الف- مهرباني و محبت42ب- مبنا بودن خانواده43ج- عدالت اجتماعي45د- وحدت و الفت47ه- رعايت قانون482-11- اهداف سياسي49الف- حفظ استقلال49ب- شناخت جغرافياي سياسي51ج- دشمن شناسي و شناخت استکبار51و- آشنايي با معناي انتظار522-12- اهداف اقتصادي53الف- ارزش کار در اسلام55ب- عشق و علاقه و جدي گرفتن شغل و وظيفه55ج- استقلال کامل اقتصادي572-13- اصول و سياست هاي حاکم بر تعليم و تربيت572-13-1- توجه به مسائل ديني و اعتقادي582-13-2- تزکيه و تهذيب نفس60الف- رستگاري60ب- تربيت زمينه ساز تعليم حکمت و کتاب61ج- فهم حقايق قرآن61د- محبوبيت نزد خدا61ه- جاودانگي در بهشت622-13-3- اعتقاد و عمل اسلامي622-14- سياست ها در عرصه تعليم و تربيت632-14-1- جهاني و جاودانه بودن هدايت الهي652-14-2- سرمايه گذاري فرهنگي652-14-3- اهميت فراگيري علم در هر کجاي عالم662-14-4- جهت گيري علم682-14-5- رابطه علم و دين692-15- روشها و فنون تعليم و تربيت702-15-1- هدايت صحيح استعدادها712-15-2- تربيت عملي722-15-3- دعوت به تفکر و تعقل732-15-4- عبرت گرفتن از سرنوشت گذشتگان752-15-5- تشويق و تنبيه772-15-6- هنر و شيوه هاي هنري782-16- عوامل و نهادهاي موثر در تعليم و تربيت812-16-1- عامل خانواده812-16-2- آموزش و پرورش822-16-3- دانشگاه842-16-3-1- دانشجو کيست؟852-16-3-2- جايگاه دانشگاه862-16-3-3- تربيت دانشجو872-16-3-4- مسائل آموزشي882-16-3-5- فعاليت هاي سياسي در دانشگاه902-16-4- رسانه922-16-4-1- صدا و سيما922-16-4-2- مطبوعات952-16-4-3- اينترنت و ماهواره972-16-5- کتاب992-16-6- دولت1002-16-7- محيط1012-17- پيشينه1022-18- مدل مفهومي اصول و روشها و عوامل موثر بر تعليم و تربيت104مدل مفهومي اصول و روشها و عوامل موثر بر تعليم و تربيت از ديدگاه مقام معظم رهبري105فصل سوم:106?-?- مقدمه1073-2- نوع و روش تحقيق1073-3- جامعه مورد مطالعه1073-4- نمونه و روش نمونه گيري1073-5- ابزار سنجش1083-6- روش جمع آوري اطلاعات1083-7- متغيرهاي تحقيق1083-8- سنجش پاياني و روايي ابزار گرد آوري اطلاعات1093-9- روش تجزيه و تحليل اطلاعات109فصل چهارم: تجزيه و تحليل داده ها و آزمون فرضيه ها110مقدمه1114-1- بررسي وضعيت سوالات و متغيرهاي تحقيق1114-2- بررسي سوال هاي تحقيق1134-2-1- اولويت بندي اصول تعليم و تربيت1154-2-2- اولويت بندي روش هاي تعليم و تربيت1184-2-3- اولويت بندي راهکارهاي موثر بر اصول و روش هاي تعليم و تربيت123فصل پنجم: نتيجه گيري1265-1- مقدمه1275-2- نتيجه گيري و بحث127بحث درباره نتايج1305-3- پيشنهادها131الف- پيشنهادهاي کاربردي131ب- پيشنهادهاي تحقيقاتي1315-4- محدوديت هاي تحقيق132منابع133
فهرست جداول
108جدول 3-1 تعداد گزينه هاي مربوط به مولفه هاي پرسش نامه 111جدول4-1: وضعيت پاسخ به سوالات تحقيق113جدول4-2: آزمون t تک نمونه مربوط به اصول (اصل 1: توجه به مسائل ديني و اعتقادي)114جدول4-3: آزمون t تک نمونه مربوط به اصول (اصل 2: سياست ها در عرصه تعليم و تربيت )114جدول4-4: آزمون t تک نمونه مربوط به اصول (اصل 3: جهت گيري علم)115جدول4-5: آزمون t تک نمونه مربوط به اصول (اصل 4: همزماني تکميل علم و دين)115جدول 4-6: اولويت بندي اصول تعليم و تربيت116جدول4-7: آزمون t تک نمونه مربوط به روش هاي تعليم و تربيت (روش 1: هدايت صحيح استعدادها)116جدول4-8: آزمون t تک نمونه مربوط به روش هاي تعليم و تربيت (روش 2: تربيت عملي)117جدول4-9: آزمون t تک نمونه مربوط به روش هاي تعليم و تربيت (روش 3: دعوت به تفکر و تعقل)117جدول4-10: آزمون t تک نمونه مربوط به روش هاي تعليم و تربيت (روش 4: عبرت از سرنوشت گذشتگان)118جدول4-11: آزمون t تک نمونه مربوط به روش هاي تعليم و تربيت (روش 5: تشويق و تنبيه)118جدول4-12: آزمون t تک نمونه مربوط به روش هاي تعليم و تربيت (روش 6: هنر نو)118جدول 4-13: اولويت بندي روش هاي تعليم و تربيت119جدول4-14: آزمون t تک نمونه مربوط به راهکارها (راهکار 1: خانواده)120جدول4-15: آزمون t تک نمونه مربوط به راهکارها (راهکار 2: آموزش و پرورش)120جدول4-16: آزمون t تک نمونه مربوط به راهکارها (راهکار 3: دانشگاه)121جدول4-17: آزمون t تک نمونه مربوط به راهکارها (راهکار 4 صدا و سيما)121جدول4-18: آزمون t تک نمونه مربوط به راهکارها (راهکار 5: مطبوعات)121جدول4-19: آزمون t تک نمونه مربوط به راهکارها (راهکار 6: کتاب)122جدول4-20: آزمون t تک نمونه مربوط به راهکارها (راهکار 7: اينترنت)122جدول4-21: آزمون t تک نمونه مربوط به راهکارها (راهکار 8: ماهواره)122جدول4-22: آزمون t تک نمونه مربوط به راهکارها (راهکار 9: دولت)123جدول4-23: آزمون t تک نمونه مربوط به راهکارها (راهکار 10: محيط)123جدول 4-24: اولويت بندي عوامل موثر بر اصول تعليم و تربيت124جدول 4-25: آزمون تک نمونه مربوط به ميزان آگاهي اساتيد تعليم و تربيت1285-1: اولويت بندي اصول تعليم و تربيت1285-2: اولويت بندي روش هاي تعليم و تربيت1295-3: اولويت بندي عوامل موثر بر روش ها و اصول تعليم و تربيت
1-1- مقدمه:
آنچه ما را بر آن داشت که در عرصه تعليم و تربيت که مي توان آن را نقطه رهايي انسان از قيد و بند جموديت دانست قدم بگذاريم اهميت و بيان اين مسئله است که تعليم و تريبت چه نقشي در زندگي انسان دارد. آيا مي توان آن را ناديده گرفت و فرض کرد خود به خود اين امر حادث مي شود و انسان با پا گذاشتن به دنيا، تعليم و تربيت نيز در او نهاده شده است و به نوعي لازم به دستکاري در آن نيست. و يا نه تعليم و تربيت نه فقط در خمير مايه و سرشت انسانها وجود دارد بلکه اين قابليت در انسان به وديعت گذارده شده و نياز به شکوفايي دارد که آن هم محرکي غير از خود داشته باشد. و يا اينکه ضرورت و اهميت پرداختن به اين مسئله تا چه حد براي ما راهگشا خواهد بود و چه اثرات مثبتي در زندگي فردي و اجتماعي ما خواهد داشت و نگرش ما به جهان و خالق جهان که خود رب العالمين است چگونه خواهد بود. و يا اصول، روشها و عوامل موثر بر تعليم و تربيت کدامند و ميزان تاثير گذاري آنان در اين مقوله چگونه است و يا هدف اصلي که شامل اهداف جزئي تري نيز مي شود در اين تحقيق چيست؟
حال مي توان از نگاه هاي مختلف به اين مباحث پرداخت و از نظرات و آراء و افکار دانشمندان بزرگ در اين خصوص بهره جست. در اين تحقيق بر آن شديم که از ديدگاه يکي از برجسته ترين متفکران حوزه تعليم و تربيت که همواره با نظرات و بيانات خود در اين حوزه نورافشاني مي کند يعني مقام معظم رهبري به اين بحث وارد شويم و از زواياي گوناگوني که اشاره شد موشکافانه بررسي و تحقيق نمائيم و به اين مهم پي ببريم که اساتيد دانشگاه علوم انتظامي که از متوليان تعليم و تربيت بشمار مي روند به چه ميزان به اين ديدگاه آشنايي دارند که پرداختن به اين موضوع مي تواند به ما تصويري از دور نماي اجرايي شدن منويات معظم له در امر تعليم و تربيت در دانشگاه علوم انتظامي و مراکز آموزشي نشان دهد.
1-2- بيان مسئله:
از ديرباز بشر راههاي رسيدن به کمال را مورد بررسي قرار داده است و از بارزترين آن مي توان به رسالت انبياء که به عنوان مربي اين وظيفه را بر عهده داشته اند اشاره نمود. انساني که هميشه کمال جو و بالا نگر بوده است و به پيشرفت و رسيدن به قرب الهي رهنمون شده است که در اين مسير تعليم و تربيت نقش اساسي و بي بديل داشته است. اگر در اين راستا به فلسفه تعليم و تربيت نگاه کنيم متوجه اراء و تفکرات متعددي از صاحبنظران اين علم مي شويم که هر کدام از منظري نقش تعليم و تربيت را در شکوفايي جوامع انساني مطرح نموده اند و شيوه هاي موثر آن را بيان داشته اند بعنوان مثال جان ديوئي مفهوم تعليم و تربيت را چنين بيان مي دارد: ” دوباره ساختن يا دوباره سازمان دادن تجربه به منظور اينکه معناي تجربه گسترش پيدا کند و براي هدايت و کنترل تجربيات بعدي فرد را بهتر قادر سازد (به نقل از شريعتمداري 79/89) “.
و در جاي ديگر مي گويد: جامعه از طريق هدايت فعاليتهاي جوانان و تعيين آينده آنها آينده خود را مشخص مي سازد. و دکتر علي شريعتمداري نيز در اين خصوص دارد که يکي از مفاهيم اساسي تعليم و تربيت هدايت فرد است و در اينجا مراد از هدايت فرد هدايت او در جنبه هاي مختلف رشد شخصيت مي باشد، شخصيت آدمي جنبه هاي اساسي دارد که معمولاً روانشناسان چهار جنبه اساسي براي شخصيت آدمي مطرح مي سازند که شامل:
(1) جنبه عقلاني
(2) جنبه اجتماعي
(3) جنبه عاطفي
(4) جنبه بدني (شريعتمداري 79/43)
و يا اينکه رهبر معظم انقلاب در تعبيري زيبا مي فرمايند: تربيت به معناي رشد و نمود حرکت هر شيء به سمت هدف و غايتي است که آن شيء کمال خود را باز مي يابد و براي مثال تربيت يک نهال يا يک بوته گل به اين معناست که ما اين نهال يا يک بوته گل را رشد و نمو بدهيم تا برگ و بار پيدا کند و ضمن اينکه خود اين نهال يا بوته از لحاظ ظاهري و جسمي و زيبايي بايد شکل کامل خود را پيدا کند ميوه اش هم بايد سالم و شيرين باشد. (بانکي پور فرد- قماشچي 80/53)
به نظر مي رسد بزرگترين مساله بشريت امروز ضعف در تعليم و تربيت است و دانشگاه علوم انتظامي هم که به عنوان تنها مرکز آموزش عالي پليس به ترتيب افسران پليس که حافظ نظم و امنيت به عنوان گرانبهاترين سرمايه مردم هستند مي پردازد، از بعد تعليم و تربيت همواره مورد نقد ذينفعان يعني مسئولين پليس هاي تخصصي و نيز مردم بوده و نتايج تحقيق هاي انجام شده هم نشانه گر آن است که ابعاد تعليم و تربيت مثل تدين و اعتماد به نفس دانشجويان رشد معني داري نداشته است (محبي 1389، سوري 13).
مقام معظم رهبري به عنوان فرماندهي کلّ قوا و نيز ولي امر مسلمين جهان، همواره تعليم و تربيت از مهمترين دغدغه هايشان بوده و به عنوان يکي از برجسته ترين صاحبنظران حوزه تعليم و تربيت ديني محسوب مي گردند. در اين راستا تحقيق حاضر به دنبال اين مهم است که اصول و روش ها و عوامل موثر بر تعليم و تربيت از ديدگاه مقام معظم رهبري کدامند و اساتيد دانشگاه علوم انتظامي چه ميزان از اين اصول و روشها و عوامل موثر آگاهي داشته و مبناي کارهاي تربيتي قرار داده است؟
1-3- هدفهاي تحقيق:
الف- هدف کلّي:
بررسي اصول، روش ها و عوامل موثر بر تعليم و تربيت از ديدگاه مقام معظم رهبري و ميزان آگاهي اساتيد دانشگاه علوم انتظامي از آنها
ب- اهداف فرعي:
4- ميزان آگاهي اساتيد تعليم و تربيت دانشگاه علوم انتظامي از اصول، روش ها و عوامل موثر بر تعليم و تربيت از ديدگاه مقام معظم رهبري
2- بررسي روش هاي تعليم و تربيت از ديدگاه مقام معظم رهبري و ميزان آگاهي اساتيد دانشگاه علوم انتظامي از آنها
3- بررسي عوامل موثر بر تعليم و تربيت و ميزان آگاهي اساتيد دانشگاه علوم انتظامي از آنها
1- بررسي اصول تعليم و تربيت از ديدگاه مقام معظم رهبري و ميزان آگاهي اساتيد دانشگاه علوم انتظامي از آنها
1-4- سوال هاي تحقيق:
2-4-1- سوال اصلي:
اصول و روشها و عوامل موثر بر تعليم و تربيت از ديدگاه مقام معظم رهبري کدامند و در دانشگاه علوم انتظامي اساتيد امر تعليم و تربيت چه ميزان نسبت به آن آشنايي داشته و آنرا به کار مي بندند.
2-4-2- سوال هاي فرعي:
1- اصول تعليم و تربيت از ديدگاه مقام معظم رهبري کدامند؟
2- روش هاي تعليم و تربيت از ديدگاه مقام معظم رهبري کدامند؟
3- عوامل موثر بر تعليم و تربيت از ديدگاه مقام معظم رهبري کدامند؟
4- بررسي ميزان آگاهي اساتيد تعليم و تربيت دانشگاه علوم انتظامي از اصول، روش ها و عوامل موثر بر تعليم و تربيت از ديدگاه مقام معظم رهبري چه اندازه است؟
1-5- اهميّت و ضرورت تحقيق:
در اهميّت تعليم و تربيت سوره حمد پس از بسم الله الرحمن الرحيم آمده است (الحمدُ لله رب العالمين) يعني حمد و ستايش مخصوص خداوند است که پروردگار عالميان است و اين نشان از اهميّت امر تربيت دارد که يکي از افعال مهم خداوند است اهميّت آن از جايگاهي که در قرآن و در زندگي مسلمانان دارد آشکار است قرآن با اين کلام آشکار شده و با حمد و ستايش خداوند نيز همراه است بر هر مکلفي واجب است در هر شبانه روز ده مرتبه در نمازهاي واجب و يوميه در سوره حمد اين جمله را بخواند و علاوه بر آن در نمازهاي واجب ديگر و نمازهاي مستحبي پروردگار را حمد و ستايش بگويد. اوّلين آياتي که بر پيامبر اکرم (ص) نازل شد آيات مربوط به تعليم و تربيت است (سوره العلق) بنابراين وحي با حرکت علمي آغاز شد (مکارم شيرازي 74/159).
با توجه به مطالب فوق و اشاراتي که در سابقه بيان گرديد مي توان به اهميّت و جايگاه تعليم و تربيت و اثرات مثبت آن در زندگي فردي و اجتماعي پي برد.
حال اساتيد دانشگاه علوم انتظامي که بعنوان الگوي نظري و عملي آينده سازان نيروي انتظامي هستند و نتيجه کار آنان در جامعه همواره تبلوري از تعليم و تربيت آنان مي باشد به چه ميزان از اصول و روشها و عوامل موثر بر تعليم و تربيت از ديدگاه مقام معظم رهبري آگاهي دارند.
1-6- چه کاربردهايي از انجام اين تحقيق متصور است:
1- بکارگيري آن براي مدرسان دانشگاه علوم انتظامي
2- بکارگيري آن براي استفاده فراگيران در مراکز آموزش ناجا، ساعس و حفا ناجا
3- استفاده مرکز مطالعات و تحقيقات سازمان عقيدتي سياسي ناجا از اصول، روش ها و عوامل موثر بر تعليم و تربيت از ديدگاه مقام معظم رهبري
1-7- استفاده کنندگان از نتيجه پايان نامه اعم از موسسات آموزشي، پژوهشي، دستگاه هاي اجرايي و غيره:
1. دانشجويان دانشگاه نيروي انتظامي
2. مراکز آموزش ناجا و ساعس و حفا ناجا
3. دانشجويان و ديگر فراگيران کارکنان نيروهاي مسلح اعم از ارتش، سپاه و بسيج
4. دفتر مطالعات و تحقيقات ناجا و ساعس ناجا
5. ديگر دانشگاهها و مراکز علمي و پژوهشي
1-8- جنبه جديد بودن و نوآوري طرح چيست؟ (توسط استاد راهنما تکميل شود):
با توجه به اينکه آنچه تاکنون صورت گرفته معمولاً جنبه نظري داشته است اين تحقيق هم نظري است يعني به تبيين ديدگاه مقام معظم رهبري مي پردازد و هم کابردي و عملياتي است زيرا به تطبيق ديدگاه مقام معظم رهبري و آنچه در عمل در دانشگاه علوم انتظامي صورت مي گيرد مي پردازد بنابراين از اين حيث، کار نو محسوب مي گردد.
2-1- مقدمه:
انسان موجودي مستعد و شگفت انگيزي است که خداوند اين قابليت را در او به وديعه گذاشته است که همواره بتواند سره را از ناسره، درست را از نادرست، کجي را از راستي و خوبي را از بدي تشخيص دهد و هرکدام را به دلخواه خود انتخاب نمايد و گاهي اين انسان با داشتن هوش و ذکاوت و استعداد دروني از راه راست خارج شده و به انحراف کشيده مي شود و رو به خزان و زيانکاري مي رود که نه تنها به خود بلکه به ديگران هم آسيب مي رساند گاهي از حد تصور نيز خارج مي شود و به فرموده قرآن کريم از حيوان نيز پست تر مي شود. البته شکي نيست که وجود انسان ها همگي بر گرفته از فيض و رحمت لا يتناهي خداوند بزرگ است که رحمت و برکات خود را مثل باران بر همه مي باراند . سوال پس چرا با توجه به اينکه اصل و اساس يک انسان از يک منشاء است اين همه تضاد و چندگانگي و عداوت و کينه توزي و سرگشتگي در ميان انسان ها مشاهده مي شود؟ چرا بعضي از انسان ها به جاي راه خير، راه شر را انتخاب مي کنند؟ چرا به جاي مهرورزي و دوست داشتن، عداوت و دشمني را پيشه خود مي کنند؟ چرا با تمام توانايي هايي که در آنان امانت گذاشته شده و مي توان در راه رسيدن به کمال از آن استفاده نمايد با نهايت تعجب در راه باطل به کار مي برد؟ و چراهاي ديگر حال با بيان اين چراها مي خواهيم به اهميّت موضوعي پي ببريم تا شايد نتيجه آن علت اين همه دوگانگي و تفاوت و تضاد را روشن نمايد مسئله مهمي که امروزه تمامي متفکران و انديشمندان حوزه تربيتي به درستي به آن اشاره مي نمايند و به تاثير آن صحه مي گذارند. مسئله اي که در حال حاضر تمامي جوامع مختلف با تمام قواي اقتصادي و فرهنگي و سياسي در تلاشند که آن را در مسير خواسته خود قرار دهند و بهره لازم را از آن ببرند و آن چيزي نيست به جزء تعليم و تربيت که يکي از اساسي ترين مسائل جوامع بشري است البته اين مسئله فقط مختص به زمان خاصي نيست اگر تاريخ را بررسي نماييم مي بينيم که اساس رسالت و بر انگيختن پيامبران الهي همگي بر اين پايه استوار است و همگي آنان متفق القولند که با تعليم و تربيت انسان را به راه راست هدايت نمايند و استعدادهاي دروني او را شکوفا نمايند و به مقام خليفه الهي برسانند که اين ميسر نمي شود مگر با تربيت صحيح. در بيان امام خميني (ره) که خود معلمي بود که رسالت انبياء را بر دوش کشيد و جهاني را متحول ساخت و فرمود: انبياء آمدند که ما را هوشيار کنند – تربيت کنند – انبياء براي انسان آمده اند و براي انسان سازي آمده اند کتب انبياء کتب انسان سازي است قرآن کتاب انسان سازي است. موضوع علم انبياء انسان است و هر چه جهت حرف با انسان است. انسان منشاء همه خيرات است و اگر انسان نشود منشاء همه ظلمات است. اين موجود بر سر دوراهي واقع است يک راه، راه انسان و يک راه، راه منحرف از انسانيت است تا از چه حيواني سر بيرون بياورد.
و در جايي ديگر مي فرمايد تنها راه تربيت و تعليم راهي است که از ناحيه وحي مربي همه عالم رب العالمين و از ناحيه حق تعالي ارائه شود و آن علمي است که انسان را به کمال مطلوب مي رساند. (به نقل از دلشاد: 1382/ 3)
و شهيد مطهري به درستي درباره تعليم و تربيت بحث ساختن انسان رامطرح مي نمايد و مي فرمايد:همانطوري که يک مکتب داراي هدف هاي مشخصي است و مقررات همه جانبه اي دارد به اصطلاح سيستم حقوقي و سيستم اقتصادي و سيستم سياسي دارد نمي تواند يک سيستم خاص آموزشي نداشته باشد و اين هدف خاص آموزشي خواه براي فرد يا جامعه باشد که اگر هدف جامعه باشد بالاخره اين افراد هستند که بوسيله آنها بايد اصل طرح ها پياده شود افراد بايد آموزش ببينند و اگر هدف فرد باشد بديهي است که آموزش وپرورش افراد ضروري است. (شهيد مطهري 1373)
و يا مقام معظم رهبري که خود بعنوان کسي که در راس جامعه اسلامي داراي تربيت الهي است و در اين تحقيق سعي مي شود به بررسي اصول و روش ها و عوامل موثر بر تعليم وتربيت از ديدگاه ايشان و ميزان آگاهي اساتيد دانشگاه علوم انتظامي از آنها پرداخته شود در اهمييت تعليم وتربيت مي فرمايد هيچ آباد کردني به قدر آباد کردن روان انسان و فکر انسان که در حقيقت راه آينده اورا ترسيم مي کند نمي رسد. (بانکي پورفرد و قماشچي 76: 1380)
2-2- تعريف تربيت:
از نظر لغوي وازه تربيت از ريشه “ربو” و باب تفعيل است در اين ريشه معناي زيادت و فزوني اخذ شده است و در مشتقات مختلف آن مي توان اين معنا را به نوعي بازيافت مثلا به تپه “ربوه” گفته مي شود زيرا نسبت به سطح زمين برآمده است نفس زدن را “ربو” گويند به سبب اينکه موجب برآمدن سينه است “ربا”نيز از آن رو که زيادتي بر اصل مال است به اين نام خوانده مي شود البته تنها به نوع خاصي از زيادت بر اصل مال ربا اطلاق شده است نه به هرگونه زيادتي براي مثال برکت که نوعي زيادت بر اصل است ربا محسوب نمي شود. (باقري ج يک 51:1390)
تربيت به معناي پروردن پروراندن پرورش دادن و ادب واخلاق به کسي ياد دادن (عميد 538:1389) و در اصطلاح نيز تعاريف زيادي در اين باره شده است که به عنوان مثال از نظر حضرت آيت الله خامنه اي تربيت به معناي رشد و حرکت شئ به سمتي است که آن شئ کمال خود را باز مي يابد و براي مثال تربيت يک نهال يا يک بوته گل به اين معناست که ما اين نهال يا بوته را رشد بدهيم تا برگ و بار پيدا کند و ميوه بدهدو ضمن اينکه خود اين نهال يا بوته از لحاظ ظاهري و زيبايي بايد شکل کامل خود را پيدا کند ميوه اش هم بايد ميوه سالم وشيريني باشد. (بانکي پورفرد، قماشچي 1384:53)
و يا در تعريفي ازامام خميني از قوه به فعل رساندن استعدادهاي نهفته فطرت انساني درجهت الهي شدن اوست. (امام خميني 1388: 28)
ويا اينکه “تربيت” نوعي ترديد نفس و باطن است و از طريق اعتدال بخشي به قوا و تمايلات بوسيله معرفت رياضت و استمرار براي نيل به انس و قرب الهي. (شريعتمداري 35:1378)
صرف نظر از تعاريفي که ازجنبه هاي مختلف اخلاقي – اجتماعي – فلسفي مورد برسي واقع مي شود در تعاريف تربيت نکته اشتراکي نيز وجود دارد که مي توان به آن اشاره کرد.
– يکي اينکه نوعا مربوط به انسان مي شود و موضوع بحث آن درباره رشد و تکامل اوست.
– اينکه در تربيت ارتباط ميان دو کس است يعني يکي بر ديگري تاثيرگذار است يکي بالغ و ديگري نابالغ .
– اينکه تربيت يک عمل هدفدار است.
– اينکه درنهايت متربي بايد کامل شود يعني در واقع بايد به قرب الهي برسد.
– اينکه در اين عمل به قابليت رسيدن استعدادهاي دروني افراد است.
2-3- مفهوم تربيت:
تربيت از مفاهيم و پديده هايي است که در خصوص مفهوم آن توافق فلسفي و وحدت ديدگاه کمتر وجود دارد به اين لحاظ که هر مکتب و مسلکي برمبناي فلسفي خود تعريف ويژه اي براي تربيت ارائه مي کند شايد بتوان قديمي ترين و در عين حال روان ترين وساده ترين تعريف را به افلاطون نسبت داد وي مي گويد: تربيت زيباترين چيزي است که دربهترين انسان ها آشکار مي شود.
و يا ارسطو گفته است تربيت ايجاد فضيلت فردي و نيز فضيلت اجتماعي و مدني است.
و يا پستالوزي تربيت را رشد طبيعي و تدريجي همه استعداد ها نبرد هاي گوهرين در انسان ها مي داند و جان ديويي تربيت را با رويکردي جامعه شناسي امري اجتماعي مي داند که مي توان آن را بازيابي پياپي تجربه براي افزايش گستره ي ژرفاي محتواي اجتماعي آن دانست. در عبارتي خلاصه تربيت از نظر وي يعني کسب تجربه بوسيله تجربه و براي بازسازي تجربه شهيد مطهري نيز تربيت را پرورش دادن و به فعليت رساندن استعدادها و ايجاد تعادل و هماهنگي ميان آنها مي داند تا از اين راه متربي به حد اعلاي کمال برسد.
( تقي پور ظهير به نقل از جعفري طوسي، 1389: 15)
2-4- تعريف تعليم:
تعليم نيز مصدر باب تفعيل است و از ماده علم اشتقاق يافته و در لغت به معناي آموختن، آگاهانيدن و ياد دادن است. در هر صورت تعليم بدين معناست که متعلم از علم و آگاهي برخوردار مي گردد و آنچه را که پيش از اين نداشته به دست مي آورد. (بهشتي، 1387: 42)
در قرآن کريم نيز تعليم به معناي انتقال آگاهي و دانايي است. انتقال آگاهي در مورد جماد و نبات نمود ندارد اما در مورد انسان و حيوان انتقال آگاهي تحقق دارد و در قرآن کريم هم به آن اشاره شده است: علّم الانسانَ ما لم يَعلَم – (علق 5 ) آنچه را که انسان نمي دانست به او آموخت.
و در مورد حيوان: و ما عَلّمتُم مِن الجَوارِح مُکَلّبينَ تُعَلِّمونَهُنَّ مِما عَلَّمَکُمُ الله – (مائده، 4) از آنچه براي مردمان حلال است صيد حيوانات شکارگر است که به عنوان مربيان سگ هاي شکاري از آنچه که خدايتان آموخته به آنها تعليم داده ايد.
2-5- رابطه تربيت با تعليم:
در تعريف تربيت آورديم که برانگيختن و فراهم آوردن موجبات رشد و پرورش و شکوفايي استعدادها و قابليتها و توانايي هاي انسان به منظور رسيدن به کمال و سعادت مطلوب است و در تعريف تعليم نيز آورديم که به معناي آموختن، آگاهانيدن و ياد دادن است و در هر صورت تعليم بدين معناست که متعلم از علم و آگاهي برخوردار مي گردد و آنچه را که پيش از اين نداشته به دست مي آورد.
پس يک نوع ارتباط معقول و آميختگي در تعليم و تربيت وجود دارد که به طور معنا داري آنان را به هم پيوند مي زند چون اين ارتباط توسط کسي برقرار مي شود که در اصطلاح مي توان در تعليم به آن معلم و در تربيت مربي گفت.
مقام معظم رهبري در بياني مي فرمايد:
تعليم از تربيت نبايد جدا باشد و تعليم بايد با تربيت آميخته باشد. سعي کنيد در مدارس تربيت يک لحظه متوقف نشود. البته بهترين شکل کار اين است که معلم مربي نيز باشد و در اين فکر باشيد که در آينده هم معلم و هم مربي باشيد. (بانکي پور فرد، 1380: 55)
2-6- تفاوت تعليم با تربيت:
در تفاوت تعليم با تربيت مي توان به نکات زير اشاره کرد:
2-6-1- مفهوم تربيت وسيعتر از تعليم است.
همان طور که اشاره شد تعليم به معناي انتقال آگاهي و دانايي است. انتقال آگاهي و دانايي در مورد جماد و نبات نمود ندارد اما در مورد انسان و حيوان انتقال آگاهي تحقق دارد و در تربيت علاوه بر انسان و حيوان نبات نيز شامل مي شود.
2-6-2- تربيت به رشد مثبت مي انجامد ولي در تعليم شامل آگاهي مثبت و منفي است.
تربيت تنها در موردي به کار مي رود که منجر به رشد مثبت متناسب با انسان وجود داشته باشد اما تعليم شامل آگاهي هاي مثبت و منفي است. قرآن کريم در داستان موسي و خضر مي فرمايد موسي به خضر گفت آيا تو را پيروي کنم تا آنچه به تو تعليم داده شده و مايه رشد و صلاح است به من بياموزي: قالَ لهُ موسي هَل اَتَبعُکَ علي اَن تُعَلّمَنِ ممّا علمتُ رُشداً (کهف، 66). ولي در آيه اي ديگر از تعليم و انتقال آگاهي که موجب فساد و اختلاف است سخن مي گويد: و آنان از آن دو فرشته چيزهايي مي آموختند که بتوانند بوسيله آن ميان مرد و همسرش جدايي بيفکند. (بقره، 102)
به هر حال تربيت هم عوامل و تمامي زمينه هايي را که مي تواند در جهت پرورش و شکوفايي توانائيها و قابليتهاي آدمي موثر باشد در بر مي گيرد اما تعليم تنها به بخشي از عوامل يعني به انتقال آگاهي و معلومات ارتباط دارد و به عبارت ديگر تربيت شامل همه توانمنديها و استعدادهاست اما تعليم آموزش است. (بهشتي، 1387: 44و43)
2-6-3- اهداف تربيت گسترده تر از اهداف تعليم است:
بوسيله ي تربيت مي توان تمامي استعدادهاي جسماني و روحاني و عقلي و عاطفي انسان را رشد داد. اما تعليم فقط به افزايش معلومات ذهني متربي کمک مي کند، لذا اهداف تربيت گسترده تر از اهداف تعليم است.
2-6-4- تعليم جنبه ي ذهني و تربيت جنبه ي عملي دارد.
يعني چه بسا افرادي که علم و آگاهي نسبت به بسياري مسائل دارند اما به هيچ يک از آنها عمل نمي کنند اما تربيت جنبه ي عملي دارد يعني تربيت هنگامي اطلاق مي شود که انسان علم و آگاهي خود را به کار گيرد. ولي تعليم به معارفي محدود که معلم آن را به شاگردان القاء مي کند. ليکن معارف و معلومات نمي توانند هميشه به عنوان يک عامل نيرومند و مؤثر براي عمل و رفتار باشند آنگاه معلومات انسان مي تواند سازنده و سامان بخش باشد که در زندگاني و طرز رفتار او مورد استفاده قرار گيرد. (چراغ چشم به نقل از جعفري طوسي، 1389: 16)
در اين رابطه مقام معظم رهبري که بيانات ايشان در اين تحقيق فصل الخطاب است مي فرمايند:
در مورد تربيت بايد توجه کنيم که منظور از تربيت فقط فراگيري نيست بلکه بالاتر از فراگيري يک چيز ديگري وجود دارد که آن تربيت به معناي خاص است چون تربيت در اصطلاح عام شامل تعليم هم مي شود پس تربيت در اصطلاح خاص چيزي غير تعليم است و تعليم به معناي يادگرفتن است، اما تربيت به معناي شدن به شکل خاصي در آمدن و يک هويت درست و مطلوبي پيدا کردن است که شامل تربيت هاي اخلاقي، تربيت هاي ديني و به اصطلاح تزريق اخلاقيات در وجود انسان مي شود و لذا آدمي که صبر، شجاعت يا حلم را با تربيت ياد مي گيرد، اين آدم مثل کسي است که از رحم مادر شجاع يا حليم بدنيا آمده باشد يعني خصيصه ي شجاعت و حلم جزء طبيعت او مي شود. (بانکي پور فرد 1380: 55)
2-7- اهداف کلي تعليم و تربيت:
هدف نهايي خلقت انسان و هدف نهايي تعليم و تربيت اسلامي رسيدن به قرب الهي است هر چند لازم است اين هدف به اهداف و مقاصد جزئي، مشخص و روشن تر تجزيه شود تا در برنامه هاي تعليم و تربيت مورد استفاده قرار گيرد، اما هر هدفي که براي تربيت در ابعاد گوناگون پيش بيني مي شود بايد در شعاع قرب الهي و براي تحقق اين هدف باشد چون خاستگاه همه ي اهداف تعليم و تربيت اسلامي رسيدن به قرب الهي است. مقصود از قرب الهي رهايي از دلبستگي هاي مادي و دل کندن از غير خدا و دلدادگي به خداوند و پيروي تام از دستورهاي او رسيدن به يقين شهودي و فناء في الله و بقاء بالله است. لذا اگر بخواهيم به تشريح اهداف کلي بپردازيم مي توانيم به هدف هاي اعتقادي، اخلاقي ، علمي، فرهنگي و هنري، اجتماعي، سياسي و اقتصادي اشاره کنيم و راه هاي دستيابي به آن ها را نيز بررسي نمائيم.
2-7-1- اهداف اعتقادي:
الف- توحيد:
در بعد اهداف اعتقادي مقام معظم رهبري در رابطه با جايگاه توحيد در نظام اسلامي مي فرمايد:
اسلام دين توحيد است و توحيد يعني رهايي انسان از عبوديت و اطاعت و تسليم در برابر هر چيز و هر کس به جز خدا، يعني گسستن بندهاي سلطه ي نظام هاي بشري يعني شکستن طلسم ترس از قدرت هاي شيطاني و مادي يعني تکيه بر اقتدارات بي نهايتي که خداوند در نهاد انسان قرار داده و از او به کارگيري آنها را همچو فريضه اي تخلف ناپذير، طلب کرده است، يعني اعتماد به وعده ي الهي در پيروزي مستضعفين بر ستمکاران و مستکبران به شرط قيام، مبارزه و استقامت، يعني دل بستن به رحمت خدا و نهراسيدن از احتمال شکست، يعني استقبال از زحمات و خطراتي که در راه تحقق وعده ي الهي آدمي را تهديد مي کند يعني مشکلات راه را به حساب خدا گذاشتن و خود را به پيروزي حتمي و نهايي اميد داشتن، يعني در مبارزه، به هدف عالي که نجات جامعه از هر گونه ستم، تبعيض، جهل و شرک است چشم دوختن و عرض ناکامي هاي شخصي و ميان راهي را نزد خدا جستن، و خلاصه يعني خود را مرتبط و متصل به اقيانوس لايزال قدرت و حکمت الهي ديدن و به سمت هدف اعلي با اميد و بي تشويش شناختن. ( همان 112)
ب- وحي و انبياء:
انسان در راه سعادت و رستگاري و رسيدن به قرب الهي علاوه بر بهره گيري از عقل نيازمند بهره برداري از منبع ديگري به نام وحي است. ضرورت استفاده از وحي ره آورد دلايل متعدد عقلاني از جمله برهان لطف و برهان هدايت عامه است در تأييد اين دلايل عقلاني دلايل نقلي فراواني نيز وجود دارد به طور فشرده به دو دليل “برهان لطف” و “برهان هدايت عامه” اشاره مي شود اين دو دليل را متکلمان و حکيمان مسلمان اقامه کرده اند.
ب-1- برهان لطف:
خداوند عقل را همچو چراغي براي راهنمايي انسان در وجود آدمي به وديعت نهاده، اما واقعيت آن است که فروغ اين چراغ زوايايي را نشان نمي دهد و در برابر طوفان هوس آسيب پذير است. خداوند که از سر لطف خود عقل را در آدمي به وديعت نهاده است، از سر همين لطف برگزيدگاني فرستاده تا بر دعوت عقل تأکيد کنند. متکلمان از اين کار خداوند به “لطف” تعبير کرده و آن را بر خداوند لازم مي دانند.
قرآن کريم ضمن تأييد اين دليل عقلي، هدف از ارسال رسولان را اتمام حجت بر بندگان و بستن راه عذر و بهانه مي داند:
رُسُلاً مُبَشرينَ و مُنذِرينَ لِئلاَّ يکُونَ لِلنَّاسِ عَلَي اللهِ حُجةً بَعدَ الرُّسُلِ وَ کَانَ اللهُ عَزيزاً حَليماً (نساء، 156)
پيامبراني که بشارتگر و هشدار دهنده بودند تا براي مردم پس از (فرستادن)پيامبران در مقابل خدا (بهانه و) حجتي نباشد، و خداوند توانا و حکيم



قیمت: تومان


دیدگاهتان را بنویسید